
Mobinayeg
۲
آرمین: آقای دکتر، خیلیها از این مملکت رفتند که حق نبود بروند. آنها مشتی از خاک ایران توی جیبشان ریختند و دلشکسته رفتند، تا با کاسههای سُفالی و بزمهای سنتی از دور به نعش وطن ادای احترام کنند.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
ناهید: (دفترچهای از کیف بیرون میکشد.) ایناهاش! فقط پانصد تا تومنی توی این دفترچه دارم.
مجلسی: ناهید، ناهید جان!...
ناهید: مرا بگو میخواستم سالن را شومینه کنم.
مجلسی: چرا دفترچهات را به من نشان میدهی؟
ناهید: برای اینکه اسب این درشکه تویی دکتر.
مجلسی: ولی... گاهی درشکه با دو اسب سبکتر و چالاکتر میشود؛ مخصوصاً اگر وارد گردنهٔ سنگینی هم شده باشد و یک اسب یدکی هم داشته باشد.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
ناهید: (دفترچهای از کیف بیرون میکشد.) ایناهاش! فقط پانصد تا تومنی توی این دفترچه دارم.
مجلسی: ناهید، ناهید جان!...
ناهید: مرا بگو میخواستم سالن را شومینه کنم.
مجلسی: چرا دفترچهات را به من نشان میدهی؟
ناهید: برای اینکه اسب این درشکه تویی دکتر.
مجلسی: ولی... گاهی درشکه با دو اسب سبکتر و چالاکتر میشود؛ مخصوصاً اگر وارد گردنهٔ سنگینی هم شده باشد و یک اسب یدکی هم داشته باشد.
کیانرخ
۱
آدمیزاد هم فیالواقع مثل ماهِ آسمان گردشی دارد نوشین عزیز. گاهی توی این گردش سایهای، لکهٔ ابری روی انسان میافتد و... حسنش به این است که رد میشود
zima blue
۱
حیوانهای مغروری که ماییم و هنر بزرگمان فقط همین است، هر چه کمتر زندگی کنیم، احترام بیشتری به زمین گذاشتهایم!