قبایح و دنایم را طبیعت بشریه هیچچیز قلع نمیکند مگر کریتکا و استهزا و تمسخر. اگر نصایح و مواعظ مؤثر میشد، گلستان و بوستان شیخ سعدی رحمهالله، من اوله الی آخره وعظ و نصیحت است؛ پس چرا اهل ایران در مدت ششصد سال هرگز ملتفت مواعظ و نصایح او نمیباشند؟»
طیبه کرمی
«مجلس، دارالشورای کبرای اسلامی است و به مساعی مشکورهٔ حجج اسلام و نواب عامهٔ امام قائم شده... ممکن نیست که آثار پارلمنت پاریس و انگلیس بر آن مترتب گردد و [بتوان] قانون آزادی عقاید و اقلام و تغییر شرایع و احکام از آن گرفت و بر افتتاح قمارخانه و اشاعهٔ فواحش و کشف مخدرات [بیحجابی] و اقامهٔ منکرات نایل گردید.»
طیبه کرمی
شیخ با شعار آزادی که مشروطهخواهان سر داده بودند مخالفت میکرد و اعتقاد داشت که رواج مفهوم آزادی، در نهایت، از بین بردن تقیدات دینی را در پی دارد و موجب انحطاط اخلاقی میشود. نکتهٔ مهم آن است که شیخ، مخالفت خود را با اصل آزادی، پنهان نمیکرد. او به روشنی آزادی را خلاف تقید و پایبندی به دین میدانست و دینداری را مغایر با آزادی میدانست:
«عجب است که خلط مبحث اشاعه میدهند که اسلامطلبان مستبدند و حال آنکه البته باید مستبد باشند. اساسا اسلام، بلکه هر دینی بر استبداد است.»
طیبه کرمی
«قانون الهی که او [پیامبر اسلام(ص)] آورد، دیگر نقص نخواهد داشت، حتی نسبت به تمام ایام و نیز نسبت به تمام مردم... اگر کسی را گمان آن باشد که مقتضیات عصر تغییر دهندهٔ بعضی مواد قانون الهی است یا مکمل آن است، چنین کسی... از عقاید اسلامی خارج است.»
طیبه کرمی
گروههای مسلح که خود را مشروطهخواه مینامیدند، تهران را فتح کردند و محمدعلیشاه از سلطنت خلع شد. فاتحان درصدد انتقام از مخالفان مشروطه برآمدند. تیر این انتقام، تنها بر تن شیخفضلالله نوری نشست. فاتحان به فرماندهی یپرمخان ارمنی، شیخفضلالله را دستگیر کردند و محاکمهٔ کوتاهی تشکیل دادند و بلافاصله او را در میدان توپخانه به دار کشیدند.
طیبه کرمی