پویایی یک برند قوی از آنجا میآید که شرکت بهصورت مداوم مشغول جنگ با دشمنان و رقبا و مشکلات است تا بهدلیل بودنش لطمه نخورد. دلیل بودن ضرورتاً به این معنا نیست که شرکت باید به دنبال یک ایدئولوژی باشد، بلکه به این معناست که شرکت باید در بازاری که در آن کار میکند تفاوت ایجاد کند.
afshin
یک برند قوی اگر میخواهد اثر بلندمدت روی خریدارانش داشته باشد، همیشه از داخل شرکت خود آغاز میکند؛ از میان کارکنانش.
سحر
برای افزودن حس ارزشمندی به افراد یک سازمان، باید ارزش یا احساسی قوی وجود داشته باشد که شرکت را به جلو سوق دهد؛ یک شور محرک. اگر کارمندان بتوانند با داستان اصلی شرکت همسو شوند، میتوانند آن را با دیگران قسمت کنند؛ درست مانند داستان آجرچینی که چون حس میکرد در ساختن کلیسا نقش مهمی دارد، آن را با دیگران قسمت میکرد. این داستان به او این حس را میداد که قسمت مهمی از داستان ساخته شدن کلیساست؛ حسی که به او نشان میداد کار او چیزی فراتر از صرفاً چیدن آجرهاست.
سحر