جملات زیبا از متن کتاب دلم تنگه براتون | طاقچه
تصویر جلد کتاب دلم تنگه براتونsubscriptionAvailable

کتاب دلم تنگه براتون

زندگی‌نامه و خاطرات طلبه و دانشجوی شهید علی عباس حسین‌پور

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۲ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
قطره دریاست اگر با دریاست
۱۲
درب خانهٔ ما تا سال‌ها رنگ نخورد. گذاشته بودیم همان‌طور قدیمی بماند؛ چون علی‌عباس گوشهٔ درب خانه با خط خودش نوشته بود: منزل شهید علی‌عباس حسین‌پور.
atefe
۱۰
یک پسر دوم دبیرستان را تصور کنید که هم برای خانواده آشپزی می‌کند و به وضع خانه می‌رسد، هم به وضع درسی برادرهای کوچک‌تر می‌رسد. هم شاگرد اول بهترین دبیرستان شهر است. هم انجمن اسلامی دبیرستان را به خوبی اداره می‌کند. هم قهرمان دومیدانی جوانان کشور است و در تمرین‌ها شرکت می‌کند و...
atefe
۷
در روایتی از معصومان (ع) آمده است: کسی که خود را برای ادارهٔ زندگی‌اش به سختی اندازد، مانند مجاهدی است که در راه خدا جهاد می‌کند. یا حدیث نبوی معروفی که می‌فرماید: هر کسی که بیکار گردد و سنگینی (اقتصادی) خود را بر دوش مردم بیندازد مورد لعنت خداست.
atefe
۷
لازم است یادآور شوم این جوانی که این‌گونه در مسائل خانواده و اجتماع فعالیت داشته و کار می‌کرد، به ظاهر خودش نیز بسیار توجه داشت. ظاهر آراسته و اسلامی او، برای بسیاری از دوستانش الگو بود. هیچ کس به یاد ندارد که علی‌عباس را با لباسی کثیف، نامرتب و یا موهای بلند دیده باشد. او خودش لباس‌هایش را می‌شست و اتو می‌کرد و به دیگر کارهای منزل رسیدگی می‌کرد. حتی بعد از مادر، بهترین مونس برای پدر شده بود.
atefe
۷
از امام صادق (ع) روایت داریم: ما افرادی را که عاشقشان شویم یک گُلی به آن‌ها می‌دهیم به نام گل نسیان (گل فراموشی) وقتی شخص گل را بو می‌کند مدهوش می‌شود و فقط خدا و اهل بیت: را می‌خواهد. این‌ها پیروان سیدالشهدا (ع) هستند.
atefe
۴
علی‌عباس به این حدیث‌ها عمل کرده بود. واقعاً خودش به این نوشته‌ها عمل می‌کرد. ما صبح‌ها می‌دیدیم هر وقت در محل بسیج حضور داشت، اولین فردی بود که برای نماز صبح بلند می‌شد و بعد از نماز صبح ورزش می‌کرد و دیگران را هم تشویق به ورزش می‌کرد. می‌گفت کمتر استراحت کنید و بخوابید. بیشتر به امورات معنوی بپردازید. گاهی که وضو می‌گرفت در کنار او بودم. در حین وضو، دعای وضو را می‌خواند و می‌گفت: خدایا صاحب ما تویی پس درود فرست بر محمد (ص) و آل او.
atefe
۴
ر این بیست دقیقه‌ای که در طول مسیر با هم بودیم یک کلام عادی و لغو و بیهوده از علی‌عباس نشنیدیم. واقعاً از لحاظ اخلاقی الگو بود. بار معنوی خاصی در حرکات و حتی سکوتش بود.
Reihan Mehdinejad
۴
عشق زیارت، دیدار، راز و نیاز، وجودم را پر کرده بود... گذشت تا اینکه وارد حرم شدم. این عشق چه عشقی است؟! این محل چه محلی است؟ محل عزیز خدا، پاک از گناهان. بنده خاص و خالص درگاه ربوبیت. وه چه صحنه باشکوهی. چه عظمتی. کجایند مأمونها، هارون الرشیدها و همه ستمگران تاریخ تا ببینند که مخالفانشان چقدر عزیز و گرامی‌اند. تا ببینند خودشان در نظر مردم چقدر پست و فرومایه‌اند و از اعمال زشتشان چگونه یاد می‌شود.
قطره دریاست اگر با دریاست
۳
درب خانهٔ ما تا سال‌ها رنگ نخورد. گذاشته بودیم همان‌طور قدیمی بماند؛ چون علی‌عباس گوشهٔ درب خانه با خط خودش نوشته بود: منزل شهید علی‌عباس حسین‌پور.
atefe
۳
علی‌عباس از زمانی که نوجوان بود در کارهای خانه به مادر کمک می‌کرد. بهتر از همهٔ برادرانش آشپزی را یاد گرفته بود و کمک‌حال مادر بود.
Reihan Mehdinejad
۲
خودم را مورد سؤال قرار می‌دادم: ای بنده عاصی، ای بنده بی مقدار، ای بی‌ارزش، چرا مقام والای خلیفه الهی بودنت را، مقام با ارزش عشق به خداوند را، به زندگی دنیا و آرزوهای پست و نابود کننده و هوس آلود مبدل کرده‌ای؟ نگاه به زندگی بزرگان بینداز و ببین چقدر عقبی. چقدر بدبختی. چقدر سیه روزی. وای به حالت. بترس از آتش غضب الهی. از زقوم، از حمیم، از گرزهای آتشین.
Reihan Mehdinejad
۲
ای خدا، ای قادر، ای حنان، ای منان، تو را به عظمت رسولت، پیامبر اکرم. تو را به عظمت ولی خودت امیرالمومنین (ع) تو را به عظمت دختر پیامبر، سرور و بزرگ تمام زنان عالم. تو را به عظمت جانشینان وصی خودت، امام حسن (ع) و حسین (ع). تو را به عظمت همین مقرب درگاهت که به پای بوسی درگاهش آمده‌ایم، ما را در این راه پرخطر، پراز شیاطین گوناگون، در این راه تاریک و ظلمانی یاری فرما. دست ما را بگیر. اگر دست ما را نگیری بیچاره ایم، اگر دست ما را نگیری بدبختیم ...
Reihan Mehdinejad
۲
ای خدا، ای قادر، ای حنان، ای منان، تو را به عظمت رسولت، پیامبر اکرم. تو را به عظمت ولی خودت امیرالمومنین (ع) تو را به عظمت دختر پیامبر، سرور و بزرگ تمام زنان عالم. تو را به عظمت جانشینان وصی خودت، امام حسن (ع) و حسین (ع). تو را به عظمت همین مقرب درگاهت که به پای بوسی درگاهش آمده‌ایم، ما را در این راه پرخطر، پراز شیاطین گوناگون، در این راه تاریک و ظلمانی یاری فرما. دست ما را بگیر. اگر دست ما را نگیری بیچاره ایم، اگر دست ما را نگیری بدبختیم ...
atefe
۱
- با رتبهٔ ۱۱۲ در دانشگاه رضوی مشهد قبول شد.
atefe
۱
دیده بودم وقتی صدای اذان بلند می‌شد، او اولین فردی بود که وضو می‌گرفت و به استقبال نماز و مسجد می‌رفت. به نماز جماعت اهمیت زیادی می‌داد.
atefe
۱
برای انتخاب رشته خیلی حساس بود. دربارهٔ رشته‌ها با وسواس بررسی کرد. او برای آزمون سراسری خیلی مطالعه کرد و در کنکور رتبهٔ خوبی آورد. اولین انتخاب دانشگاهی‌اش قبول شد. عجیب است. کسی که بیشتر وقت خود را در جبهه بود با رتبهٔ ۱۱۲ در رشتهٔ الهیات دانشگاه رضوی مشهد قبول شد.
کاربر ۹۹۶۱۳۳۰
۰
دلم از این دنیای
atefe
۰
مادرش را از دست داده بود، خواهر نداشت، کارهای خانه، حتی پختن غذا را خودش انجام می‌داد.
atefe
۰
راستی به همهٔ کمالات و بزرگواری‌های علی‌عباس، یک چیز دیگر را اضافه کنید. او قلم شیوا و روانی داشت. متن‌های زیبایی را به نگارش در می‌آورد.
atefe
۰
چون انسان وارسته‌ای بود. او هیچ وقت از زندگی گلایه و شکایتی نداشت. با اینکه خبر داشتیم مشکلاتی در زندگی ایشان وجود داشت، اما در اوج متانت زندگی می‌کرد.
سید علی جان ما بود
۰
برخی از دوستان از ما می‌پرسند که شخصیت علی‌عباس کجا و چگونه شکل گرفت که الگوی بسیاری از جوانان شد و مجموعه‌ای از صفات عالی انسانی را در خود به وجود آورد. من نیز گفته‌ام که شخصیت برادر ما در مسجد شکل گرفت. او در مسجد و در محضر اساتید و علما حضور داشت و استفاده می‌کرد. او تلاش می‌کرد به آموخته‌هایش عمل کند و در این راه موفق بود.
سید علی جان ما بود
۰
مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی که از علمای تهران بودند، نقل کردند: شبی در نجف بعد از اتمام نماز جماعت پشت سر آیت‌الله مدنی و خلوت شدن مسجد، ناگهان دیدم آقای مدنی شروع به گریستن کرد! چون به من اظهار لطف داشتند، به خودم جرأت دادم و علت گریهٔ ناگهانی ایشان را پرسیدم. ایشان فرمودند: بعد از نماز، یک نفر امام زمان (عج) را دیده است که به او فرموده‌اند: «ببین این شیعیان بعد از نماز بلافاصله به سراغ کارهای خود رفتند و هیچ کدام برای فرج من دعا نکردند!» من هم تا این را شنیدم متأثر شدم و گریستم. آیت‌الله مجتهدی فرمودند: بعدها دقت کردم و متوجه شدم امام زمان (عج) این گلایه را به خود ایشان (شهید مدنی) گفته بودند!!!
کاربر ۱۰۲۶۰۴۵۷
۰
مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی که از علمای تهران بودند، نقل کردند: شبی در نجف بعد از اتمام نماز جماعت پشت سر آیت‌الله مدنی و خلوت شدن مسجد، ناگهان دیدم آقای مدنی شروع به گریستن کرد! چون به من اظهار لطف داشتند، به خودم جرأت دادم و علت گریهٔ ناگهانی ایشان را پرسیدم. ایشان فرمودند: بعد از نماز، یک نفر امام زمان (عج) را دیده است که به او فرموده‌اند: «ببین این شیعیان بعد از نماز بلافاصله به سراغ کارهای خود رفتند و هیچ کدام برای فرج من دعا نکردند!» من هم تا این را شنیدم متأثر شدم و گریستم.