
عبدالله سلیمانی
۰
اینجا بررسیهای روانشناختی یا روانکاوانه، بررسیهای جامعهشناختی و قومشناختی، و بررسیهای مربوط به فلسفه و تاریخ اندیشه در کنار هم قرار میگیرند. این بررسیها همگی منشِ خودسامانِ متنِ ادبی را انکار میکنند و آن را نمودی از قوانینی میدانند که نسبت به آن بیرونی هستند، قوانینی که مربوطاند به روانِ آدمی یا به جامعه و یا حتّا به «روح بشری». اینک هدف بررسی آن
کاربر ۶۰۰۷۰۹۹
۰
تزوتان تودوروف، ازجمله برجستهترین افرادی است که در کانون بررسیهای ساختارگرایانهٔ سدهٔ بیستم، در فرانسهٔ دههٔ ۱۹۶۰، کارِ نظریهپردازی خود را آغاز کرد و در کنار افرادی چون کلود لویاستروس، میشل فوکو، ژاک لاکان، رولان بارت، ژولیا کریستوا، آ.ژ. گرهماس، ژرار ژُنِت، کریستیان متز و دیگران جنبش ساختارگرایی را به اوج زایایی خود رساند.
کاربر ۶۰۰۷۰۹۹
۰
کلامی که قصد از آن این بوده که ماندگار باشد، و از این رو بسیار پروردهتر از زبان روزمره است. پس زبانآگاهی امری بنیادین برای کنش ادبی است، و حتا اگر نویسنده وسوسهٔ انتزاعیاندیشی نداشته باشد، خود ادبیات همیشه ساحتی فراادبی داشته است.
کاربر ۶۰۰۷۰۹۹
۰
ش شناختِ قوانینِ عامی است که ناظر بر خلقِ یک اثرند؛ و نیز برخلاف علومی نظیر روانشناسی، جامعهشناسی و غیره، بوطیقا این قوانین را در درونِ خودِ ادبیات میجوید. بنابراین، بوطیقا آن رهیافت به ادبیات است که هم «انتزاعی» است و هم «درونی» است.
کاربر ۶۰۰۷۰۹۹
۰
بوطیقا برخلاف تفسیر آثارِ معین در پی توضیح معنای آثار نیست، بلکه هدفاش شناختِ قوانینِ عامی است که ناظر بر خلقِ یک اثرند
