جملات زیبای کتاب سیاوش در آغوش آتش | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیاوش در آغوش آتش

بریده‌هایی از کتاب سیاوش در آغوش آتش

۵٫۰
(۱)
تو را گَر فریبَد، نباشد شِگِفت مرا از خود اندازه باید گرفت که من زان فریبنده گفتارِ اوی بَسی بازگشتم زِ پیکارِ اوی
Ali
به فرمانِ کاوس جنگ آوریم جهان بَر براندیش تَنگ آوریم
Ali
دِلی کَز خِرَد گردد آراسته یکی گنج باشد پُر از خواسته
Ghazal
ز بیدادیِ شهریارِ جهان همه نیکویی‌ها شود در نهان
Ghazal
مَکُن هیچ بر جنگ جُستن شتاب به جنگِ تو آید خود افراسیاب گَر ایدون که زین روی جیحون کِشَد هَمی دامَنِ خویش در خون کِشَد
Ali
رستم به این سفرِ ناگهانی و پیشنهادِ افراسیاب بدگمان بود، نخست چند دیده‌بان فرستاد تا مبادا تا سرِ آنان به گفتگوی آشتی گرم است، لشکری کمین گرفته باشد و شبیخون بزند.
Ali
ستونِ خِرَد گشته بالای اوی
Ali
سیاوش با اندوه گفت: کاش مادرم مرا نمی‌زایید، کاش مرده به دنیا آمده بودم. چرا باید این همه بلا کشید و درد و رنج چِشید؟ انگار درختِ وجود من پرورانده شده تا برگ و بارِ (میوهٔ) آن، رنج و زهر باشد. نَزادی کاشکی مَرا مادرم وَگر زاد، مرگ آمَدی بر سَرَم که چندین بلاها بِباید کِشید فراوان غم و رنج باید چِشید؟ درختیست این بَرکشیده بلند که بارَش همه زَهر و بَرگَش گَزَند
Ali

حجم

۹۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۵۶ صفحه

حجم

۹۳٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۵۶ صفحه

قیمت:
۸۱,۰۰۰
تومان