جملات زیبای کتاب به کتاب فروشی هیونام‌ - دنگ خوش آمدید | طاقچه
تصویر جلد کتاب به کتاب فروشی هیونام‌ - دنگ خوش آمدیدsubscriptionAvailable

کتاب به کتاب فروشی هیونام‌ - دنگ خوش آمدید

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۳۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۱۴
زندگی بدون رؤیا به خشکیِ زندگی بدون اشکه.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۱۰
سال دیگر همین موقع، خودم را کجا می‌بینم؟ دانستن این موضوع فراتر از ظرفیت انسان است.
나다움
۹
«به چی می‌خوای فکر کنی؟ صرفاً حرف کسی رو باور کن که دلت می‌خواد باورش داشته باشی.»
나다움
۹
بدجوری احساس درموندگی می‌کنم. بقیهٔ معلم‌ها بهمون می‌گن کارمون رو خوب انجام بدیم و دیگه حرف بیشتری نمی‌زنن. اون‌ها ما رو بر اساس نمراتمون به صف می‌کنن و می‌گن: "ببین، این همون‌جاییه که تو وایستادی!" خجالت‌زده‌مون می‌کنن و بهمون می‌گن که بیشتر کار کنیم و کارمون رو بهتر انجام بدیم. بااین‌حال، هرچقدر هم که کارمون رو خوب انجام بدیم، هنوز هم تو همون صف گیر کردیم. اصلاً منطقی نیست. برای همین فکر کردم حرف‌هایی رو که معلم‌ها بهمون می‌زنن نادیده بگیرم؛
آرام بآنو‌ .
۷
عزمش را جزم کرد که هرگز اجازه ندهد آن واژه‌ها خودشان را بر زندگی‌اش تحمیل کنند.
나다움
۶
رؤیاها ممکنه باعث درموندگی آدم بشن
coffee
۶
آن‌هایی که شعرگونه دربارهٔ آسان‌تر شدن زندگی حرف می‌زدند، معمولاً در حال گذراندن دوران سخت‌تری بودند. از آنجا که رنج می‌کشیدند، زمانشان را صرف فکر کردن دربارهٔ راحت‌تر ساختن زندگی می‌کردند؛ اینکه چگونه سرشان را بالا بگیرند و چطور به حرکت رو به جلو ادامه بدهند.
Negin
۴
ناسازیِ لحظه‌های پیش از همسازی، باعث زیبایی همسازی می‌شه. درست مثل همسازی و ناسازی‌ای که توی موسیقی در کنار هم هستن، توی زندگی هم همین‌جوریه. همسازی بعد از ناسازی می‌آد و برای همینه که فکر می‌کنیم زندگی قشنگه.
سایه:)
۴
هرکداممان مثل یک جزیره‌ایم؛ تنها و منزوی. این چیز بدی نیست. انزوا باعث رهایی‌مان می‌شود
سایه:)
۴
«زندگی کردن بین آدم‌های خوب موفقیت‌آمیزه. شاید اون موفقیتی نباشه که جامعه تعریفش می‌کنه؛ ولی به‌لطف آدم‌های دوروبرت، هر روز، یه روز موفقیت‌آمیزه.»
غزل
۴
زندگی بیش از حد پیچیده‌ست. رسیدن به رؤیاهات به این معنی نیست که همیشه خوشحالی.
رایحه
۳
ما درست هنگام آزار یکدیگر، به هم لبخند می‌زنیم.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۳
ما همه‌مون به گذشته‌هامون زنجیر شدیم.
سایه:)
۳
پدر و مادر و فرزند بودن به این معنی نیست که اون‌ها همیشه همدیگه رو درک می‌کنن و با هم می‌سازن.
سایه:)
۳
کتاب‌ها نه در ذهنتان، که باید در قلبتان باقی بمانند.
سایه:)
۳
باشیم. اگر افراد بیشتری شروع کنند به کتاب خواندن، توان درکِ رنج دیگران را خواهند داشت و دنیا خیلی زود به مکان بهتری تبدیل خواهد شد.
سایه:)
۳
دونستن اینکه توی درموندگی‌هامون تنها نیستیم بهمون نیرو می‌ده.
سایه:)
۳
«انتخاب یه نگرش بالغانه دربارهٔ زندگی یعنی بدونی چطوری توی لحظه زندگی کنی.»
Nero
۳
می‌دونی، اشک‌ها بند نمی‌آن؛ مگه اینکه وقتی میل به گریه کردن داریم، بذاریم تمومشون بیان بیرون. اینکه مانعشون بشیم صرفاً باعث می‌شه که زخم‌هامون یواش‌تر خوب بشه.
나다움
۲
مینجون هنگام تماشای این مستند، عزمش را جزم کرده بود که مثل سیمور باشد و از تصمیمش پشیمان نشود؛ اما آنچه نیاز داشت عزم نبود. او به شهامت نیاز داشت. شهامتِ متأثر نشدن در مواجهه با ناامیدی دیگران و شهامت پایبندی به باورها و انتخاب‌هایش.
나다움
۲
«یه‌جورهایی رؤیای دوران بچگیم بود. دلیلش رو نمی‌دونم؛ اما هیچ‌وقت شغل خاصی هدفم نبود. هیچ علاقه‌ای به دکتر شدن، قاضی شدن یا کار دیگه‌ای نداشتم. دلم هم نمی‌خواست موفق یا مشهور بشم. فقط یه زندگی باثبات می‌خواستم. منظورم اینه که اگه بتونم به‌خاطر مهارت‌هام توی کاری تأیید بشم، خیلی عالی می‌شه؛ ولی فقط همین و بس. فقط دلم می‌خواست آدم مستقلی بشم.» «رؤیای باحالیه.» «اصلاً. انگار حتی نمی‌دونم چطوری رؤیاهای درست‌وحسابی داشته باشم.»
나다움
۲
برایش جالب بود که دلش برای زمانی تنگ شده که کم‌وبیش هرگز تجربه‌اش نکرده بود
علیرضا
۲
وقتی حرفی برای گفتن نداری، به‌زور بیرون کشیدن واژه‌ها از دهان فقط قلبی خالی به جا می‌گذارد و میل گریختن.
나다움
۲
اگه دنبال یه رؤیای ناممکن بری، نمی‌تونی از زندگی روزمره‌ت لذت ببری. حق با اونه؛ اما اگه موقع دنبال کردن اون رؤیا خوشحال باشی، این هم یه نوع خوشبختیه؛ مگه نه؟
Negin
۲
جایی توی وجودم، توی قلبم، حتماً زمانی وجود داشته که از کاری که انجام دادم لذت بردم؛ درسته؟ یا نکنه کل زندگیم اشتباه بوده؟
سمانه انصاف جو
۲
کتاب خواندن باعث می‌شود با چشم‌هایی پاک‌تر نگاه کنید و دنیا را بهتر درک کنید. وقتی بتوانید چنین کاری انجام بدهید، قدرتمندتر می‌شوید. این همان احساسی است که آن را با موفقیت مرتبط می‌دانید. اما هم‌زمان، باعث درد و رنجتان هم می‌شود. رنجِ زیادی در میان صفحه‌ها نهفته است، فراتر از آنچه در تجربهٔ محدود زندگی‌مان از سر گذرانده‌ایم. آدم دربارهٔ رنجی می‌خواند که نمی‌دانسته وجود خارجی دارد. با تجربهٔ این درد و رنج از طریق خواندن واژه‌ها، تمرکز روی دنبال کردن خوشبختی و موفقیت فردی بسیار دشوارتر می‌شود. خواندن باعث می‌شود از تعریف موفقیت در کتاب‌های درسی دورتر شویم؛ چون کتاب‌ها وادارمان نمی‌کنند که جلوتر یا بالاتر از فرد دیگری برویم؛ راهنمایی‌مان می‌کنند که در کنار دیگران بایستیم.
سایه:)
۲
درست هنگامی که آن خاطرات در دوردست رنگ می‌باختند، لحظهٔ بعدی ناگهان هجوم می‌آوردند و او را غرق خود می‌کردند.
سایه:)
۲
خواندن یعنی دیدن مسائل از زاویهٔ دید فردی دیگر و این به‌طور طبیعی آدم را تشویق می‌کند تا از حرکت بایستد و مراقب دیگران باشد، نه اینکه با سگ‌دو زدن دنبال موفقیت باشد.
سایه:)
۲
شاید زندگی به همین شکل کافی بود.
سایه:)
۲
«هر احتمالی با چیزی کوچک آغاز می‌شود، مثل آب‌سیبی که هر صبح می‌نوشید؛ اما ممکن است همه‌چیز را تغییر بدهد.»