جملات زیبا از متن کتاب شب روی سنگفرش خیس | طاقچه
تصویر جلد کتاب شب روی سنگفرش خیس
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب شب روی سنگفرش خیس

۴.۳(از ۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
اکبر رادی
انتشارات: 
نشر قطره
categoryدسته‌بندی: 
نمایشنامه

۴۳,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۱۷,۲۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

آرمین: آقای دکتر، خیلی‌ها از این مملکت رفتند که حق نبود بروند. آن‌ها مشتی از خاک ایران توی جیب‌شان ریختند و دلشکسته رفتند، تا با کاسه‌های سُفالی و بزم‌های سنتی از دور به نعش وطن ادای احترام کنند.
Mobinayeg
۲
ناهید: (دفترچه‌ای از کیف بیرون می‌کشد.) ایناهاش! فقط پانصد تا تومنی توی این دفترچه دارم. مجلسی: ناهید، ناهید جان!... ناهید: مرا بگو می‌خواستم سالن را شومینه کنم. مجلسی: چرا دفترچه‌ات را به من نشان می‌دهی؟ ناهید: برای اینکه اسب این درشکه تویی دکتر. مجلسی: ولی... گاهی درشکه با دو اسب سبک‌تر و چالاک‌تر می‌شود؛ مخصوصاً اگر وارد گردنهٔ سنگینی هم شده باشد و یک اسب یدکی هم داشته باشد.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
ناهید: (دفترچه‌ای از کیف بیرون می‌کشد.) ایناهاش! فقط پانصد تا تومنی توی این دفترچه دارم. مجلسی: ناهید، ناهید جان!... ناهید: مرا بگو می‌خواستم سالن را شومینه کنم. مجلسی: چرا دفترچه‌ات را به من نشان می‌دهی؟ ناهید: برای اینکه اسب این درشکه تویی دکتر. مجلسی: ولی... گاهی درشکه با دو اسب سبک‌تر و چالاک‌تر می‌شود؛ مخصوصاً اگر وارد گردنهٔ سنگینی هم شده باشد و یک اسب یدکی هم داشته باشد.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
آدمیزاد هم فی‌الواقع مثل ماهِ آسمان گردشی دارد نوشین عزیز. گاهی توی این گردش سایه‌ای، لکهٔ ابری روی انسان می‌افتد و... حسنش به این است که رد می‌شود
کیانرخ
۱
حیوان‌های مغروری که ماییم و هنر بزرگ‌مان فقط همین است، هر چه کمتر زندگی کنیم، احترام بیشتری به زمین گذاشته‌ایم!
zima blue
۱
گلشن: (سیب را حلقوی پوست کنده است.) من شنیده‌ام آلمانی‌ها روغن اسرای جنگی را می‌گرفتند و صابون عطری درست می‌کردند. فلکشاهی: و همه را یک قلم صادر می‌کردند به ایران، که ملت نجیب توی حمام‌های عمومی و سرِ چاهک‌ها مصرف کنند و خوشبو بشوند!
نـسـیـمــ
۰