
ایران آزاد
۰
لورن نگاهی از سر مهربانی به او کرد و بعد سهم دستنخوردهٔ سیلوی را جلویش گذاشت. از رفتارهای لورن معلوم بود که برادر مهربانی برای برادرهایش بود. از آنهایی که یواشکی، وقتی مطمئن بود حواس مادرشان نبود، به برادرهایش شکلات و بیسکوییت میرساند. البته که مادرشان میدانست لورن چه میکرد و البته که لورن هم میدانست که مادرشان میدانست. اما تظاهر به ندانستن اغلب لذت این بازی را بیشتر میکند.