جملات زیبای کتاب در انتظار خدا | طاقچه
تصویر جلد کتاب در انتظار خدا

بریده‌هایی از کتاب در انتظار خدا

نویسنده:سیمون وی
انتشارات:نشر نی
امتیاز
۲.۴از ۵ رأی
۲٫۴
(۵)
خداوند مقرر کرده است وقتی رحمتش به کانون وجود انسان رخنه کرد و از آن‌جا همهٔ هستی انسان را روشنی بخشید انسان بتواند روی آب راه برود، بی آن‌که هیچ یک از قوانین طبیعت را نقض کرده باشد، اما زمانی که انسان از خدا رو بگرداند خود را تسلیم قانون جاذبه کرده است و آن‌گاه اگر چه خود را صاحب قدرت تصمیم‌گیری و انتخاب می‌پندارد، فقط یک شیء است، سنگی است که فرومی‌افتد.
Sara Gharaee
من همیشه در همین جایگاه بوده‌ام، در آستانهٔ کلیسا، بدون جنبش و کاملاً ساکن، در انتظار (این واژهٔ بسیار زیباتری است تا شکیبایی)؛ تنها در این حالت است که امید دارم قلبم تا ابد حال‌وهوای آیین مقدسی را که در محراب کلیسا انجام می‌شود تجربه کند.
نازگول
کار من اندیشیدن به خود نیست، بلکه اندیشیدن به خداست. این کار خداست که به من بیندیشد.
نازگول
«انسان نیمی از روحش را در روز بردگی از دست می‌دهد.»
نازگول
سرنوشتم به احتمالاتی سست وابسته است، لذا هیچ اطمینان خاطری ندارم. فکری که راهنمای من است و سال‌ها در ذهنم بوده‌به نحوی که با وجود امید اندکم به تحققش جرئت ندارم رهایش کنم‌کاملاً نزدیک به طرحی است که چند ماه پیش با نهایت خیرخواهی برای یاری‌ام در سر داشتید و به نتیجه نرسید.
نازگول
انگار چیزی به من می‌گوید برو. و چون یقین دارم این چیز صرفاً احساساتم نیست، تسلیم آن می‌شوم. امیدوارم که این تسلیم، حتی اگر اشتباه باشد، مرا به ساحل امن برساند.
نازگول
در دوستی با شما همین برایم کافی است که وجود دارید.
نازگول
فاصله سبب نمی‌شود حقی که به گردنم دارید روزبه‌روز و با گذر زمان بیشتر نشود. زیرا فاصله نمی‌تواند مرا از اندیشیدن به شما بازدارد و اندیشیدن به شما بدون اندیشیدن به خدا ناممکن است.
نازگول
می‌دانید که عزیمتم به خاطر فرار از رنج و خطر نیست. نگرانی‌ام دقیقاً از این است که می‌ترسم به رغم میلم و ناخواسته با رفتنم کاری را انجام دهم که بیش از همه از آن پرهیز دارم؛ منظورم فرار است. تا امروز با نهایت آرامش این‌جا زندگی کرده‌ایم. اگر این آرامش بلافاصله پس از رفتنم نابود شود، وحشتناک خواهد بود. اگر مطمئن باشم چنین می‌شود، باید بمانم.
نازگول
برخی از قدیسان جنگ‌های صلیبی یا تفتیش عقاید را تأیید می‌کردند. ناچارم بگویم اشتباه می‌کردند. نمی‌توان با نور وجدان ستیزه کرد. اگر من، به عنوان فردی به‌مراتب فروتر از قدیسان، نگاه خود را در این باب روشن‌تر از ایشان می‌یابم، باید تصدیق کرد امری بسیار نیرومند چشم ایشان را بر دیدن این حقیقت بسته بوده است. این امرِ نیرومندْ کلیسا به مثابهٔ سازمانی اجتماعی بوده است.
نازگول
پس از بررسی همه‌جانبهٔ امور نتیجه این بود. آنچه مرا به وحشت می‌اندازد کلیسا در مقام سازمانی اجتماعی است. نه‌فقط به خاطر لکه‌های ننگی که بر دامن دارد، بلکه دقیقاً به خاطر جنبهٔ اجتماعی‌اش. نه این‌که من بیش از حد فردگرا باشم. اتفاقاً از عکس این قضیه بیمناکم. از تمایلات جمعی شدید خود خبر دارم. طبیعت من به گونه‌ای است که آسان تحت‌تأثیر قرار می‌گیرم، فراوان متأثر می‌شوم و بیش از هر چیز امور جمعی بر من اثر می‌گذارند. می‌دانم اگر همین حالا بیست جوان آلمانی مقابلم بودند و آهنگ‌های نازی را به صورت گروهی می‌خواندند، بخشی از روحم بی‌درنگ نازی می‌شد. البته این عیب بسیار بزرگی است، ولی من همین هستم.
نازگول
البته این عیب بسیار بزرگی است، ولی من همین هستم. جنگیدن مستقیم با عیوب ذاتی را کاری بیهوده می‌دانم. باید خود را ملزم ساخت هر گاه وظیفه ایجاب کرد، به گونه‌ای عمل کنیم که گویی فاقد این عیوبیم؛ و باید در جریان عادی زندگی به این عیوب خود واقف بود، با احتیاط آن‌ها را لحاظ کرد و کوشید در راه هدفی نیک به کارشان گرفت، زیرا همهٔ عیوب را می‌توان برای هدفی نیک به کار گرفت.
نازگول
گمان می‌کنم ارادهٔ خداوند بر این است که در حال حاضر به کلیسا داخل نشوم. دلیلش را پیش‌تر برایتان گفته‌ام و هنوز هم معتبر است، زیرا احساسی که مرا از ورود به کلیسا منع می‌کند در لحظات توجه، عشق و نیایش نیز مثل دیگر لحظات نیرومند است.
نازگول
حتی عذاب مسیح رهاشده نیز خیر است. برای ما در جهان خیری بالاتر از سهیم شدن در عذاب (غیبت خداوند و رها شدن از سوی او) وجود ندارد. ابدان ما مانعِ حضور کامل خداوند در این جهان می‌شوند. اما در محنتِ بی‌حد است که غیبت او تقریباً کامل می‌شود. این یگانه کمالی است که در زمین به آن دسترسی داریم.
نازگول

حجم

۲۴۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۲۹ صفحه

حجم

۲۴۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۲۹ صفحه

قیمت:
۱۰۸,۰۰۰
تومان