
بریدههایی از کتاب جوان اعجوبه
۵٫۰
(۲)
مصطفی خوابش خیلی کم بود. همیشه میگفت: خواب زیاد آدم را غافل میکند. باعث خمودی انسان میشود. اگر آدم بتواند شبها مطالعاتش را بیشتر کند، بهتر است. برای همین بسیار مطالعه میکرد.
او آموزگاری خوب و مهربان بود. چیزی او را خسته نمیکرد. سید مصطفی با پشتکاری که داشت در مدت کوتاهی توانست به زبانهای اردو، انگلیسی، عربی و چند زبان دیگر تسلط پیدا کند!
آقا مصطفی با اهل بیت: هم بسیار مأنوس بود. هر وقت روضه میخواند، از همان اول خودش گریه میکرد و اشک میریخت.
در دورهٔ دبیرستان اکثر دعاها را حفظ کرد. بیشتر تأکید او روی زیارت عاشورا و زیارت جامعهٔ کبیره بود.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
یک بار شنیدم که میگفت: تاریخ مرا در معرض امتحان قرار داده است! میخواهد فداکاری مرا بسنجد. میخواهد شجاعت مرا بیازماید. اکنون پرچمیبه دست من سپرده شده تا با طاغوتها بجنگم. مبارزهٔ من فقط برای خداست. خدایا تو را شکر میکنم که مرا با فقر آشنا کردی تا گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم.
خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم؛ زیرا گناه بزرگی است. خدایا هدایتم کن نسبت به نماز بیاهمیت نباشم. خدایا هدایتم کن به پدر و مادرم خدمت و احسان کنم. خدایا حمایتم کن.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
نترسید که پیروزی از آن شماست
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
میگفت: مهم این است که ما بتوانیم بندهٔ خوبی برای خدا باشیم. همهٔ کارهایش برای خدا بود. از عمرش غافل نبود. از لحظهلحظهٔ زندگی به بهترین صورت استفاده میکرد. واقعاً بندهٔ مقرّب خدا بود. در کارهایش از خدا کمک میخواست و پیوسته برای خدا قدم برمیداشت.
او مانند مبارز بیبدیل و همشهری خود، سید جمالالدین اسدآبادی به مناطق مختلف و کشورهای اسلامیو غیر اسلامیسفر کرد. سید هر جا که قدم میگذاشت تحولی عمیق در اطرافیان ایجاد میکرد و سفیر هدایت آنها میشد.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
همهٔ دوستان میدانستند سید مصطفی از لحاظ معنوی در سطح بالایی است. او اهل تقوا بود. از هر چیزی که حرام بود دوری میکرد. برای همین خداوند قدرت تشخیص بالایی به او داده بود.
در سختترین شرایط بهترین تصمیمها را میگرفت.
این هم از مصادیق عملی آیات قرآن بود. آنجا که در آیات اولیهٔ سورهٔ طلاق به همین موضوع اشاره میکند: «هر کس تقوا داشته باشد راه خروج (از مشکلات) را به او نشان میدهیم و ...»
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
از دیگر خصوصیات اخلاقی او میتوان به حُسن خلق و برخورد بسیار شایسته و جذاب او با مردم اشاره کرد. همیشه چهرهای خندان و شاداب داشت. بسیار خوشبرخورد و با تواضع بود. با همین اخلاق خوبش بسیاری را به اسلام و انقلاب جذب کرد.
مصداق عینی و ملموس آیهٔ مبارکه «اَشداءُ عَلی الکُفار رُحماءُ بَینَهُم» بود. با دوستان انقلاب و اسلام بسیار مهربان بود. اما در مقابل زورگویان و مستکبران، خصوصاً خاندان پهلوی ذرهای کوتاه نمیآمد و بسیار قاطع عمل میکرد.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
سید مصطفی دائمالوضو بود. نمازش را خیلی با توجه میخواند. گویی خدا در مقابلش ایستاده و او به تنهایی مشغول تکلم با پروردگار است. به نماز جماعت بسیار اهمیت میداد. غذا هم که میخورد مستحبات را رعایت میکرد. آرامآرام میخورد تا خوب هضم شود. شام هم خیلی کم میخورد؛ بیشتر نان و ماست یا غذای ساده.
به حرام و حلال غذا نیز بسیار اهمیت میداد. در کارهای خانه هم خیلی کمک میکرد. اگر سر سفره چیزی کم بود، سریع میرفت و میآورد. اگر به او کاری محوّل میشد اصلاً ناراحت نمیشد. میرفت سریع انجام میداد.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
برای او مبارزه در درجهٔ دوم اهداف قرار داشت. مهمتر از مبارزه بیدار کردن وجدانهای مردم ناآگاه بود. لذا هیچ گاه در یک منطقه مستقر نشد. وقتی میدید که کارش را انجام داده یا کسی هست که انجام دهد راهی سرزمین دیگری میشد تا سفیر بیداری دیگران شود.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
سید بسیار مقید به مسائل شرعی بود؛ نماز اول وقت، نماز جماعت، نماز شب و ...
سید مصطفی خیلی جنب و جوش داشت. اصلاً خستگی برای او واژهای ناآشنا بود. زیاد مسافرت میکرد و اینطرف و آنطرف میرفت.
گاهی اوقات نیمهشب از مسافرت میآمد با همان حال خستگی نماز شبش را میخواند.
وقتی به کارهای او فکر میکنم یاد سخنان آیتالله بهجت میافتم که فرمودند: «کلید توفیقات در نماز شب است.»
و سید مصطفی این را خیلی خوب فهمیده بود و به راحتی توفیق نماز شب را از دست نمیداد.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
بارها میگفت این انقلاب با خون جوانان با ایمان و همت بالای حضرت امام به دست آمده. باید از این انقلاب حمایت کنید.
کاری کنید که برای جامعهٔ اسلامی مفید باشید تا این انقلاب به صاحب اصلی آن یعنی آقا امام زمان (عج) برسد.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
الان هم مرسوم شده که هر کس برود سر مزار سید مصطفی و به مادرش حضرت زهرا (س) او را قسم بدهد، اگر به صلاحش باشد، حاجتش روا خواهد شد. انشاءالله.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
اسلام از عرب برخواست ولی عجم آن را بهتر شناخت.
و اکنون انقلاب اسلامی از ایران برخاسته و غیر ایرانیها بهتر شناخته و به ویژگیهای اصیلش پی بردهاند!
سرباز روح الله
آقا مصطفی خیلی روی مفاهیم قرآن تکیه میکرد. میفرمود: اگر هر بچّه شیعه بتواند با قرآن مأنوس باشد و به موقع از مفاهیم قرآن بهره ببرد همیشه در زندگی موفق است. به ما میگفت تا میتوانید در قرآن سیر کنید، تا میتوانید در قرآن تفکر کنید. آیات قرآن را خوب بخوانید و اگر هم توانستید به عربی مسلّط شوید.
همیشه تبلیغ میکرد که عربی را خوب یاد بگیرید تا قرآن را خوب بفهمید و بتوانید در مقابل این مشکلاتی که پیش میآید از قرآن بهره ببرید و با آیات قرآن دیگران را مجاب کنید.
میگفت: سعی کنید احادیث را با آیات قرآن تطبیق دهید. یعنی وقتی آیاتی را از قرآن میخوانیم، احادیثی را از معصومان چاشنی آن کنیم.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
از جمله چیزهایی که از آقا مصطفی یاد گرفتیم این بود که اگر قراری داشتیم و در آن دیر میکردیم، در ازای هر دقیقه دیر کردن باید خودمان را جریمه کنیم. به نظم بسیار اهمیت میداد.
یکی از جریمههای دیر رسیدن حفظ یک سوره قرآن بود.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
یکی از عواملی که سید را در کار تبلیغیاش موفق میکرد اخلاق پسندیده او بود. سید مصطفی با این اخلاق نیکو، با لبخندی که همیشه بر لب داشت و با احترامیکه به اعتقادات طرف مقابل میگذاشت، با همه جور آدمی رابطه برقرار میکرد.
از مسیحی گرفته تا اهل سنت، حتی با خارجیهایی که در پاکستان بودند ارتباط میگرفت.
به یاد دارم با چند آمریکایی رفیق شده بود! با آنها مینشست و صحبت میکرد و... از اسلام شیعی، از انقلاب و امام برای آنها میگفت.
سید نظرات آنها را میشنید و بعد ذهنهای آمادهشدهٔ آنها را هدایت میکرد.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
خیلی درگیر کار بود. بعضی وقتها که به نبودن او اعتراض میکردیم؛ میگفت: خدا من را مورد امتحان قرار داده، میخواهد فداکاری من را بسنجد. میخواهد شجاعت من را بسنجد، اکنون پرچمیخدایی به دست ما سپرده شده است تا با طاغوتها بجنگیم. مبارزهٔ من فقط برای خداست.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
هر جا میرفت همه مجذوب او میشدند. سید دنیای اطلاعات دینی بود. بینش سیاسی بسیار خوبی داشت. به زبانهای مختلف مسلط بود و ... در این مدت لحظهای او را بیکار ندیدیم. فراموش نمیکنم. سید در همین چند ماه حضور در ایران دو کتاب برای نوجوانان تألیف کرد و به چاپ رساند. کتاب، عروسک چوبی داستانی بود دربارهٔ اهمیت خرید کالای ایرانی. ماجرای دخترکی بود که به جای خرید عروسک خارجی، به سراغ یک عروسک چوبی ایرانی میرود. کل پیام کتاب اهمیت خرید کالای ایرانی بود.
در کتاب حماسهٔ چهارمردان نیز به بررسی شهدای محلهٔ چهارمردان شهر قم میپردازد. که این کتاب داستانی و بلند است.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
فراموش نمیکنم. چیزی که مصطفی را خیلی اذیت میکرد بیحجابی خانمها بود. میگفت: حجاب یادگار حضرت زهرا (س) است. چادر قلعهٔ زن است. میگفت: درد من بیشتر از بیحجابیهاست. انسان شرم میکند در خیابان برود. چرا زینت خودشان را برای نامحرم آشکار میکنند؟ چرا پدر و مادرها بیتوجه شدهاند؟
چرا فرزندانشان را نصیحت نمیکنند. الگوی ما حضرت زهرا (س) است انشاءالله روز قیامت شرمندهٔ خانم نشویم مگر ما نمیخواهیم بمیریم؟ مگر از ما سؤال و جواب نخواهند کرد؟
چرا به قرآن عمل نمیکنند؟ چرا احکام الهی را به راحتی زیر پا میگذارند؟ نمیدانند که چقدر حساب قیامت سخت است؟!
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۴۴ صفحه
قیمت:
۱۵,۰۰۰
تومان