جملات زیبای کتاب کیلمنی، بانوی باغ | طاقچه
تصویر جلد کتاب کیلمنی، بانوی باغ

بریده‌هایی از کتاب کیلمنی، بانوی باغ

امتیاز
۲.۸از ۳۰ رأی
۲٫۸
(۳۰)
«تو نمی‌توانستی با گل‌ها دوست نباشی. دوست‌داشتنی‌ها همیشه جذب دوست‌داشتنی‌ها می‌شوند.
Azar
همیشه اول چشم‌هایش می‌خندید و بعد از آنجا به چهره‌اش سرازیر می‌شد
Ooham
وحشتناک عاشق مطالعه بود.
Book
اینجا حقیقتاً وعده‌گاه آرامش دیرین است. اینجا می‌توانم به خواب بروم و خواب ببینم و رؤیاپردازی کنم. عجب آسمانی! آیا چیزی بی‌نظیرتر از آبی بلورین و درخشان مشرقی وجود دارد، و آن ابرهای سفید و در حال گذر که چون توری به‌هم‌بافته می‌مانند؟ آن یاس‌ها چه عطر سکرآور و مدهوش‌کننده‌ای دارند! آیا بوی خوش هم قادر است انسان را مست کند.
Ooham
وقتی خواستی دنبال عشقت بروی عقلت را با خودت بردار.
Book
"حرف نمی‌زد مگر اینکه چیزی برای گفتن داشته باشد".
Book
وحشتناک است که چطور یک گناه ممکن است پخش شود و وسعت یابد، تا اینکه زندگی بی‌گناهان را از بین ببرد، و بعضی‌وقت‌ها خیلی پس از آنکه آن گناهکار پی حساب و کتابش رفته است.
کاربر ۹۹۰۰۱۵۷
دربارهٔ بلندپروازی و داشتن رؤیاهای بزرگ، دوست من! من پر از بلندپروازی‌ام. در تک‌تک سلول‌هایم می‌جوشد.
Book
هشیارانه جواب داد: «بله، به تقدیر اعتقاد دارم، ولی تا حدی.
Book
چیزی در چهره‌اش بود که اریک را وادار می‌کرد به او نگاه کند.
Book
هرکس که یک بار چشمش به او می‌افتاد، برمی‌گشت تا دوباره نگاهش کند.
Book
توی دنیای آن بیرون، آدم‌های زیادی هستند که شبیه به تو باشند؟
Book
"تا حالا عاشق شده‌ای؟"
Book
من به چیزی نیاز ندارم که من را یاد تو بیندازد چون من هیچ‌وقت تو را فراموش نمی‌کنم.
Book
از آن عشق‌ها که فقط یک بار به سراغت می‌آید و هیچ‌گاه از بین نمی‌رود. و در عجب بود چطور این‌همه مدت چشمش را به روی آن بسته بود.
Book
او برای من همه چیز است
Book
چطور ممکن است آدم برای یک چیز هم ناراحت و هم خوشحال باشد؟
Book
بلدم چطور با تو رفتار کنم. من از آن آدم‌ها نیستم که این چیزها را تحمل کنم آقاپسر.
Book
دختر نازنین و بی‌گناهی است و خیلی باوفا. زرنگ و باهوش است و چشم‌پاک.
Book
خدا با این جوان همان‌طور رفتار کند که او با این دختر.
Book
ولی به اریک نگفت که چه اندازه خوشحال است، و چه اندازه از فکر هرگزندیدن او غمگین بوده است.
Book
«پس بالاخره همان کاری را کردی که این‌همه درباره‌اش به تو هشدار داده بودم، موقع عاشق‌شدن عقلت را جا گذاشتی.»
Book
مشکلات و سختی‌های زندگی خیلی سریع‌تر و سودمندتر از گذر زمان یک مرد را بزرگ می‌کند.
raha
توی این دنیا یک عالمه وکیل هست‌ـ خیلی زیاد، شایدـ اما مگر چند تاجر درستکار و باصداقت وجود دارد که آماده باشند برای بهترشدن زندگی آدم‌ها و پیشرفت مملکتشان کارهای اساسی انجام دهند،
Hakime Zare
"عشق و عاشقی کار بسیار پسندیده‌ای است که خیلی‌ها در آن زیاده‌روی می‌کنند."
a.
«اوه، از جانب نیل نگرانی ندارم. دست خودش نیست که کیلمنی را دوست دارد، هرکس او را ببیند عاشقش می‌شود.» خانم ویلیامسون آه کوتاهی کشید و گفت: «به گمانم همهٔ مردهای جوان دربارهٔ دختر موردعلاقه‌شان همین نظر را دارند، اگر مرد درستی باشند.»
کاربر ۹۹۰۰۱۵۷
«ضرری ندارد. وقتی تصور زشت‌بودن به دختری آسیب نزند، تصور زیبابودنش هرگز نمی‌زند.»
کاربر ۹۹۰۰۱۵۷
گناه گناهکار گریبان بی‌گناه را بگیرد.
کاربر ۹۹۰۰۱۵۷
نغمهٔ رؤیاهای جوانی، رؤیاهایی که شاید هیچ‌گاه به‌تمامی برآورده نمی‌شدند اما درکل ارزش رؤیاپردازی را داشتند.
Book
میان آن دو رفاقتی قدیمی و ماندگار بود، رفاقتی که امتحانش را پس داده بود.
Book

حجم

۱۳۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۴۲ صفحه

حجم

۱۳۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۴۲ صفحه

قیمت:
۴۸,۰۰۰
تومان