
بریدههایی از کتاب پیرانزی
۳٫۹
(۱۲۵)
آبی رو تصور کن که زیرِ زمین جریان داره، سالها و سالها توی یه سری شکاف جریان پیدا میکنه و باعث ساییدهشدن اون سنگ میشه. هزار سال بعد یه شبکهٔ غارهای زیرزمینی وجود داره؛ ولی اون چیزی که وجود نداره، آبیه که در آغاز اون غار رو به وجود آورده. اون مدتهاست از بین رفته. فرورفته توی زمین.
matin_n
تصمیم دارم تا جایی که عمرم اجازه میدهد، هرقدر از دنیا را که میتوانم، کشف کنم؛
M
تقصیر او نیست که چیزها را طوری که من میبینم، نمیبیند.
🤍
به باور من، خود خانه به یک اندازه همهٔ چیزهایی را که خلق کرده است، دوست دارد و ستایش میکند. آیا من هم باید سعی کنم همینطوری باشم؟ اما از طرف دیگر هم متوجه شدهام این در ذات بشر است که یک چیز را به چیز دیگر ترجیح میدهد. اینطوری یک چیز را معنادارتر و ارزشمندتر از بقیهٔ چیزها تلقی میکند
zahra.hash
شاید بودن کنار بقیهٔ آدمها شبیه این است. شاید حتی آدمهایی که خیلی دوستشان داری و تحسینشان میکنی، میتوانند کاری کنند دنیا را طوری ببینی که ترجیح میدهی آنطوری نبینی.
در جست و جوی کتاب بعدی
بعد هم دوباره گفت که همهٔ تالارها دقیقاً مثل هم هستند؛ فقط بهجای تالارها گفت «اتاقها» و از صفتی برایشان استفاده کرد تا تحقیرشان کند.
چنان خشمی وجودم را فراگرفت که لحظهای فکر کردم نباید چیزی را که میدانم، به او بگویم؛ ولی بعد فکر کردم این نامهربانی است که او را بهخاطر چیزی که دست خودش نیست، مجازات کنم. تقصیر او نیست که چیزها را طوری که من میبینم، نمیبیند.
matin_n
او از گوشهکنارهای تیرهوتار ذهنم سر بلند نکرد. او یک جای خالی، یک سکوت، یک فقدان باقی ماند.
Ailin_y
دانش مخفی و بزرگی در جایی از این جهان پنهان است که کشف آن، قدرتهای عظیمی را به ما اعطا میکند
🤍
این احساس را دارم که او تنهاست؛ شاید این تنهایی انتخاب خودش است، شاید هم به این خاطر تنهاست چون هیچکس دیگری بهاندازهٔ کافی جرئت نداشته است او را در تاریکی دنبال کند.
zahragh
در جایگاه یک دانشمند و کاشف، وظیفهام این است که شاهد جلال و شکوه این جهان باشم.
🤍
هرگز هیچ نشانهای از اینکه دنیا پایانی دارد، ندیدهام
نعنا☘︎
این احساس را دارم که او تنهاست؛ شاید این تنهایی انتخاب خودش است، شاید هم به این خاطر تنهاست چون هیچکس دیگری بهاندازهٔ کافی جرئت نداشته است او را در تاریکی دنبال کند.
کاربر ۶۱۵۸۸۲۲
فکر کردم این نامهربانی است که او را بهخاطر چیزی که دست خودش نیست، مجازات کنم. تقصیر او نیست که چیزها را طوری که من میبینم، نمیبیند.
starlight
خانه ارزشمند است؛ چون خانه است. این بهخودیِخود کافی است. وسیلهای برای رسیدن به هدف نیست.
Tara
اینکه چطور حقیقت سادهٔ سؤالی که کرده بود، کل دنیا را به مکانی تاریکتر و غمانگیزتر تبدیل میکرد.
Ailin_y
هرچیزی را که مشاهده میکنم، در دفترهای یادداشتم مینویسم. این کار را به دو دلیل انجام میدهم: دلیل اول این است که نوشتن توجه و دقت آدم را بالا میبرد؛ دلیل دوم هم این است که هر دانشی را که کسب کردهام، برای تو که نفر شانزدهم هستی، حفظ و نگهداری کنم
🤍
متوجه شدهام این در ذات بشر است که یک چیز را به چیز دیگر ترجیح میدهد. اینطوری یک چیز را معنادارتر و ارزشمندتر از بقیهٔ چیزها تلقی میکند.
🍓nargesess
زیباییِ خانه بیحدواندازه است. مهربانیاش بیکران است.
موون~🐋🌻🌊
تصمیم دارم تا جایی که عمرم اجازه میدهد، هرقدر از دنیا را که میتوانم، کشف کنم؛
saman
ستاره منبع قدرت و انرژیه.»
کرم کتابخوان
نوشتن توجه و دقت آدم را بالا میبرد
مرضیه
ذهن من پر از جزرومدهاست: فصلهایشان، فروکشکردنهایشان و بالاآمدنهایشان. ذهن من پر از تالارهاست: ردیفهای پشتسرِهمشان تا بینهایت، مسیرهای پیچدرپیچشان.
sogand
در ماه جون آرن-سِیلِس حدود پنجاه نفر از دانشجوهایش را متقاعد کرد که بیرون موزه علیه این تفکر متعصبانه و منسوخ تظاهرات کنند. دانشجوها پلاکاردهایی داشتند که روی آن نوشته شده بود: «سر را آزاد کنید».
کاربر ۲۲۱۱۱۰۴
جستوجوی این دانش ما را تشویق کرده است که به خانه به چشم معمایی نگاه کنیم که باید حل شود، متنی که باید تفسیر شود، و اینکه اگر زمانی دانش را کشف کنیم، انگار ارزش خانه بهزور از چنگالش بیرون کشیده میشود و تنها چیزی که باقی میماند، منظره و چشمانداز خشکوخالی است.
منظرهٔ تالار صدونودودوم غربی در نور ماه نشانم داد که چقدر این کار ما مسخره است. خانه ارزشمند است؛ چون خانه است. این بهخودیِخود کافی است. وسیلهای برای رسیدن به هدف نیست.
این فکر، فکر دیگری را در ذهنم به وجود آورد. من متوجه شدم که شرح و توصیف دیگری از قدرتهایی که دانش به ما اعطا خواهد کرد، همیشه دلواپسم میکرد؛
YoungGod
بخشهای زیادی از حرفهایش را متوجه نمیشدم. انتظار همین را داشتم. دیدن این رفتار از پیامرسانها عادی است. آنها ذهنهایی باز دارند و افکارشان مسیرهای عجیبی را دنبال میکند.
🤍
خانه مسبب فراموشی من است.
🤍
و اگر خانه باعث شده فراموشی بگیری، پس برای این کار دلیل خوبی داشته است.
🤍
آن چیزی که سرانجام نتیجه گرفتم، این بود که پاکسازیِ بینش انسان برای دیدنِ در ضروری است.
🤍
«عاشق سکوت اینجام. هیچ آدمی در کار نیست!» قسمت آخر حرفش را طوری زد که انگار این بزرگترین مزیت اینجاست.
🤍
من به چیزی که داری نیاز دارم، پس چرا اون رو همینجوری به من نمیدی؟ و بعد هر وقت من چیزی داشتم که تو نیاز داشتی، همینجوری اون رو به تو میدم. این روش سادهتر و بهتره!
💫Sahar💫
