هرکس که نمیتواند بر خود مسلط باشد و در هر مورد این اندیشه به ذهنش راه مییابد که سرنوشت روح و روان او بستگی به این دارد که آیا در این دستنوشته فرضیه درستی را مطرح کرده است یا نه، بهتر است از علم دوری گزیند. او هرگز از علم «تجربه شخصی» نخواهد داشت، و بدون این تجربه و سرمستی حیرتانگیز که در نظر بیگانگان با علم مسخره است، «این هزاران سالی که باید بگذرد تا شما به دنیا بیایید و (اگر حدستان نادرست باشد) این هزاران سالی که باید خاموش بمانید» برایتان تحملناپذیر خواهد بود. علم، کسی را که فاقد چنین شور و شوقی است، نمیطلبد، و او باید به دنبال کار دیگری برود.
مهران بلوری