جملات زیبای کتاب علاج مرگ | طاقچه
تصویر جلد کتاب علاج مرگ

بریده‌هایی از کتاب علاج مرگ

نویسنده:جیمز دشنر
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۴.۲از ۱۰ رأی
۴٫۲
(۱۰)
«چطور دنیا این‌قدر کثافت و کوفتی شد؟»
مریم رضائی؛
«تو می‌خوای به من شلیک کنی، رفیق قدیمی؟»
مریم رضائی؛
«مهم نیست چند نفر رو برای ارتشت به خدمت می‌گیری، مهم اینه که چه کسایی رو به خدمت می‌گیری.
مریم رضائی؛
«من رو بکش. اگر زمانی دوست من بودی، من رو بکش.»
مریم رضائی؛
«من رو بکش. اگر زمانی دوست من بودی، من رو بکش.»
مریم رضائی؛
به زمین خیره شد: «چطور دنیا این‌قدر کثافت و کوفتی شد؟»
کاربر ۱۱۰۱۴۲۸۰
«من رو بکش. اگر زمانی دوست من بودی، من رو بکش.»
مریم رضائی؛
ولی توماس او را ناامید کرده بود.
مریم رضائی؛
«چطور ما همیشه گرفتار این دردسرها می‌شیم. حداقل قبلاً همهٔ تقصیرها رو گردن شرارت می‌انداختیم.»
مریم رضائی؛
«خواهش می‌کنم، تامی. خواهش می‌کنم.»
مریم رضائی؛