فرهاد هم مثل هر آدمی که قدر خاطرات را میداند حواسش هست که گذشته ردش را روی چیزها میگذارد و همینطور روی حافظه و آنچه در حافظه ضبط میشود، آنطور که کراکوئر نوشته، پُر از شکاف است، چون حافظه توجهی به تاریخها ندارد؛ روزی آفتابی در پنجسالگی را با روزی برفی در دوازدهسالگی ترکیب میکند و نتیجهاش بهروشنی به یاد میآید.