جملات زیبای کتاب گورشاه (کتاب اول، دختران گمشده) | طاقچه
تصویر جلد کتاب گورشاه (کتاب اول، دختران گمشده)subscriptionAvailable

کتاب گورشاه (کتاب اول، دختران گمشده)

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیامک گلشیری
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
jef costello
۲
خواستم بپرسم از کجا می‌داند که تازه اگر هم صاحبِ قبلیِ خانه را پیدا کند، طرف می‌داند چه بر سر دخترش آمده، که گفت: «تو باهام می‌آی؟» «کجا؟» «پیش همین یارو.» به ساعت روی میز نگاه کردم. چهار ساعت دیگر باید می‌رفتم سر کلاس. دو کلاس پشت سر هم داشتم که حداقل چهار ساعت طول می‌کشید.
jef costello
۰
سیگار را که لای دو انگشتش گرفته بود، تا نزدیک صورتش بالا آورد. فکر می‌کردم می‌خواهد به آن پک بزند، اما فقط زل زد به آتشش.
jef costello
۰
آقای فرخی؟ خوابیدی؟ صدامو می‌شنوی؟ می‌خوای یه سیگار بدم بهت؟
jef costello
۰
باعجله مسیری را در پیش گرفت که چند دقیقه قبل من از آن در حال فرار بودم. پسر دوید و بازویش را گرفت. گفت: «هیچ کاری از دستمون برنمی‌آد. چرا نمی‌فهمی؟ هیچ کاری. این دفعه اگه بگیرنت، یه ثانیه هم صبر نمی‌کنن.» دختر دستش را کشید. گفت: «برام مهم نیست.»