جملات زیبای کتاب تقاص | طاقچه
تصویر جلد کتاب تقاص

بریده‌هایی از کتاب تقاص

۴٫۵
(۵۳)
اول اینکه هیچگاه بی‌دلیل صحبت نمی‌کردند. چون کسی که زیاد حرف بزند اشتباهاتش زیاد می‌شود. دوم اینکه تا مطمئن نمی‌شدند، در مورد کسی اظهار نظر نمی‌کردند. سخن گفتن از بدی و خوبی دیگران، دلیل محکم می‌خواهد و اگر بدون علت باشد، چه بسا توقف انسان در مسیر معنویت را ایجاد کند.
ام‌البنین
فکر انسان، اگر در مورد دیگران اشتباه باشد، سوءظن را به دنبال خواهد داشت و اگر به صورت کلام، برای دیگران بیان شود، غیبت یا تهمت را برای ما ثبت می‌کند. اما بعضی مواقع، اشتباه انسان این است که ندانسته، تعریف و تمجید بی‌جا انجام می‌دهد و اگر این تعریف‌ها در حضور جمع باشد، بقیه را نیز به اشتباه می‌اندازد.
ام‌البنین
ما ناخودآگاه یا خودآگاه با گفتار و رفتار و افکار خود، اطرافیان و دیگران را به سوی خدا یا به دوری از مسیر خدا هدایت می‌کنیم
ام‌البنین
عالمی می‌فرمود: در آخرت مجبور خواهیم شد اعمال خوب خودمان را که به نزدیک‌ترین دوستانمان نمی‌دهیم، به خاطر حق الناس به کسانی بدهیم که اصلاً آن‌ها را قبول نداشتیم.
ام‌البنین
همه ما نقطه ضعف‌هایی داریم که اگر به آن‌ها رسیدگی نکنیم، می‌تواند زندگی ما و افرادی که تحت تاثیر ما هستند را خراب کند. ممکن است نام آن نقطه ضعف، غرور، الکل، مواد مخدر، سکس، مال پرستی، قدرت پرستی، قمار، آرزو یا حسادت و بسیاری از چیزهای دیگر باشد.
ام‌البنین
هر بار به صورت عمدی گناهی می‌کردم اتفاقی ناگوار در زندگی‌ام می‌افتاد. مثلاً به من زمانی را نشان دادند که به یک نفر تهمتی زدم. فردای آن روز شرایط کاری من پیچیده شد و مدت کوتاهی بعد، بیکار شدم. کسی آنجا به من توضیحی نمی‌داد، اما خودم متوجه شدم که بیکار شدنم با تهمتی که به آن شخص زدم ارتباط داشت. یا هر بار که دروغ می‌گفتم بلافاصله اتفاق ناگواری در زندگی من رخ می‌داد.
کاربر ۸۵۹۷۴۷۱
«طبق این احادیث، اگر کسی چهل روز به وظایف دینی خود عمل کند قطعاً روشنی خاصی پیدا می‌نماید.»
ام‌البنین
«از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»
ام‌البنین
عزیزان می‌میرند، روابط عشقی شکسته می‌شود، دوستان ما را رها می‌کنند، مال و اموال از دست می‌رود. حتی گاهی به جایی می‌رسیم که از خدا می‌خواهیم مرگ ما را زودتر برساند. این چنین دردهایی خیلی سخت است. ولی به شما اطمینان می‌دهم که تا وقتی که زنده بمانید و با خودکشی سعی در فرار نداشته باشید، این مشکلات و دردها موقتی خواهد بود.
ام‌البنین
کسی که زیاد حرف بزند اشتباهاتش زیاد می‌شود.
Moonalisa
مرتب لحظه‌هایی می‌دیدم که در زندگی باید حرف می‌زدم ولی سکوت کردم! باید به کسی کمک می‌کردم، اما اهمیتی ندادم. جاهایی می‌توانستم محبتی کنم اما دریغ کردم. تمام این لحظات بار سنگینی را بر دوشم وارد می‌کرد.
Ahoo
ناگهان چیز عجیبی به چشمم خورد. چیزی شبیه یک قفس بزرگ در لابه لای باغ‌های بهشتی که شخصی در آن زندانی بود! من گفتم: مادر این چیست؟ زندان در این باغ چه می‌کند!؟ مادر گفت: این شخص در دنیا آدم خوبی بود و لایق بهشت است، اما یک بار بناحق آبروی شخصی را در میان جمع برد. او را این طور نگهداری می‌کنند تا آن شخص به اینجا بیاید و او را حلال کند
seyedhadi1362
مرحوم کربلایی احمد بارها تاکید می‌کرد که مراقب باشید در منزل بی‌ادبی یا ظلمی از شما صادر نشود. زیرا زن و فرزند در برابر شما قدرت ندارند و با این کار، دل شکسته و غمگین می‌شوند.
Mohammad Mahdi
زمانی که بررسی اعمالم انجام می‌شد، متوجه شدم چقدر بلاها و مشکلات با دعای خیر این خانواده‌ها بر طرف شده است.
Mohammad Mahdi
تهرانی بارها می‌فرمود: «سعی کنید در زندگی ظلمی از شما صادر نشود، چون بار ظلم ماورای تصور ماست. من این را فهمیده‌ام که هیچ عبادتی به اندازه احسان به خلق خدا نیست و هیچ معصیتی به عظمت ظلم وجود ندارد.»
fa,3in
ایشان غیبت را یکی از مصادیق بزرگ ظلم می‌دانست و می‌گفت: چیزهایی از غیبت می‌دانم که گفتنی نیست، اما همین قدر بدانید که بار غیبت بسیار سنگین است و خداوند به سختی از آن می‌گذرد. ایشان می‌گفت: «در عالم معنا یکی از نزدیکان را به من نشان دادند که گروهی از زنبورها دور دهان او جمع شده و مدام بر لب و زبان او نیش می‌زدند و او را اذیت می‌کردند!
fa,3in
میز بزرگ وسط که پر از خوراکی بود، تبدیل شده بود به یک گوشت مردار و حاضران تکه تکه از آن می‌خوردند و چهره‌هایشان تغییر می‌کرد! صورتشان مثل مردار وحشتناک می‌شد و اصلاً قابل تحمل نبود. از طرفی می‌دیدم که پرونده اعمالم با حضور در آن جلسه سنگین‌تر می‌شد؛ اما زمانی که امر به معروف کردم و از جلسه بیرون آمدم، پرونده اعمالم سبک شد و خیر و برکات زیادی در روزهای بعدی زندگی‌ام دیدم. حتی زمانی که آن شخص، بعد از من از جلسه خارج شد و به حیاط آمد، باز هم خیرات و برکات برای من نوشته شد. من دیدم که برخی گرفتاری‌های زندگی‌ام به همین دلیل برطرف شد.
nazanin
درباره ملکوت اعمال، چیزهایی را دیدم که در زندگی روزمره زیاد با آن‌ها برخورد می‌کنیم، اما دقت نداریم که این‌ها حق الناس است. مثلاً افرادی که خیرات می‌کنند، اما با ایستادن کنار خیابان و توقف اتومبیل‌های عبوری، راهبندان ایجاد می‌کنند. یا اینکه خیرات می‌دهند، اما کوچه و خیابان وجلوی منزل مردم را پر از زباله می‌کنند. یا کاروان‌هایی که به دنبال ماشین عروس حرکت می‌کنند و مسیر عبور ماشین‌ها را می‌بندند، تمام این‌ها زیرپا گذاشتن حق‌الناس است.
nazanin
به عزّت و جلال خودم سوگند که از حقّ مردم و از ظلم ظالم نخواهم گذشت. (کافی، ج ۲، ص ۴۴۳)
nazanin
به طور خلاصه باید گفت که برای جبران حق‌الناس این مراحل را باید انجام داد: جبران خسارت مالی ... رضایت طلبیدن ... رد مظالم ... وصیت کردن.
کاربر ۱۰۳۳۲۲۴۶
با احترام گفتم: پدرجان مرا نصیحت کنید. پدر نگاهی به من کرد و گفت: مردم را قضاوت نکن. کار قضاوت مردم فقط با خداست. اگر چیزی از کسی می‌بینی و یا می‌شنوی زود اظهار نظر نکن. این‌ها انسان را گرفتار می‌کند.
کاربر ۱۰۳۳۲۲۴۶
نهیبی زد و با صدای وحشت انگیزی گفت: من با شما انسانها به خاطر چند موضوع کار دارم! بعد شروع به شمارش برخی گناهان انسان‌ها کرد و گفت: دروغ، غیبت، تهمت، بی‌حجابی، نزول، زنا. من فقط می‌ترسیدم. تاکنون چنین وحشتی را تجربه نکرده بودم. می‌خواستم حرفی نزنم، اما زبانم خودبه‌خود شروع به صحبت کرد! بدون اراده من اقرار کرد و گفت: دروغ گفتم و شنیدم. (با این که من به راستگویی در میان فامیل شهره بودم) غیبت کردم و شنیدم، اما تهمت نزدم. نزول نداشتم اما بدحجاب و بی‌حجاب بودم، ولی زنا نکردم. یکباره وجود وحشتناک فریاد زد و گفت: آن زمان که حجاب را برداشتی و آنگونه در مقابل نامحرم بودی برای تو زنا نوشته شد!
کاربر ۸۸۳۰۵۶۷
در آن جهان، عشق و بخشش پادشاهی می‌کند، منیت و غرور جایی ندارد.
کاربر ۳۲۶۳۱۹۵
یک بار نیز ایشان فرمود: «شخصی در خواب به حضرت سیدالشهدا (ع) عرض کرد؛ من سی سال نوکری درگاه شما را کردم و تنها یک حاجت از شما دارم چرا اجابت نمی‌کنید؟! حضرت نیز در پاسخ به وی فرمود: نوکر باید ارباب را قبول کند، یا ارباب نوکر را؟! تو آنقدر به بندگان خدا ظلم کرده‌ای که هنوز تو را به نوکری قبول نکرده‌ایم...»
Moonalisa
من در یک اردوی تابستانی مدرسه، به پسری که مورد علاقه کسی نبود و کسی با او دوست نمی‌شد محبت کردم، تنها برای اینکه او بداند که قابل دوست داشتن است. نمی‌دانید آن پسر چقدر خوشحال شد و انرژی گرفت. این محبت کردن من، در آینده زندگی او موثر بود.
Ahoo
من برای فرار از دردهای احساسی‌ام در دنیا خودکشی کردم و فکر کردم که با مردن، تمام دردهایم را در بدنم جا خواهم گذاشت و آن‌ها همراه من به سوی دیگر نخواهند آمد. ولی اشتباه کردم. چیز عجیب راجع به جهنم اینکه؛ آنچه برای فرار از آن خودکشی کرده بودم، همنشین ابدی و دائمی من در سوی دیگر شده بود!
Mohammad Mahdi
دانشگاه تگزاس به‌تازگی در یک تحقیق ۲۰ ساله، افرادی که در اثر خودکشی تجربه نزدیک به مرگ داشته‌اند را مورد مطالعه قرار داده است. از یافته‌های این تحقیق این است که بسیاری از این افراد تجربه‌ای منفی یا ترسناک داشته‌اند. چیز جالب دیگری که در این مطالعه روشن شد این بود که هیچ یک از این افراد در طول این بیست سال دیگر دست به خودکشی نزده بودند و برعکس، تغییرات عمیق و مثبتی در زندگی خود به وجود آورده‌اند.
Mohammad Mahdi
من دانشجو بودم و پول زیادی نداشتم. برگشتم و با آن زن دعوای شدیدی کردم. با لحنی که تقریباً در حد توهین بود! اکنون می‌دیدم که چه احساسی در او به وجود آورده بودم و چطور او نزدیک بود به خاطر من، شغل خود را از دست بدهد. اکنون می‌دیدم که او در زندگی اش چه سختی‌هایی داشت، مشکلاتی که مسائل من در برابر آن هیچ بود. او از یک بچه معلول ذهنی عقب‌مانده مراقبت می‌کرد و نیاز شدیدی به درآمد این شغل داشت. دیدم که برخورد من در او چه احساس درد و پریشانی و اشکی به وجود آورد. دیدم که او چه زندگی سختی در دنیا داشت و بالاخره با سرطان از دنیا رفته و کودک معلولش را تنها گذاشت. دیدن این صحنه چنان وجود مرا به درد آورد که تاکنون در زندگی خود چنین دردی را حس نکرده بودم.
Mohammad Mahdi
یادم هست وقتی پسرم خردسال بود، به ما گفتند پسرم سرطان خون دارد و باید برای درمان او اقدام کنیم. خیلی ناراحت بودیم؛ اما بعد از مدتی بدون اینکه کاری کنیم گفتند مشکلی از لحاظ خونی ندارد.
Mohammad Mahdi
اما همین قدر بدانید که بار غیبت بسیار سنگین است و خداوند به سختی از آن می‌گذرد.
کاربر ۲۵۶۷۵۶۰