پیرترین مرد کور: ما هیچوقت خانهای را که در آن زندگی میکنیم ندیدیم؛ فقط بیخودی دیوارها و پنجرههایش را با دست لمس میکنیم؛ ما حتی نمیدانیم کجا زندگی میکنیم...!
پیرترین زن کور: میگویند اینجا یک قصر قدیمی خیلی تاریک و دلگیر وجود دارد. اینجا هیچوقت نور نمیتابد. البته بهجز اتاق کشیش که در برج قصر است.
اولین مرد کور مادرزاد: نور برای کسانی که نمیتوانند ببینند لازم نیست.