
بریدههایی از کتاب بدن فراموش نمی کند
۳٫۲
(۴۱۳)
«بزرگترین منبع رنجهای ما دروغهایی است که به خودمان میگوییم.»
کاربر ۲۵۵۹۴۵۳
سخنان غمانگیز بگو؛ اندوهی که بر زبان نیاید در دلِ آشفته نجوا میکند تا در هم شکندش.
ویلیام شکسپیر، مکبث
PenelOope^^
تروما، ترومای بیشتری به بار میآورد؛ افراد آسیبدیده به بقیه آسیب میرسانند.
آلِیزیا
تروما، اصولاً تحملناپذیر و توانفرساست. بیشتر قربانیان تجاوز، سربازان جنگی و کودکانی که آزار دیدهاند وقتی به آنچه بر سرشان گذشته فکر میکنند، اندوهشان به حدی است که میکوشند فکر آن رویدادها را از ذهنشان دور و وانمود کنند اتفاقی نیفتاده و با آن کنار بیایند. با داشتن خاطرهٔ ترس و احساس شرمساری از ضعف و آسیبپذیری مطلق، ادامهٔ حیات به انرژی بسیار عظیمی نیاز دارد.
Fatima
یا آنطور که جان بالبی به بیانی فراموشنشدنی میگوید: «آنچه را نتوان با مادر در میان گذاشت، به خودمان هم نمیتوانیم بگوییم.»
لیلی مهدوی
«پی بردیم دردهایی هست بیش از حد جانکاه، غمهایی بیش از حد عمیق و وجدهایی بیش از حد زیاد که خودهای محدود ما توان ابرازشان را نداشتند. وقتی هیجان به این درجه میرسید، ذهن خفه میشد؛ و حافظه تا یکنواختشدن دوبارهٔ اوضاع، خالی میگشت.»
PenelOope^^
هرچند همهٔ ما میخواهیم از تروما عبور کنیم، بخشی از مغز که مسئول حصول اطمینان از بقای ماست (در جایی بسیار پایینتر از مغز منطقی ما)، مهارت چندانی در انکارکردن ندارد. مدتها بعداز اتمام تجربهٔ تروما، کوچکترین اشاره به خطر به فعالسازی مجدد آن میانجامد و مدارهای مغزی آسیبدیده را تحریک و مقادیر چشمگیری هورمونهای استرس ترشح میکند. این امر سبب ایجاد احساسات ناخوشایند و ادراکات فیزیکی شدید و همینطور کنشهای شتابزده و پرخاشگرانه میشود. این واکنشهای پساز تروما نامفهوم و تحملناپذیر به نظر میرسند. نجاتیافتگان تروما که احساس میکنند بر رفتار خود کنترل ندارند، رفتهرفته دچار این نگرانی میشوند که آسیبهای واردشده به آنها شدید و جبرانناپذیر است.
Fatima
بااینحال، اگر خوابتان دچار اختلال شود یا شکمتان کار نکند یا اگر همیشه احساس گرسنگی میکنید یا تماس فیزیکی دیگران با شما دادتان را بلند میکند (چیزی که اغلب در کودکان و بزرگسالان مبتلا به تروما دیده میشود)، کل ارگانیسم دچار بیتعادلی میشود. جالب است که در بسیاری از مشکلات روانی، ردی از مشکلات خواب، اشتها، تماس، گوارش و انگیختگی دیده میشود.
لیلی مهدوی
بیمارانی که در کودکی توسط مراقبانشان مورد بیرحمی قرار گرفتهاند با هیچکس احساس امنیت نمیکنند. اغلب از بیمارانم میپرسم آیا میتوانند اسم کسی را ببرند که در مسیر رسیدنشان به بلوغ با او احساس امنیت کرده باشند. بیشترشان به خاطرهٔ آن معلم، همسایه، مغازهدار، مربی یا کشیشی که نشان داده بود دلسوزشان است، سفت میچسبند؛ این خاطره اغلب اوقات سرمنشأ یادگیری برقراری مجدد ارتباط است. ما موجودات امیدواری هستیم. در بهبود تروما همانقدر که بهیادآوری نحوهٔ زنده ماندمان اهمیت دارد شکستگیها نیز مهم است.
لیلی مهدوی
«بزرگترین منبع رنجهای ما دروغهایی است که به خودمان میگوییم.»
zahra_askari
اگر سرتان پایین باشد و از ترس نتوانید اطرافتان را نگاه کنید، طعمهٔ آسانی برای سادیسم بقیه هستید؛ اما وقتی طوری راه میروید که این پیام را به دیگران میدهد که «سر به سرم نذار» به نظر نمیرسد کسی اذیتتان کند.
Azade_sh
وقتی دوباره به مطبم آمد، مشتاقانه میزان اثربخشی داروها را از او جویا شدم. گفت که هیچیک از قرصها را نخورده است. درحالیکه سعی میکردم عصبانیتم را پنهان کنم، دلیلش را از او پرسیدم. جواب داد: «دیدم اگر قرصها را بخورم و کابوسهایم تمام شود، یعنی دوستانم را ترک کردهام و مرگشان بیهوده بوده است. من باید یادگار زندهای از دوستانم باشم که در ویتنام مردند.»
znhosein
گسستگی بارزترین ویژگی تروماست.
Azade_sh
کودکانی که پیشینهٔ خانوادگی پرآشوبی دارند اغلب اوقات نمیدانند مردم چگونه میتوانند همکاری مؤثری با هم داشته باشند.
لیلی مهدوی
تروما مردم را از اساس تغییر میدهد؛ بهگونهای که دیگر عملاً «خودشان» نیستند.
Azade_sh
حساسیتزدایی ممکن است واکنشپذیریتان را کمتر کند؛ اما اگر در امور عادی روزمره مثل قدمزدن، آشپزی یا بازیکردن با بچهها احساس رضایت نکنید، لذتی از زندگی نخواهید برد.
لیلی مهدوی
یکی از دلایل سلطهٔ خاطرات ترومایی در پیتیاسدی این است که حس سرزندگی واقعی در لحظهٔ اکنون بسیار دشوار است.
لیلی مهدوی
افرادی که از فلشبک رنج میبرند غالباً زندگیشان را حول تلاش برای مراقبت خود از آنها سازماندهی میکنند.
Azade_sh
در دفتر کارم بهکرات شاهد مسخ شخصیت بیمارانی هستم که داستانهای دهشتناکی را بدون هیچ احساسی برایم تعریف میکنند.
Azade_sh
پساز آن ماجرا، استادِ کنارهگیری شدم.
کاربر479065
«سکوت = مرگ.» سکوت دربارهٔ تروما هم به مرگ منتهی میشود، مرگ روح.
PenelOope^^
بیحرکتی مهمترین عارضهٔ بسیاری از تروماهاست.
Azade_sh
رفتهرفته فهمیدم تنها چیزی که کار درمان تروما را امکانپذیر میکند تحسین تعهد بیماران به بقای خود بود، چیزی که به آنها کمک میکرد سوءاستفادهای را که از آنها شده بود تحمل کنند و آنگاه در مقابل تاریکیهای روح که بهناچار بر سر راه بهبود قرار دارند، تاب بیاورند.
ابریشم جان
اگر افرادی که طبیعتاً برای مراقبت و توجه سراغشان میروید شما را بترسانند یا طردتان کنند، به خاموشی و نادیدهگرفتن احساسات خود روی میآورید.
Paridokht
«بزرگترین منبع رنجهای ما دروغهایی است که به خودمان میگوییم.»
sarvenaz
همهٔ بازماندگان تروماییای که دیدهام هرکدام بهنوعی سازشپذیر بودهاند و قصهشان و تابآوریشان مایهٔ حیرت بوده است. آگاهی از اینکه تلاش برای بقا بهتنهایی چقدر انرژی میبرد مانع میشود تا از هزینهای که آنها اغلب دراِزای بقایشان متحمل میشوند، یعنی نداشتن رابطهای پرمهر با بدن و ذهن و روحشان، در شگفت بمانم.
لیلی مهدوی
سخنان غمانگیز بگو؛ اندوهی که بر زبان نیاید در دلِ آشفته نجوا میکند تا در هم شکندش.
FMG
واقعاً تصورش برایم دشوار است اگر آنچه بر سر بسیاری از بیمارانم گذشته بر من تحمیل میشد چطور از عهدهاش برمیآمدم؛ برای همین این علائم را بخشی از قدرتشان میبینم، شیوههایی که برای دوامآوردن آموختند. و بهرغم همهٔ رنجها خیلیهایشان در ادامه پدر و مادر و همسرانی بامحبت و معلمان، پرستاران، دانشمندان و هنرمندان نمونهای شدند.
بیشتر بانیان بزرگ تحول اجتماعی خودشان دانش شخصی و عمیقی از تروما دارند
آلِیزیا
«بزرگترین منبع رنجهای ما دروغهایی است که به خودمان میگوییم.»
ASMA
به نظر میرسد زندگی عدهای از مردم در قالب روایت جریان دارد؛ زندگی خودم توقفها و آغازهای بسیاری داشت. تروما نیز به همین شکل است. خط داستانی را قطع میکند...، بهیکباره اتفاق میافتد و سپس زندگی به روال خود ادامه میدهد. کسی برای آن آمادهتان نمیکند.
کاربر ۲۵۵۹۴۵۳
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۵۲ صفحه
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۵۲ صفحه
قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
۴۵,۰۰۰۷۰%
تومان