جملات زیبای کتاب غبرستان حیوانات خانگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب غبرستان حیوانات خانگی

بریده‌هایی از کتاب غبرستان حیوانات خانگی

نویسنده:استیون کینگ
ویراستار:معصومه شیخی
امتیاز
۳.۵از ۲۲ رأی
۳٫۵
(۲۲)
اون روزها نیازی نبود بری دانشگاه تا بفهمی مرگ چیه. اون روزها مرگ وارد خونه می‌شد و سلام می‌کرد و گاهی باهات شام می‌خورد و گاهی هم احساس می‌کردی که باسنت رو گاز گرفت.»
....
اگر نمی‌شد مرگ را تغییر داد، حداقل می‌شد برایش گریه کرد.
ارغوان صادق
کتاب مقدس به‌طرز مشکوکی پر از معجزات است، معجزاتی که وقوع آنها تقریباً به‌طور کامل در دوران عقلانیت متوقف شده است
ارغوان صادق
خاک قلب مرد سنگی‌تره، لویی
....
درست یا غلط، باور داشت که الی برای سرسختی مرگ گریه می‌کرد، برای تغییرناپذیری مرگ به‌خاطر اشک‌های یک دختربچه، برای پیش‌بینی‌ناپذیر بودن بی‌رحمانهٔ آن می‌گریست.
faeze
این آسیب‌شناس احتمالاً بعد از نمونه‌برداری از بافت، مغزش رو توی حفرهٔ قفسهٔ سینه‌ش گذاشته و حفرهٔ جمجمه رو با کاغذ قهوه‌ای پر کرده تا از نشت جلوگیری کنه. کاری که آسون‌تر از برگردوندن مغز توی جمجمه، مثل قطعات پازله.
faeze
شاید الی چیزی دربارهٔ واقعیت مرگ یاد بگیره، جایی که درد متوقف می‌شه و خاطرات خوب شروع می‌شن؛ نه اینکه پایان زندگی باشه، بلکه پایان درده. این چیزها رو نباید بهش بگیم و باید بذاریم خودش به‌تنهایی بفهمه.
faeze
او با استاد روان‌شناسی‌اش موافق بود که تجربه‌های زندگی پس از مرگ که در مجلات علمی منتشر می‌شد و بعد در مطبوعات مشهور عمومی چاپ می‌شد، احتمالاً نشانهٔ آخرین تلاش ذهن در برابر هجوم مرگ است
faeze
ما گشت می‌زنیم... پسرم و من... چون ذات زندگی جنگ یا عشق نیست، بلکه فقط نبرد بیمارگونه، نجیبانه و ناامیدانه با اُز بزرگ و وحشتناکه
faeze
والدین برای کودکانشان که بزرگ شده‌اند و مرتکب تجاوز و قتل و شکنجهٔ بی‌گناهان شده‌اند، از دادگاه درخواست بخشش یا عفو اعدام دارند.
🪻sᥲrᥲ
سرما بر او دوباره غلبه کرده بود، قوی‌تر از همیشه، اما چیز دیگری هم زیر آن بود: خاکستر گرمی از تمایل، اشتیاق یا شاید هوس. همین احساساتش او را در برابر سرما گرم کرد و در برابر باد محکم نگه داشت.
🪻sᥲrᥲ
به نظر لویی خدا با خرد بی‌نهایتش وقتی درد را تقسیم می‌کرد، بسیار سخاوتمندتر بود.
کاربر ۱۰۰۰۲۸۲۲
مالیات مطمئناً طبیعی نبود، درگیری‌های انسانی طبیعی نبود، درگیری‌های اجتماعی طبیعی نبود، رونق و رکود طبیعی نبود. در نهایت فقط ساعت وجود داشت و نشانه‌هایی که در گذر زمان ازبین می‌روند و بی‌نام‌ونشان می‌شوند. حتی لاک‌پشت‌های دریایی و درختان عظیم سِکویا هم روزی وقتشان به پایان می‌رسید.
Sahia
ولی خیلی هم بد نیست که با مرگ آشنا بشیم. این روزها... من نمی‌دونم... به نظر می‌رسه هیچ‌کس نمی‌خواد درباره‌ش صحبت کنه یا بهش فکر کنه.
Sahia
لویی هم او را بوسید، باوجوداین کمی احساس ناراحتی می‌کرد؛ چون متوجه شد این «متأسفم که این‌قدر احمق بودم»، اگرچه به‌هیچ‌وجه مرسوم نیست، بارها آن را شنیده است. این جمله معمولاً بعد از اینکه ریچل راه خودش را می‌رفت، از زبانش بیرون می‌آمد.
Sahia
لویی لحظه‌ای برای او که اینجا کف آشپزخانه‌اش، در بستری از سیب و آب‌نبات هالووین دراز کشیده بود، احساس غم و اندوه کرد. به ذهنش رسید که وقتی نورما هجده‌ساله بوده، سینه‌هایش توجه بسیاری از جوانان محله را جلب می‌کرده، همهٔ دندان‌هایش مال خودش بوده و قلب زیر پیراهنش موتور کوچک سفت و سختی بوده است.
Sahia

حجم

۴۶۲٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۸۸ صفحه

حجم

۴۶۲٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۸۸ صفحه

قیمت:
۹۶,۰۰۰
تومان