بهجای آن، از تواناییات استفاده کن تا افکار و کلماتت را روی چیزهایی متمرکز کنی که باعث میشوند احساس بهتری داشته باشی. وقتی با این تفکر به حالِ خوش رسیدی، نهتنها کارهای شگفتانگیز به تو الهام خواهد شد، بلکه نتایج حیرتآور از پی خواهد آمد.
بیشتر افراد بیشترین توجه خود را به تجربهٔ زمان حال معطوف میکنند. این یعنی اگر نتایج خشنودشان کند احساس خوبی دارند؛ اما اگر نتایج رضایتشان را جلب نکند احساس بدی دارند.
کاربر ۱۰۹۷۱۹۵۹
گزارههایی اینچنین بسازید: میخواهم بهترینی باشم که میتوانم. میخواهم کاری کنم و چیزی داشته باشم و طوری زندگی کنم که با انگارهام از خوبی محض در هماهنگی باشد. میخواهم در این بدن، از راه جسم با آنچه به باور من بهترین راه یا راه خوب زیستن است، هماهنگ بشوم. اگر این گزارهها را بسازید و اقدامی نکنید جز در حالتی که احساس خوب داشته باشید، همیشه در مسیری گام برمیدارید که با انگارهتان دربارهٔ آنچه «خوب» میشمارید، هماهنگ است.
کاربر ۱۰۹۷۱۹۵۹
شاخ و برگ بدهید. برای مثال: چه میشود اگر فلان طور بشود!
چیزی مثل این بگویید: فقط موضوعات خوب به سراغ من میآیند. درست است که پاسخ همهٔ سؤالات را ندارم و همهٔ مراحل را نمیدانم و نمیتوانم همهٔ درهایی را که برایم گشوده میشوند، شناسایی کنم. میدانم که با گذر در زمان و مکان راه بر من آشکار خواهد شد. میدانم که در راه، راهش را پیدا میکنم.
هربار داستانی را بگویید که حس بهتری به شما میدهد، حال بهتری خواهید داشت و جزئیات زندگیتان بهبود خواهد یافت. هرچه داستانتان بهتر شود، زندگیتان هم بهتر میشود.
کاربر ۱۰۹۷۱۹۵۹