
somayeh yousefi
۵
فرضیهبافی قبل از داشتن اطلاعات اشتباه بزرگی است. در این حالت آدم بهتدریج حقایقی را به هم میبافد تا با فرضیهاش جور دربیاید، به جای آنکه فرضیاتی را به هم ببافد که با حقیقت جور دربیاید.
آرتور کانن دویل، دردسر در بوهِم
Zohreh
۵
توی افکار احمقانه نکات مفیدی برای حل مسائل نهفتهست.
Zohreh
۴
اگر این حقیقتی تغییرناپذیر بود ــ پس منطقیترش این بود که آن را بپذیرد و سعی کند به جای فکر کردن به گذشته، به فکر آینده باشد تا کمتر رنج ببرد.
Zohreh
۴
وقتی به خیابانی میروی که در کودکی به آن رفتوآمد داشتی، بیشتر وقتها از آن چیزی که به خاطر داری، کوچکتر و باریکتر است. شاید دلیل این مسئله تغییر اندازهٔ جسمانی باشد. معمولاً وقتی بعد از چند سال به خیابانی میروی که اولین بار آن را در بزرگسالی دیدهای، برداشتت از آن تغییری نمیکند.
Zohreh
۳
«توی هر زمینهای، نسل قدیم همیشه باید راه رو برای نسل جدید باز کنه. وقتش شده که من راه رو برای نسل آینده هموار کنم. باید این واقعیت رو بپذیرم و باهاش کنار بیام.»
Zohreh
۲
فرضیهبافی قبل از داشتن اطلاعات اشتباه بزرگی است. در این حالت آدم بهتدریج حقایقی را به هم میبافد تا با فرضیهاش جور دربیاید، به جای آنکه فرضیاتی را به هم ببافد که با حقیقت جور دربیاید.
آرتور کانن دویل، دردسر در بوهِم
Zohreh
۲
«به زبان گلها علاقه دارین؟ چای جزء گیاهانیه که گل میده، پس معنی خاص خودش رو داره.»
«واقعاً؟ نه، نمیدونستم. معنیش چیه؟»
«چای نماد یادآوری و عشق خالصانهست.»
Zohreh
۲
برای چی همهمون اینقدر تلاش میکنیم که به آرزوهامون برسیم؟ چون فکر میکنیم آرزوهامون خوشحالمون میکنن؛ ولی برای من، در حال حاضر بودن با تومویا خوشحالم میکنه. چه فایدهای داره الان خوشحالیم رو فدا کنم که در آینده به یه شکل دیگهای از خوشحالی برسم؟
مارابه سخت جانی خود این گمان نبود
۱
فرضیهبافی قبل از داشتن اطلاعات اشتباه بزرگی است. در این حالت آدم بهتدریج حقایقی را به هم میبافد تا با فرضیهاش جور دربیاید، به جای آنکه فرضیاتی را به هم ببافد که با حقیقت جور دربیاید.
آرتور کانن دویل، دردسر در بوهِم۹
Zohreh
۱
صداقت بیش از حدت به ضررت تموم میشه.
Zohreh
۱
چیزی که شما معتقدین حقیقته و حقیقت اصلی لزوماً یکی نیستن. تا زمانی که فرقشون رو تشخیص ندین، نمیشه تصمیمی رو بگیرین که سرنوشتتون رو رقم میزنه.
Zohreh
۰
کتری برقی را روشن کرد و قوری شیشهای را با یک فنجان روی پیشخوانِ کنارش گذاشت. چایهای گوناگونی داخل قوطیهایی روی طاقچه چیده شده بودند. چای یاسمن محبوبش را پایین آورد و سعی داشت درش را باز کند که دستش سر خورد. قوطی به یکطرف کج شد و برگهای چای روی زمین پخش شدند.
وقتی به آن کثیفکاری خیره شد، احساس فلاکت کرد. حوصله نداشت جمعش کند و فقط همانطور مردد آنجا ایستاد و کاری نکرد.
Zohreh
۰
کومیکو شخصی منطقی و خونسرد بود. در ذهن او رؤیا رؤیا بود و واقعیت واقعیت و خط واضحی ایندو را از هم جدا میکرد.
Zohreh
۰
متوجه شد که وقتی شوک بزرگی به احساسات وارد شود، آدم دیگر نمیتواند واکنشی نشان بدهد.
Zohreh
۰
اگه میخوای آزمایشی رو درست انجام بدی، بهتره ندونی قراره چه نتیجهای داشته باشه. برای همین با خودم گفتم بهتره آخرین تکهٔ پازل رو بهت نشون ندم. میخواستم از بیطرفانه بودن جوابهات مطمئن بشم.
Zohreh
۰
چیزی به اسم جرم بینقص وجود ندارد؛ جرمی که کشفنشدنی باشد.