جملات زیبای کتاب ماهیت روان درمانی (ارزیابی انتقادی) | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماهیت روان درمانی (ارزیابی انتقادی)

کتاب ماهیت روان درمانی (ارزیابی انتقادی)

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
کارل یاسپرس، فربد فدائی
انتشارات: 
نشر چرخ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
امیررضا
۱
برای نمونه، عموماً گمان می‌رود زایل کردن اضطراب یک هدف درمانی خودآشکار است. درعین‌حال حکم گبساتل صحیح است؛ «ما همان اندازه که مردد هستیم آیا واقعاً یک زندگی بدون اضطراب را می‌خواهیم یا نه، به همان اندازه اطمینان داریم که زندگی‌ای بدون ترس می‌خواهیم.» شمار زیادی ــ به‌ویژه بین مردمان عصر جدید ــ به نظر می‌رسد بدون ترس زندگی می‌کنند، زیرا فاقد تخیل هستند. این‌جا، همان‌گونه که قبلاً هم بود، فقدان و کمبود احساس وجود دارد. این رها بودن از اضطراب چیزی نیست، مگر روی دیگر فقدانِ ژرف‌ترِ آزادی
امیررضا
۱
برای نمونه، عموماً گمان می‌رود زایل کردن اضطراب یک هدف درمانی خودآشکار است. درعین‌حال حکم گبساتل صحیح است؛ «ما همان اندازه که مردد هستیم آیا واقعاً یک زندگی بدون اضطراب را می‌خواهیم یا نه، به همان اندازه اطمینان داریم که زندگی‌ای بدون ترس می‌خواهیم.» شمار زیادی ــ به‌ویژه بین مردمان عصر جدید ــ به نظر می‌رسد بدون ترس زندگی می‌کنند، زیرا فاقد تخیل هستند. این‌جا، همان‌گونه که قبلاً هم بود، فقدان و کمبود احساس وجود دارد. این رها بودن از اضطراب چیزی نیست، مگر روی دیگر فقدانِ ژرف‌ترِ آزادی
alirzeya
۱
فرد باید به چیزها بپردازد، نه به خود (یا صرفاً به خود بسان یک وسیله)؛ او باید به خداوند بپردازد، نه به ایمان، باید به بودن بپردازد، نه به اندیشیدن، باید به چیزی بپردازد که به آن عشق می‌ورزد، نه به خود عشق، باید به انجام دادن بپردازد نه به تجربه، باید به تحقق بپردازد نه به صرف امکان ــ یا بهتر بگویم او باید به همهٔ این جایگزین‌ها همچون واسطهٔ انتقال بپردازد و نه برای خود آن‌ها به‌تنهایی.
امیررضا
۰
برای نمونه، عموماً گمان می‌رود زایل کردن اضطراب یک هدف درمانی خودآشکار است. درعین‌حال حکم گبساتل صحیح است؛ «ما همان اندازه که مردد هستیم آیا واقعاً یک زندگی بدون اضطراب را می‌خواهیم یا نه، به همان اندازه اطمینان داریم که زندگی‌ای بدون ترس می‌خواهیم.» شمار زیادی ــ به‌ویژه بین مردمان عصر جدید ــ به نظر می‌رسد بدون ترس زندگی می‌کنند، زیرا فاقد تخیل هستند. این‌جا، همان‌گونه که قبلاً هم بود، فقدان و کمبود احساس وجود دارد. این رها بودن از اضطراب چیزی نیست، مگر روی دیگر فقدانِ ژرف‌ترِ آزادی