
بریدههایی از کتاب یادسپاری و یادآوری
۳٫۷
(۶)
هر بار که ما حافظهٔ رویدادی را از قفسهٔ مغز بیرون میآوریم، آن را در معرض تغییر قرار میدهیم و پیش از اینکه مجدداً در قفسه قرار دهیم، نسخهای که بازیابی کردهایم را با تمام آپدیتهای جدید بازنویسی میکنیم. پس با فرض اینکه هر کس که پرسشنامهٔ اصلی را پر کرده بود، حداقل یک بار دربارهٔ انفجارِ شاتلِ فضایی با کسی گفتگو کرده یا دربارهٔ آن اندیشیده است، میتوان نتیجه گرفت که نسخهٔ اصلی روایتِ انفجار خیلی وقت پیش پاک شده و با نسخهٔ جدیدِ آن خاطره، جایگزین شده است، و این نسخههای جدید، بهروزرسانیهایی هستند که میتوانند، ناآگاهانه، آنچه را که در واقعیت رخ داده، بیشتر و بیشتر به انحراف بکشانند.
Alireza
اگر فردا دارویی به شکلِ قرص بیرون بیاید که بتواند حافظهٔ شما را بهبود بخشد و خطرِ ابتلائتان به آلزایمر را به میزانِ قابلِتوجهی کاهش دهد، آیا آن را مصرف میکنید؟ چه قدر حاضرید برای این دارو هزینه پرداخت کنید؟ خُب، ما هماکنون نیز آن را داریم.
اسمش، خواب است.
Alireza
همسرِ شما اصرار دارد که در آن سفرِ خانوادگی که دو سالِ پیش در ایامِ تعطیلات به کلبهای در مِین رفته بودید، شما سه روز زودتر سفر را ترک کردید، به این خاطر که هر روز باران میبارید. شما به یاد دارید که تمامِ هفته، هوا آفتابی بود و این که فقط یک روز زودتر رفتید، آن هم چون پسرتان مچِ پایش گرفته بود و شما میخواستید پزشکاش قبل از این که فوتبال شروع شود، به آن نگاه کند. چه کسی درست میگوید؟ چه کسی میداند؟ چه اهمیتی دارد؟ احتمالاً هر دوی شما اشتباه میکنید. رهایش کنید.
Alireza
