
بریدههایی از کتاب کتاب پسر
۳٫۲
(۲۵)
اگر کسی میتوانست همهٔ سیاهیهای روحِ فقط یک انسان را مثل جوهر از ماهی مرکب بیرون بکشد، جهان در تیرگی ناپدید میشد.
سروش علینژاد
اضافه کردنِ فصلی جدید به تاریخ جامعِ جنایت کار سختی است. نوشتنیها را نوشتهاند و از این به بعد هر اتفاقی بیفتد تکرار ابدیِ همان سلسلهجنایات است.
سروش علینژاد
زندگی از حیث یأس و ناکامی بین همهمان عدالت و مساوات برقرار میکند، هر امتیازی که روزگاری داشتهایم علیه خودمان عمل میکند
سروش علینژاد
این به خندهام میانداخت که هر کسی میتواند من را بکشد، حتی آدمی که اصلاً از ناخنگیر استفاده نمیکند، آدمی آنقدر بدوی که زیر ناخنهایش را هم تمیز نمیکند.
سروش علینژاد
بهشت همه غرق رنج است و جهنم همه غرق لذت.
Melika Ghorbani
هر کسی را تا کمی بهتر میشناسی برایت غیرقابلتحمل میشود.
Melika Ghorbani
راستش، هنر همیشه دروغ میگوید. با دروغهایش گولمان میزند درست مثل قاتلی که دختری را گول میزند که زیر باران جلو مدرسه منتظر مادرش ایستاده و مادرش دیر کرده. دستمان را مثل دست آن دختر میگیرد و ما را، که دروغ کورمان کرده، از حقیقت، از زندگی دور میکند. هنر این حس را القا میکند که چیزها معنی دارند و همیشه دلیلی پشت اتفاقات هست، ولی حقیقت چیز دیگری است
Shayan8123
به خودت میگی دوستش دارم، ولی در عمل داری تحملش میکنی. فکر میکنی تحملش میکنم چون دوستش دارم، عشق یعنی زیر بار نرفتن.
bluegrana1375
در واقع، هر کسی را تا کمی بهتر میشناسی برایت غیرقابلتحمل میشود.
حــــــــنا🌼
اوضاع نه به خاطر من هیچوقت خراب شد، نه به لطف من هیچوقت خوب. اتفاقها همیشه میافتند و من تنها تماشاچیام. فقط خودم را باشان وفق میدهم.
مهرنوش
بیزاری از آدمها یعنی نشناختنشان، حتی از آن بدتر: درست نشناختنشان. نفرت چیزی نیست جز سطحینگری: بدترین شکلش وقتی است که دورِ این سطحینگری را برجوباروی نخوت فراگرفته باشد. از آدمها بیزاریم چون فکر میکنیم آنطور که هستند دیده و شناختهایمشان. به بیزاریمان میبالیم و سختکوشانه پروبالش میدهیم، مثل گیاهی کمیاب پرورشش میدهیم.
ولی همهٔ اینها دروغ است. از آدمها متنفریم چون هیچچیز نمیفهمیم، و این نفهمی ریشهدار است چون فکر میکنیم که میفهمیم. همهچیزِ دوروبرمان برایمان عجیبوغریب است ولی در واقع خودمانایم که عجیبوغریبایم؛
مهرنوش
«همهچی جلو دست آدمهاست، دنیا زیر پاشونه، سواد تو مشتشونه، ولی باز هم جهل و تعصب بر دنیا حاکمه.»
کاربر ۱۰۵۴۹۱۱۵
هر کسی را تا کمی بهتر میشناسی برایت غیرقابلتحمل میشود. برای همین است که زیباترین زنها زنهای توی تابلوهای نقاشیاند که به ظاهرشان محدودند. زیبایند، و این تمام چیزی است که باید در موردشان بدانیم. چون هر اطلاعات دیگری دربارهٔ زندگی، عادات و افکارشان توی ذوقمان میزند و سرخوردهمان میکند.
زهرا غفاری
ابومحمد غزالی در جایی نوشته بهشت همه غرق رنج است و جهنم همه غرق لذت.
مهرنوش
من در جهنمم و غرق لذت.
مهرنوش
در واقع، هر کسی را تا کمی بهتر میشناسی برایت غیرقابلتحمل میشود.
مهرنوش
واقعیت دارد که رنج آدمها را عاقلتر و شادی احمقشان میکند.
مهرنوش
من خودم از کارهای بدی که کردهم باخبرم و اگه خودم رو میبخشم منصفانهش اینه که اونها رو هم ببخشم. برای اینکه بقیه رو بد بدونی اول باید خودت رو خوب بدونی، ولی من اینکاره نیستم. خودم رو خوب میشناسم و میدونم بهتر از بقیه نیستم.
مهرنوش
«نمیدونید زندگی بدون مجازات چهقدر سخته، دنیا اگه توش همهش بخشش باشه جای کثافتیه.»
مهرنوش
اون واسهٔ این غمگینه که آدم اخلاقگراییه.
مهرنوش
توی قبرستان که باشیم، در محاصرهٔ اموات، بر سرچشمهٔ آگاهی هستیم. توی قبرستان، در همان نگاه اول، چیزی که باید از زندگی بفهمیم میفهمیم؛ همین که داریم میمیریم.
rezai milad
ناکامیهای بشر همیشه به هم شبیه بوده و هر کجای این عالم احتمال رخ دادنشان به یک اندازه است. یک کشاورزِ قحطیزده در شالیزارهای آسیا و یک نویسندهٔ افسرده که در کافهای ویَنی دارد یواشیواش برای خودش کیک شکلاتی میخورد یا جرعهجرعه قهوهٔ یولیوس سر میکشد، به یک اندازه حق دارند شاد نباشند. من و او هم؛ چون ناکامی بشر نه از نظام اجتماعی یا موقعیت جغرافیایی، که از نفسِ بودنِ آدم نشئت میگیرد. فقط اینکه باشی خودش کافی است تا شاد نباشی. همین بودن خودش بس است. بهاش میگفتم که بقیه هم مثل ما پرتاب شدهاند توی این زندگی و ما محکومایم به بودنی که خودمان هم دلمان نمیخواهدش.
0r2b80
منشأ جملهٔ نیکیها خداست و منشأ جملهٔ بدیها حق آزادیِ انتخاب در آدمی.
Melika Ghorbani
هیچ گودالی آنقدر بزرگ نیست که بتواند جمیع شرارتهای بشر را در خود جای بدهد.
Melika Ghorbani
آدمها توی اوج پختگی و لحظهٔ مرگشون، از دقیقهبهدقیقهٔ عمرشون پشیمونند بهغیر از اون لحظههایی که بیشترین رنج رو بردند
Melika Ghorbani
تنها هدف گریه دل سوزاندن برای خود است. دلمان برای خودمان میسوزد چون کسی نیست برایمان دل بسوزاند.
زهرا غفاری
زنم فقط حالا که رفته میتواند دوباره زیبا باشد، فقط حالا میتوانم دوباره دوستش داشته باشم. چون حالا دارم هر چیزی که دربارهاش فهمیده بودم از یاد میبرم و میتوانم بگذارم فقط زیباییاش بر جا بماند.
زهرا غفاری
تا زمانی که آدم بیرون از خودش به دنبال شیطان بگردد، شیطان درونش را نمیبیند
زهرا غفاری
اوضاع نه به خاطر من هیچوقت خراب شد، نه به لطف من هیچوقت خوب. اتفاقها همیشه میافتند و من تنها تماشاچیام. فقط خودم را باشان وفق میدهم.
حــــــــنا🌼
بیشترین ارزش موسیقی در این است که مویهوزاری همراه آن کار بسیار دلچسبی است.
حــــــــنا🌼
حجم
۲۳۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۳۵ صفحه
حجم
۲۳۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۱۳۵ صفحه
قیمت:
۱۰۱,۰۰۰
تومان