جملات زیبای کتاب شب روی سنگفرش خیس | طاقچه
تصویر جلد کتاب شب روی سنگفرش خیس

بریده‌هایی از کتاب شب روی سنگفرش خیس

۴٫۳
(۴)
آرمین: آقای دکتر، خیلی‌ها از این مملکت رفتند که حق نبود بروند. آن‌ها مشتی از خاک ایران توی جیب‌شان ریختند و دلشکسته رفتند، تا با کاسه‌های سُفالی و بزم‌های سنتی از دور به نعش وطن ادای احترام کنند.
Mobinayeg
ناهید: (دفترچه‌ای از کیف بیرون می‌کشد.) ایناهاش! فقط پانصد تا تومنی توی این دفترچه دارم. مجلسی: ناهید، ناهید جان!... ناهید: مرا بگو می‌خواستم سالن را شومینه کنم. مجلسی: چرا دفترچه‌ات را به من نشان می‌دهی؟ ناهید: برای اینکه اسب این درشکه تویی دکتر. مجلسی: ولی... گاهی درشکه با دو اسب سبک‌تر و چالاک‌تر می‌شود؛ مخصوصاً اگر وارد گردنهٔ سنگینی هم شده باشد و یک اسب یدکی هم داشته باشد.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
ناهید: (دفترچه‌ای از کیف بیرون می‌کشد.) ایناهاش! فقط پانصد تا تومنی توی این دفترچه دارم. مجلسی: ناهید، ناهید جان!... ناهید: مرا بگو می‌خواستم سالن را شومینه کنم. مجلسی: چرا دفترچه‌ات را به من نشان می‌دهی؟ ناهید: برای اینکه اسب این درشکه تویی دکتر. مجلسی: ولی... گاهی درشکه با دو اسب سبک‌تر و چالاک‌تر می‌شود؛ مخصوصاً اگر وارد گردنهٔ سنگینی هم شده باشد و یک اسب یدکی هم داشته باشد.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
آدمیزاد هم فی‌الواقع مثل ماهِ آسمان گردشی دارد نوشین عزیز. گاهی توی این گردش سایه‌ای، لکهٔ ابری روی انسان می‌افتد و... حسنش به این است که رد می‌شود
کیانرخ
حیوان‌های مغروری که ماییم و هنر بزرگ‌مان فقط همین است، هر چه کمتر زندگی کنیم، احترام بیشتری به زمین گذاشته‌ایم!
zima blue

حجم

۱۱۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۷۶ صفحه

حجم

۱۱۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۷۶ صفحه

قیمت:
۴۳,۰۰۰
۱۲,۹۰۰
۷۰%
تومان