هوشیاری به تنهای خاکی ما قداست میبخشد؛
ZohreAalipour
و من کلمات و سطرهای دیگر آفریدم
تا در این جهانِ تنگ
دلتنگیهای خود را بیان کنم
و چنین شد
و من دیدم هرچه ساختهام
مثل سایه پروانهای
بر زخمپیچِ دستهایم خوابش برده.
رضا چایچی
ZohreAalipour
شاید اگر من دانشجوی منظمی بودم و او هم آن دختر یهودی مردّد نبود، هیچ وقت با یکدیگر آشنا نمیشدیم.
ZohreAalipour
گفت: «من هم همیشه آرزو داشتم تنها زندگی کنم، وقتی که آدم تنهاست تکلیفش را بهتر میداند.»
ZohreAalipour
از محاسن کلمات یکی هم این است که وقتی به عین واقعه مجموع میشوند، همان واقعه را حمل میکنند و عین همان واقعه را میسازند
ZohreAalipour
شاید به این موضوع فکر میکردم که تحقیق میتواند بهانه خوبی باشد تا اقلیما ایوبی را هر روز ببینم. میخواستم آنقدر به او نزدیک شوم تا مثلاً بوی عطر تنش، رایحه عطر کاجی را که از سمتش میآمد، بشنوم.
ZohreAalipour
معتقد بودم قدیسین یک الگوی اجتماعی رفتار را پدید میآورند و به نحوی مبلّغ رفتاری خاص مثل احتراز از لذایذ متعارف حیات بودهاند. هرچند که چنین رفتارهایی خلاف عرف هم هست به این علت که با رفتارهای عرف جامعه متناقض است. و دقیقا به همین خاطر مورد توجه قرار میگیرند.
ZohreAalipour