
بریدههایی از کتاب دوزخ
۳٫۴
(۵۸)
بترسم؟ واسهٔ چی بترسم؟! ترس واسه اونوقتایی خوب بود که امید داشتم.
سایه
یادتونه که چه حرفهایی دربارهٔ جهنم میزدن؟ جهنم پر از آتیش، شلاقهای سیمی... گرزهای داغ... چقدر مضحکه! به وسایل شکنجه هم احتیاجی نیست. جهنم دیگرانن. جهنم شما هستین.
raha
به من نگاه کن و لبخند بزن. مگه من ارزش یه آینه رو هم ندارم؟
parimah ahmadi
من همیشه خودمو توی وجودم جستجو میکنم.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
یادتونه که چه حرفهایی دربارهٔ جهنم میزدن؟ جهنم پر از آتیش، شلاقهای سیمی... گرزهای داغ... چقدر مضحکه! به وسایل شکنجه هم احتیاجی نیست. جهنم دیگرانن. جهنم شما هستین.
raha
جهنم دیگرانن. جهنم شما هستین.
آؤین
یادتونه که چه حرفهایی دربارهٔ جهنم میزدن؟ جهنم پر از آتیش، شلاقهای سیمی... گرزهای داغ... چقدر مضحکه! به وسایل شکنجه هم احتیاجی نیست. جهنم دیگرانن. جهنم شما هستین.
parimah ahmadi
بترسم؟ واسهٔ چی بترسم؟! ترس واسه اونوقتایی خوب بود که امید داشتم.
﴿صدام بزن مسافر﴾
بترسم؟ واسهٔ چی بترسم؟! ترس واسه اونوقتایی خوب بود که امید داشتم.
سِوین
یادتونه که چه حرفهایی دربارهٔ جهنم میزدن؟ جهنم پر از آتیش، شلاقهای سیمی... گرزهای داغ... چقدر مضحکه! به وسایل شکنجه هم احتیاجی نیست. جهنم دیگرانن. جهنم شما هستین.
سِوین
ترس واسه اونوقتایی خوب بود که امید داشتم.
گارسن: (با صدایی آهسته) امیدی دیگه باقی نمونده، ولی ما همیشه آدمای گذشته هستیم، هنوز رنج و عذاب ما شروع نشده.
فاطمه ربیعی
فقط اعمال انسانه که جوابگوی خواستههاشه.
Pendar Ghorbani
گارسن: هرکس برای خودش هدفی داره مگه نه؟ من پول و عشق برام اهمیتی نداشت. فقط میخواستم یه مرد باشم، مردی که بتونه با قدرت سر خودشو بالا بگیره و روی دو پای خودش بایسته و برای رسیدن به این مرحله هرچی رو که داشتم به باد دادم. پس کسی که آدم بیغیرتی باشه میتونه خطرناکترین راهها رو انتخاب کنه و همهچیزشو فدا کنه. آخه مگه میشه همهٔ کارهای زندگی یه نفرو فقط از روی یه عملش قضاوت کرد؟
فاطمه ربیعی
جلادها رو از چه چیزشون میشناسین؟
اینس: از نگاهشون پیداست. اونا میترسن.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
وقتی خودمو نمیبینم به صورتم دست میکشم و از خودم میپرسم آیا واقعاً من وجود دارم؟
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
شما میتونین جلو دهنتونو بگیرین ولی میتونین موجودیت خودتونو پنهان کنین؟
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
جهنم دیگرانن. جهنم شما هستین.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
جهنم دیگرانن. جهنم شما هستین.
Pendar Ghorbani
شما در حال حاضر یه دوزخی هستین و این قهرمان بیگناه جنگ هم در کنار ما به عذاب جهنم گرفتار شده. ما روزای بسیار لذتبخشی رو روی زمین گذروندیم، حتی کسانی اونجا بودن که تا لحظهٔ مرگشون بهخاطر ما عذاب کشیدن و این برای بعضی از ما جنبهٔ تفریح داشت و حالا با گذشت اون روزها دیگه باید تاوان پس بدیم.
radical
همهچیزو از من بگیرین، ولی بذارین فقط برای یه لحظه روی زمین برم و برقصم.
Meowlika
سکوت شما مثل پژواک صداییه که دائماً توی گوشم طنیناندازه.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
برای چی به اونا فکر میکنی؟
استل: چون اون مال من بود.
اینس: هیچچیز دیگهای روی زمین وجود نداره که مال تو باشه.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
من یه کم به تمرکز و آرامش احتیاج دارم، چون باید زندگیمو سروسامون بدم
Hengameh
توی من دیگه هیچجور احساساتی وجود نداره. من مثل شاخهٔ خشکیدهای هستم که با یه جرقه آتیش میگیره.
Pendar Ghorbani
همهٔ اونا دچار فلج فکری شدن.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
یادتونه که چه حرفهایی دربارهٔ جهنم میزدن؟ جهنم پر از آتیش، شلاقهای سیمی... گرزهای داغ... چقدر مضحکه! به وسایل شکنجه هم احتیاجی نیست. جهنم دیگرانن. جهنم شما هستین.
﴿صدام بزن مسافر﴾
حس بدی دارم. (به خودش دست میکشد.) وقتی خودمو نمیبینم به صورتم دست میکشم و از خودم میپرسم آیا واقعاً من وجود دارم؟
اینس: شما نسبت به من خیلی خوششانسین، چون من همیشه خودمو توی وجودم جستجو میکنم.
آناهیتاـ
استل: (چشمانش را باز میکند و لبخند میزند.) حس بدی دارم. (به خودش دست میکشد.) وقتی خودمو نمیبینم به صورتم دست میکشم و از خودم میپرسم آیا واقعاً من وجود دارم؟
اینس: شما نسبت به من خیلی خوششانسین، چون من همیشه خودمو توی وجودم جستجو میکنم.
خوشقدم♡
شکنجه و عذاب جسمی رو به این زجر فکری ترجیح میدهم.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
بترسم؟ واسهٔ چی بترسم؟! ترس واسه اونوقتایی خوب بود که امید داشتم.
mahshid
حجم
۴۴٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۵۶ صفحه
حجم
۴۴٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۵۶ صفحه
قیمت:
۱۵,۰۰۰
تومان