وقتی آدم متعلق به موقعیتی نباشد، از صورتش، از چشمهایش پیداست که ناخوش است. ناخوشی یعنی همین فاصلهٔ میان حضور بدنی و قلبی در یک جمع و این چیزی نیست که با خنده بشود پنهانش کرد. چشمهای آدم همهچیز را لو میدهند. فقط باید کسی باشد که چشمهای آدم را ببیند و اغلب آدمها چنین کسی را در زندگیشان ندارند و بیکسی از همین جا شروع میشود. مثل من.