جملات زیبای کتاب عقل و دین و مسئله شر از نگاه استادان مسلمان و مسیحی | طاقچه
۴٫۴
(۲۳)
نقل قولی از شهید مطهری از کتاب عدل الهی: «شک مقدمۀ یقین، پرسش مقدمۀ رسیدن و اضطراب مقدمۀ آرامش است. شک معبَری خوب و لازم است، هرچند منزل و توقفگاه نامناسبی است»
plato
من تصمیم گرفته بودم سخنانی مانند آنچه در بالا اظهار کردم، بر زبان آورم (من جملات فوق را با رجوع به یادداشت‌های خود در همایش اظهارکردم)؛ اما هنگامی که این کلمات را بر زبان آوردم، احساس می‌کردم که گویی به اختیار خود سخن نمی‌گویم؛ بلکه نیرویی مرا وا می‌دارد تا این سخنان را بر زبان جاری کنم. همچنین احساس می‌کردم که نیرویی مرا وا می‌دارد که مراتب سپاس و قدرشناسی خود را نسبت به مرتضی مطهری ابراز دارم؛ کسی که در تجربه و درک من از فلسفه‌ورزی به منزلۀ حکمت‌دوستی، از اهمیتی فزاینده برخوردار بوده است. زمینه‌ساز چنین قدرشناسی و سپاسی، سخنرانی کلی کلارک بود. دکتر کلارک از آنچه به معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (reformed epistemology) مشهور است به‌شدت دفاع کرد.
S
ما با تعقل یا با استفاده از وحی یا بهره‌گیری از تجربۀ عرفانی می‌توانیم آن معرفت فطری و الهی را که در وجود و خلقتمان سرشته شده است، تقویت و شکوفا کنیم و به کمال برسانیم.
صادق :)
نقل قولی از شهید مطهری از کتاب عدل الهی: «شک مقدمۀ یقین، پرسش مقدمۀ رسیدن و اضطراب مقدمۀ آرامش است. شک معبَری خوب و لازم است، هرچند منزل و توقفگاه نامناسبی است».
Sobhan Naghizadeh
از همان آغاز علقه و الفتی خاص میان خود و فرزند مرتضی مطهری احساس کردم. شاید این احساس تا حدی به این علت بود که پدر او در مقام تأکید بر اهمیت نفس، دل، عقل و عواطف با پدر من شباهت داشت. آنان هر دو از موهبت تعلیم اندیشه‌ها و تفکرات انتزاعی در قالب الفاظ و اصطلاحات عینی و ملموس برخوردار بودند. از این گذشته، متوجه شدم که پدر او وی را در کودکی از غرق شدن در دریا نجات داده است و این واقعه مرا به یاد پیشامدی انداخت که در آن پدر من نیز مرا از غرق شدن در دریا نجات داد؛ گرچه پدر من زمانی مرا نجات داد که لابه‌لای امواج متلاطم دریا در خط ساحلی فلوریدا گرفتار شده بودم، درحالی‌که پدر محمد او را در دریای خزر کمک کرده بود که ده هزار مایل دورتر از سواحل فلوریدا است. این علاقه و الفت (خواه واقعی و خواه موهوم) مرا واداشت که در این همایش ادعایی به شرح زیر مطرح کنم: اگر بیشتر پدرها نسبت به فرزندانشان آن‌گونه مهر و محبت می‌ورزیدند که پدران ما - یا به تعبیر عام‌تر- اگر بیشتر والدین به فرزندان خویش چنان مهر و محبت می‌ورزیدند که پدران ما مهر ورزیدند، آن‌گاه به جای هم‌زیستی توأم با کینه و دشمنی، چه‌بسا همۀ ما می‌توانستیم همچون برادران و خواهران واقعی در کنار یکدیگر زندگی کنیم
S
کسی از دیگری می‌پرسد من می‌خواهم از خدا بپرسم چرا وجود این همه شر و رنج را در جهان روا داشته است؟ آن دیگری می‌گوید: اگر خدا همین سؤال را از تو بپرسد پاسخ تو چه خواهد بود؟
صادق :)
به نظرم فلاسفه بیشتر اوقات صرفاً متدینان عادی هستند.
صادق :)
ار فراغ بنده از بدبندگی است گر تو با بد بد کنی پس فرق چیست
موجا
عقل آن چیزی است که انسان در پی یک استدلال تأیید می‌کند، یا آنچه انسان از طریق استدلال به آن اعتراف می‌کند؛ و منظور از استدلال، تصدیق شماری از مقدمات صادق است که به دنبال آن‌ها نتیجه‌ای مورد قبول به دست می‌آید. لذا می‌توان عقل را مترادف چیزی قرار داد که انسان از طریق استدلال می‌پذیرد. در این حالت، پرسش من این است که چه کسی برای ایمانش به استدلال نیاز دارد و برای چه هدفی به استدلال نیاز دارد؟
کاربر ۱۴۰۷۶۳۵
اما در باب ارتباط ایمان و تعقل باید گفت که ایمان واکنشی است که ما در مقابل حقیقتی که آن را درک کردیم نشان می‌دهیم. معمولاً ایمان از امور التفاتی است؛ چراکه همیشه متعلقی دارد؛ چنان‌که می‌گوییم: ایمان «به» خدا (believe in God)، ایمان «به» غیب (believe in unseen). برای اینکه ایمان معنا پیدا کند، لازم است از متعلق ایمان تصوری داشته باشیم و نسبت به آن درجه‌ای از معرفت کسب کنیم. این جمله که «ایمان بدون معرفت ممکن است»، تناقض درونی دارد. ایمان همیشه به یک حقیقتی تعلق می‌گیرد که باید به نحوی از آن آگاه شده باشیم. البته لازم نیست آن آگاهی، آگاهی عقلی به معنای استنتاجی باشد. ما برای متعلق ایمان باید توجیه معرفتی داشته باشیم
Bamdaddd
فلاسفه عادت دارند که همه را فیلسوف کنند و فکر می‌کنند نیاز است که همه مثل آنان فکر کنند و همه باید برای اعتقاداتشان استدلال بیاورند. به نظر من، این مطلب صحیح نیست و کسی مثل مادر بزرگ من نیاز به استدلال ندارد تا اعتقاداتش عقلانی باشند.
saied ebrahimi
ایمان مبتنی بر معرفت است. این معرفت باید از راهی معتبر حاصل شود که آن راه معتبر می‌تواند استدلال عقلی، شهود، تجربه، اتکا به وحی یا هر راه معرفتی معتبر دیگری باشد.
saied ebrahimi
برهان ضعیف‌تر از شهود است و حتی صدرا گاهی می‌گوید اگر کسی برهان را خوب و صادقانه طی کند و صادقانه با آن تعامل انسانی داشته باشد، برهان برای او تبدیل می‌شود به مشاهده؛ یعنی معرفت، بذر مشاهده است؛ لذا کمال محسوب می‌شود و از این کمال نباید دست کشید.
saied ebrahimi
السدیر مک‌اینتایر، استاد بازنشستۀ دانشگاه نوتردام، گفته است که استانداردهای عقلانیت تحت سنت‌های عقلی هستند و این سنت‌ها پیش‌فرض‌های خاص خودشان را برای دینداری دارند. در این صورت چگونه می‌توانیم ملاکی عینی پیدا کنیم که بر اساس آن‌ها ادعاهای دینی را ارزشیابی کنیم؟
Yaser Mirdamadi
با این حال آنچه دربارۀ عقلانیت دین می‌توان گفت این است که عقلانیت دین یک معنای حداقلی دارد که این عقلانیت باید در آن رعایت شود: ۱. سازگاری: آموزه‌های دین نباید ناسازگاری درونی داشته باشند؛ یعنی تعالیم دین باید با یکدیگر سازگار و هماهنگ باشند؛ ۲. هیچ‌یک از آموزه‌های دینی نباید با یافته‌های قطعی و یقینی عقل ناسازگار باشند. وجود ناسازگاری میان آموزۀ دینی و یافتۀ یقینی و قطعی عقلی نشان‌دهنده خللی در آن آموزۀ دینی است؛
mo.neba
معنای مقدمه بودن و گذرگاه بودن
آیناز
اگر خدا عالم محض و قادر محض و خیرخواه محض است باید بهترین جهان ممکن را بیافریند و بهترین جهان ممکن، جهانی است که در آن هیچ شری نباشد؛ درحالی‌که در تفکر دینی و عرفانی و حتی در اگزیستانسیالیسم و از آن بالاتر اگزیستانسیالیسم الحادی می‌گویند موقعیت‌های مرزی است که انسان‌ها را بیدار می‌کند. اگر انسان در آسایش مطلق باشد، همه چیز برایش بی‌معنا می‌شود. گاهی به بیدار شدن نیازمندیم که تنها یک حادثه ما را بیدار می‌کند. این نگاه، هم جنبۀ دینی دارد و هم جنبه عرفانی.
mo.neba
انسان ساحتی ارادی دارد که در آن ساحت می‌تواند با معرفتی که به حق بودنش علم دارد بجنگد؛ ولی چنین فردی در عین جنگ با حق، می‌داند آنچه را حق بود، زیر پا گذاشت.
هاشمی
اتفاقاً در حدیثی از پیامبر اسلام از مادربزرگی سخن به میان آمده است که از او پرسیدند خدایت را چگونه شناختی و او که مشغول کار با چرخ نخ‌ریسی بود، دست از آن کار برداشت و دوباره شروع به نخ‌ریسی کرد و با این کار نشان داد که به هر حال هر فعلی فاعلی و هر کاری عاملی دارد، و بالأخره این جهان نیز آفریدگاری دارد.
Sobhan Naghizadeh
و نقل قولی از شهید مطهری از کتاب عدل الهی: «شک مقدمۀ یقین، پرسش مقدمۀ رسیدن و اضطراب مقدمۀ آرامش است. شک معبَری خوب و لازم است، هرچند منزل و توقفگاه نامناسبی است».
Bamdaddd
او می‌گوید شک بر یقین، و پرسش بر پاسخ مقدم است. فکر می‌کنم پاسخ واقعاً پس از پرسش می‌آید؛ چون این اقتضای معنای پاسخ است؛ اما در فرایند کسب معرفت باید با اعتماد آغاز کرد. مثلاً وقتی زبانی را از والدین و جامعۀ خود می‌آموزید، باید به آنان اعتماد کنید. اگر کودکی شکاک باشید، هرگز هیچ کلمه‌ای را نخواهید آموخت. اگر کسی به شما بگوید: کوچولو! غذا می‌خواهی؟ شما خواهید گفت اطمینان ندارم تو که هستی؛‌ غذا چیست؛ آیا جهان خارج وجود دارد؛‌ چرا ما اینجا هستیم؟ براین‌اساس به گمان من ما باید از اعتماد آغاز کنیم.
Bamdaddd
«شک مقدمۀ یقین، پرسش مقدمۀ رسیدن و اضطراب مقدمۀ آرامش است. شک معبَری خوب و لازم است، هرچند منزل و توقفگاه نامناسبی است».
Bamdaddd
بنابراین نمی‌گویم ایمان، لزوماً مبتنی بر عقل به معنای قدرت استنتاج منطقی است. حال اگر عقل را به معنای مطلق فاهمۀ انسانی بگیریم، باید بگوییم که ایمان بدون عقل محقق نمی‌شود. بهتر این است که بگوییم ایمان مبتنی بر معرفت است و معرفت
Bamdaddd
راه‌های مختلفی دارد، از جمله عقل و شهود
Bamdaddd
البته لازمۀ این سخن هرگز این نیست که ایمان می‌تواند ناسازگار با عقل باشد. سازگاری با عقل ضروری است، هرچند ابتنای بر عقل و استخراج و استنتاج از آن در همۀ موارد لازم نباشد.
Bamdaddd
اساساً عقل قوه‌ای است که در همۀ انسان‌ها یک‌سان است و دست‌کم همۀ ما در بنیادهای اولیۀ عقل، مشترک هستیم. اگر کسی در بنیادهایی مانند اصل عدم تناقض، اصل علیت و اصل این‌همانی در حوزۀ نظر، و برخی اصول مطرح در حکمت عملی را تردید، و آن‌ها را نفی کند، به شکل صوری آن‌ها را نفی کرده است؛ یعنی معنا ندارد که کسی اصل عدم تناقض را منتفی بداند و در زندگی خود همین اصل را به رغم منتفی دانستنش جاری کند؛ چنین چیزی ممکن نیست.
saied ebrahimi
وقتی ما قائلیم که حوزه‌های معرفتی انسان به وسعت ساحت‌های وجودی انسان است و سه ساحت شهودی، عقلی استدلالی و درونی فطری دارد، قائلیم که هیچ‌یک از این ساحت‌ها، از اصول مسلم عقلی مبرا نیستند؛ یعنی هر جا معرفتی برای ما پدید می‌آید، چه معرفت شهودی باشد، چه معرفت فطری باشد و چه معرفت استدلالی، ما مبرا از این پایه‌های عقل نیستیم؛
saied ebrahimi
در ایمان با دو مبنا روبه‌روییم: گره قلبی و معرفت؛ ولی باید توجه داشت که در هیچ معرفتی، ولو معرفت فطری، نمی‌توانیم پایه‌های عقل را حذف کنیم. پس عقل حداکثری به معنای اقامۀ برهان عقلی برای عده‌ای وجود دارد و این نیز، نوعی برهان و ایمان است که دین این نوع ایمان را نیز می‌پذیرد.
saied ebrahimi
آنچه دربارۀ عقلانیت دین می‌توان گفت این است که عقلانیت دین یک معنای حداقلی دارد که این عقلانیت باید در آن رعایت شود: ۱. سازگاری: آموزه‌های دین نباید ناسازگاری درونی داشته باشند؛ یعنی تعالیم دین باید با یکدیگر سازگار و هماهنگ باشند؛ ۲. هیچ‌یک از آموزه‌های دینی نباید با یافته‌های قطعی و یقینی عقل ناسازگار باشند. وجود ناسازگاری میان آموزۀ دینی و یافتۀ یقینی و قطعی عقلی نشان‌دهنده خللی در آن آموزۀ دینی است؛
saied ebrahimi
فلسفۀ اسلامی، ادعای فیلسوفان مسلمان این است که تعریف دقیقی برای شر دارند و کوشیده‌اند این تعریف را بیان کنند. بر اساس نظریۀ عدمی شر، که می‌گوید شر ماهیتی عدمی دارد و به عبارت دقیق‌تر از اعدام اضافی است، شر را تعریف کرده‌اند به «عدم یا نبودن یک شی‌ء» یا «عدم کمالی از کمالات شیء»؛ یعنی شیئی موجود باشد، ولی یکی از کمالات خودش را از دست بدهد. مثلاً بنده به عنوان یک انسان موجود باشم، ولی ویژگی سلامت را، که از کمالات من است، از دست بدهم و بیمار بشوم.
saied ebrahimi

حجم

۱۶۷٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۹۶ صفحه

حجم

۱۶۷٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۹۶ صفحه

قیمت:
رایگان