بعد هم دوباره گفت که همهٔ تالارها دقیقاً مثل هم هستند؛ فقط بهجای تالارها گفت «اتاقها» و از صفتی برایشان استفاده کرد تا تحقیرشان کند.
چنان خشمی وجودم را فراگرفت که لحظهای فکر کردم نباید چیزی را که میدانم، به او بگویم؛ ولی بعد فکر کردم این نامهربانی است که او را بهخاطر چیزی که دست خودش نیست، مجازات کنم. تقصیر او نیست که چیزها را طوری که من میبینم، نمیبیند.