
موفنری
۳
«یهبار بهم گفتی که عنصر وجودیم آبه. زمانهایی که با افکارم تنها میشم، خیلی به این حرفت فکر میکنم. آب با توجه به محیط اطرافش پیش میره و شکل میگیره، اما من متوجه چیز دیگهای هم شدم. آب ساکن در گذر زمان میگنده. حتی اگه دربارهٔ مقصدم مطمئن نباشم، باید به پیشروی ادامه بدم. تو هم همینطور. ناامید نشو.
موفنری
۲
«حقیقت آن نیست که تو میخواهی؛ همان است که هست.
و تو یا تسلیم آن میشوی یا در دروغ به زندگیات ادامه میدهی.»
ali fattahi
۱
باز باریک شدند. با چهار قدم سریع، پیش رفت و لگدی
faeze
۱
«راستش رو بخوای تو هیچ شباهتی به نور خورشید نداری. یه چیز دیگه هستی. مثل یه چاه موقع غروب آفتاب. تو واسهٔ من اونجایی. ثابت و تاریک و عمیق.»
ali fattahi
۰
باز باریک شدند. با چهار قدم سریع، پیش رفت و لگدی
ali fattahi
۰
باز باریک شدند. با چهار قدم سریع، پیش رفت و لگدی
faeze
۰
فقدان باز هم درس دیگری به او داده بود. عشق واقعی بیشتر از یک لحظه طول میکشید. مهم اتفاقاتی بود که بعدش میافتاد. آشوب و هیاهو در یک لحظه، و سادگی و آرامش در لحظهٔ بعد. همهچیز و هیچچیز در یک نفس.
faeze
۰
نه برای شکوه، که برای خوبی بجنگ.