
بریدههایی از کتاب بازی های میراث
۳٫۹
(۲۳۹)
شیطانی که میشناسی بهتر از شیطانی است که نمیشناسی... اینطور نیست؟
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
قدرت مطلق فساد مطلق در پی دارد.
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
پرسیدم: «چرا باید یه داستان بگم؟»
«چون اگه تو داستان رو نگی، یه نفر دیگه به جات میگه.»
mahsa
«همه چی یه بازیه، ایوری گرمبز. تنها چیزی که ما میتونیم توی زندگی دربارهش تصمیم بگیریم اینه که آیا برای برد بازی میکنیم یا نه.»
پریناز
میتونی بر اساس قانون بازی کنی... یا میتونی قانون رو بسازی. من میدونم کدوم رو ترجیح میدم،
Sadaf
ناگهان حس کردم وارد میدان مسابقات شدهام و هیچ اطلاعی از قوانین بازی ندارم.
mimarvand
ما به هر چی دست میزنیم نابودش میکنیم.»
رزا غرق در کتاب:)
احساس انگشتنمایی میکردم، بهاندازهای که انگار یکباره به خودم نگاه کردهام و متوجه شدهام لباسی بر تن ندارم.
mimarvand
«گاهی چیزهایی که از نظر بیرونی متفاوت به نظر میرسن، در درون، دقیقاً یکسانان.»
کاربر ۸۷۳۵۴۰۷
اولینهای زیادی بودند که بعد از مرگ مادرم هیچ وقت موفق نشده بودم تجربهشان کنم. اولین قرار. اولین بوسه. اولین بارها. ولی این مورد خاص ـ آویزان شدن از روی یک پل به دست پسری که همین الان اعتراف کرده بود شاهد مرگ دوستدختر قبلیاش بوده ـ دقیقاً در فهرست کارهایم نبود.
Sara
«اگه سرنخ کتاب از روی جلدش باشه، پس حدس میزنم ما دنبال یه کتاب یا یه جلدیم... یا شاید تطابق نداشتنِ این دو تا.»
Elisa Alikhani
قدرت فاسد میکند. قدرتِ مطلق فساد مطلق در پی دارد.
رزا غرق در کتاب:)
میتونی بر اساس قانون بازی کنی... یا میتونی قانون رو بسازی. من میدونم کدوم رو ترجیح میدم
رزا غرق در کتاب:)
بخشی از هر استراتژی بُردی، در بلندمدت، این بود که بدانی چه زمانی طبق انتظارات حریفت بازی کنی و چه زمانی آنها را به هم بریزی.
red rose
کلماتش خشک و مرتب بودند، مثل آن کتشلوار سفیدِ اگر جرئت داری خرابش کن.
مرد سپیدپوش
پول امنیت بود. اطمینان بود. علم به این بود که میتوانی بدون خراب کردن زندگیات، خرابکاری کنی.
کاربر ۸۹۶۰۸۵۹
هر چه استراتژی فردی پیچیدهتر به نظر بیاید، احتمال اینکه حریف دنبال جوابهای ساده بگردد کمتر است. اگر بتوانی کسی را وادار کنی به اسبت نگاه کند، میتوانی با یک سرباز شکستش دهی.
کاربر ۹۰۳۷۴۳۱
ولی من اندوه را میشناختم، میتوانستم حسش کنم... میتوانستم عملاً آن را بو بکشم.
maedeh
«تو من رو میشناسی، مکسین. از هر طرف من رو بندازی، روی چهاردستوپا پایین میآم.»
مرد سپیدپوش
شیطانی که میشناسی بهتر از شیطانی است که نمیشناسی
کاربر ۸۹۶۰۸۵۹
از نَش پرسیدم: «نیت تو دربارهٔ خواهرم چیه؟»
مشخص بود نوع سؤالم برایش سرگرمکننده است. «نیت تو دربارهٔ جیمسون چیه؟»
یعنی هیچ کس در این خانه نبود که از آن بوسه خبر نداشته باشد؟
ورژنـ🦦منـ🌺کتآبخونـ🐳
«گاهی چیزهایی که از نظر بیرونی متفاوت به نظر میرسن، در درون، دقیقاً یکسانان.»
hana2009
همه باید همیشه دستکم یک راز داشته باشند.
کاربر ‹میـــرانا›
دیگر هیچ چیز در زندگی من عادی نبود.
کاربر ۷۵۸۱۰۳۸
خشم جهنم هم بهاندازهٔ زنی نیست که بهش بیحرمتی شده.»
مل.
«همه چی یه بازیه، ایوری گرمبز. تنها چیزی که ما میتونیم توی زندگی دربارهش تصمیم بگیریم اینه که آیا برای برد بازی میکنیم یا نه
کاربر ۸۹۶۰۸۵۹
برای خبرنگارها لبخند بزن. یه داستان بهشون بده.
gelarehsj
پول امنیت بود. اطمینان بود. علم به این بود که میتوانی بدون خراب کردن زندگیات، خرابکاری کنی.
fatiw rad
از بازی شطرنج در این حد آموخته بودم: هر چه استراتژی فردی پیچیدهتر به نظر بیاید، احتمال اینکه حریف دنبال جوابهای ساده بگردد کمتر است. اگر بتوانی کسی را وادار کنی به اسبت نگاه کند، میتوانی با یک سرباز شکستش دهی. از جزئیات بگذر. از پیچیدگیها.
red rose
حتی اگه فکر کردی تو پدربزرگ ما رو بازی دادی تا این کار رو بکنه، تضمین میکنم اون کسیه که تو رو بازی داده.
red rose
حجم
۳۳۲٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
حجم
۳۳۲٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
تومان