جملات زیبای کتاب یاران ابراهیم | طاقچه
تصویر جلد کتاب یاران ابراهیم

کتاب یاران ابراهیم

چهل حکایت از دلدادگی شهدا به ابراهیم هادی (همراه با داستان‌هایی از عنایات و کرامات شهید)

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۳۰ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
a.b
۱۱
و نکته آخر اینکه؛ تفاوت ابراهیم هادی با دیگر همرزمانش در این بود که او در زمان حیات مادی نیز به دنبال گره‌گشایی از مشکلات مادی و معنوی مردم بود، و بعد از رها شدن از تن مادی، این مسیر را بهتر از قبل ادامه داده. امید اینکه ما نیز از عنایات این شهید بزرگوار بی‌بهره نباشیم. التماس دعا
Ali Mn
۲
این ما هستیم که با گناهامون از شهدا دور می‌شیم، شهدا سر جاشون هستند وهمیشه به ما نظر وکمک می‌کنند.
Ali Mn
۱
دوست داشتن مقدمه عشق است، اما عشق نیست. اگر بخواهیم عاشق هم باشیم باید تلاش کنیم... تلاش در محبت کردن، تلاش در رفتار خوب و پسندیده. عشق مربوط به‌صورت نیست، صورت، ظاهر عشق است، مقدمه عشق است، اما ادامه‌اش با روح است، اخلاق مربوط به روح است... شنیدی می‌گویند: زنده‌بودن فاصله گهواره تا گور است و زندگی کردن فاصله زمین تا آسمان!؟
Ali Mn
۱
دنیا بدون شهدا و خون شهدا، از مردن برای من سخت‌تر بود. وقتی برادر به برادر رحم نمی‌کند، حجاب‌ها به بهانه آزادی رعایت نمی‌شود، شکم‌ها از حرام پر می‌شود و همه و همه مهدی (عج) فاطمه را تنها گذاشته‌اند، دیگر نمی‌توانم دنیا را تحمل کنم...
Nirvana
۰
«کاری کن که خدا عاشقت شود که اگر خدا عاشق تو باشد خریدار تو می‌شود.»
Nirvana
۰
«مشکل ما این است که برای رضای همه کار می‌کنیم جز برای رضای خدا.»
Nirvana
۰
من از ابراهیم یاد گرفتم که نماز اول وقت را فراموش نکنم و احترام به والدین، مهمترین کار زندگی‌ام باشد.
Nirvana
۰
تا شهید نباشی شهید نمی‌شوی
Ali Mn
۰
ابراهیم، مهر الهی را در بر پیشانی ادراکم نشاند و لذت عشق به حضرت مادر (س) را به ضمیر حریصم چشاند تا از رخت خواب کسالت برخیزم و لبیک گوی قم الیل الا قلیلا باشم.
کاربر ۶۱۸۸۶۶۲
۰
به خودم اومدم و گفتم: خجالت نمی‌کشی، یاد توصیه شیخ رجبعلی خیاط افتادم که هر زمان نگاه به نامحرم داشتید بگویید:"یا خیر حبیب و محبوب". یعنی خدایا من تو رو می‌خوام این‌ها چیه؟ این‌ها که دوست داشتنی نیستند
کتابدوست
۰
گفتم بله. ابراهیم تو را انتخاب کرده. بعد با زبان ساده برایش توضیح دادم که ابراهیم یک معلم و یک کشتی گیر بوده که در مقابل دشمن به شهادت می‌رسد. خوشحال شد. کتاب را برداشت. ورق زد و بعضی قسمت‌ها را خواند. بعد از جیبش پول درآورد و کتاب را خرید و گفت: دوست دارم این کتاب را ترجمه و چاپ کنم. چند سال بعد شنیدم کتاب سلام بر ابراهیم در مسکو توسط یک کشتی‌گیر ترجمه و منتشر شده.