
بریدههایی از کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
۴٫۱
(۲۴۹)
«من دوست دارم یه نفر باشه که یادش بمونه من هم وجود داشتم. دلم میخواد یه نفر باشه که بدونه من اینجا بودم.»
آبی ترین مرواریدِ آسمونی
نکتۀ خاصی که در مورد خانۀ مادربزرگها وجود دارد این است که هیچوقت بویش را فراموش نمیکنید.
vafa
اگر آدمها را دوست نداشته باشی، نمیتوانند اذیتت کنند.
Nazanin
همۀ هیولاها از اول هیولا نبودهاند، بعضیهایشان هیولاهایی هستند که از اندوه هیولا شدهاند
sara22
هیچچیزی بیشتر از یه دختر باهوش احمقها رو نمیترسونه.
Marie Rostami
نکتۀ خاصی که در مورد خانۀ مادربزرگها وجود دارد این است که هیچوقت بویش را فراموش نمیکنید.
Marie Rostami
اگر چیزی نداشته باشی که بهش اهمیت بدی، اونوقت دیگه زنده نیستی. فقط وجود داری...»
ساينا
چون همۀ هیولاها از اول هیولا نبودهاند، بعضیهایشان هیولاهایی هستند که از اندوه هیولا شدهاند.
Marie Rostami
«تا وقتی مامانت میتونه چیزی رو پیدا کنه، اون چیز هیچوقت گم نمیشه.»
fatemehm94
«عزیز دلم، تنها موندن شکلهای زیادی داره.»
ܦ߭ܝܝܝ݅ܝࡅߺ߳ܣ 🕊
«فقط آدمهای متفاوت میتونن دنیا رو عوض کنن. آدمهای عادی عرضۀ تغییر دادن هیچ کوفتی رو ندارن.»
میثم زیاری
بزرگترین توانایی مرگ میراندنِ آدمها نیست، بزرگترین تواناییاش این است که میتواند کاری کند بازماندهها آرزو کنند زندگیشان متوقف شود،
Marie Rostami
نکتۀ خاصی که در مورد خانۀ مادربزرگها وجود دارد این است که هیچوقت بویش را فراموش نمیکنید.
Hasti
ما میخواهیم دوست داشته شویم؛ اگرنه، مورد تحسین قرار بگیریم؛ اگرنه، ازمان بترسند؛ اگرنه، مورد نفرت و تحقیر واقع شویم. ما به هر قیمتی میخواهیم حسی را در دیگران برانگیزیم. روح ما از تهی بودن گریزان است؛ و به هر بهایی طالب ارتباط با دیگران است.»
ساينا
«شاید ازت ناامید شده بود چون خودت از خودت ناامید هستی.»
مرضیه
السا بچهای است که خیلی زود یاد گرفت اگر میخواهد در زندگی پیشرفت کند و به جایی برسد، باید موسیقی متن زندگیاش را خودش انتخاب کند.
ali bashardoost
«چون آدم باید به یه چیزی اهمیت بده، السا. مامانبزرگت اسمش رو میذاشت "نق زدن"، اما اگر چیزی نداشته باشی که بهش اهمیت بدی، اونوقت دیگه زنده نیستی. فقط وجود داری...»
StarShadow
همۀ هیولاها از اول هیولا نبودهاند، بعضیهایشان هیولاهایی هستند که از اندوه هیولا شدهاند.
starlight
«ما میخواهیم دوست داشته شویم؛ اگرنه، مورد تحسین قرار بگیریم؛ اگرنه، ازمان بترسند؛ اگرنه، مورد نفرت و تحقیر واقع شویم. ما به هر قیمتی میخواهیم حسی را در دیگران برانگیزیم. روح ما از تهی بودن گریزان است؛ و به هر بهایی طالب ارتباط با دیگران است.»
StarShadow
«آدمبزرگ بودن گاهی وقتها خیلی سخته، السا.»
السا با لحن ستیزهجویانه میگوید: «بچه بودن هم همچین کار سادهای نیست.»
StarShadow
امکان دارد مادربزرگتان را برای سالیان سال دوست داشته باشید بدون اینکه واقعاً او را بشناسید.
rezvan_mehrani
اگر نتونی از شر خاطرههای بد خلاص بشی، مجبوری اونها را با چیزهای شیرینیتر بپوشونی.
Shaghayegh
السا هیچ دوستی ندارد جز مامانبزرگ، چون بقیۀ هفت سالههای مدرسه دقیقاً مطابق با هفت سالگیشان کودن هستند. اما السا با همه فرق دارد.
StarShadow
خانۀ یک مامانبزرگ حس عجیبی دارد. حتی اگر ده یا بیست یا سی سال بگذرد، باز هم بویش را فراموش نمیکنی.
StarShadow
«ما میخواهیم دوست داشته شویم؛ اگرنه، مورد تحسین قرار بگیریم؛ اگرنه، ازمان بترسند؛ اگرنه، مورد نفرت و تحقیر واقع شویم. ما به هر قیمتی میخواهیم حسی را در دیگران برانگیزیم. روح ما از تهی بودن گریزان است؛ و به هر بهایی طالب ارتباط با دیگران است
غزل
مامانبزرگ همیشه میگوید آدم باید دشمنانش را بهتر از خودش بشناسد.
Rasta (:
مامانبزرگ عین فنر از صندلیاش بالا پرید و پرسید: «بابت کدوم جرم لعنتی السا باید عذرخواهی کنه؟» مدیر گفت السا باید سهم خودش را از ماجرا بپذیرد چون او بوده که پسر را «تحریک» کرده و همه باید متوجه باشند که پسر در زمینۀ کنترل خودش مشکلاتی دارد. و همان موقع بود که مامانبزرگ خواست کره را به سمت مدیر پرت کند اما مامان سریع جنبید و دستش را در لحظۀ آخر گرفت. برای همین، کره در عوض خورد به کامپیوتر مدیر و صفحهنمایشش را خرد کرد. مامانبزرگ در حالی که مامان سعی میکرد او را به داخل راهرو بکشاند سر مدیر فریاد میزد: «من تحریک شده بودم! نتونستم خودم رو کنترل کنم!»
vafa
میاماس سرزمین محبوب مامانبزرگ و السا است، چون آنجا قصهگویی مهمترین حرفۀ ساکنانش است. واحد پول میاماس تخیل است؛ بهجای اینکه برای خرید چیزها سکه بدهید، میتوانید با یک قصۀ خوب هر چه خواستید بخرید. کتابخانهها همان بانکها هستند، و هر قصه ارزش پول را دارد. مامانبزرگ هر شب چندین میلیون خرج میکند
کاربر ۴۸۸۶۷۷۳
دلیل آوردن برای مرگ کار سختی است. و از دست دادن کسی که دوستش داری از آن هم سختتر.
rezvan_mehrani
چون همۀ هفت سالهها باید یک ابرقهرمان داشته باشند.
و هر کس این را قبول ندارد باید خودش را به دکتر نشان دهد.
ن. عادل
حجم
۴۷۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۸۰ صفحه
حجم
۴۷۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۸۰ صفحه
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۳۶,۰۰۰۷۰%
تومان