جملات زیبای کتاب گورشاه (کتاب اول، دختران گمشده) | طاقچه
تصویر جلد کتاب گورشاه (کتاب اول، دختران گمشده)

بریده‌هایی از کتاب گورشاه (کتاب اول، دختران گمشده)

۳٫۹
(۷)
خواستم بپرسم از کجا می‌داند که تازه اگر هم صاحبِ قبلیِ خانه را پیدا کند، طرف می‌داند چه بر سر دخترش آمده، که گفت: «تو باهام می‌آی؟» «کجا؟» «پیش همین یارو.» به ساعت روی میز نگاه کردم. چهار ساعت دیگر باید می‌رفتم سر کلاس. دو کلاس پشت سر هم داشتم که حداقل چهار ساعت طول می‌کشید.
jef costello
سیگار را که لای دو انگشتش گرفته بود، تا نزدیک صورتش بالا آورد. فکر می‌کردم می‌خواهد به آن پک بزند، اما فقط زل زد به آتشش.
jef costello
آقای فرخی؟ خوابیدی؟ صدامو می‌شنوی؟ می‌خوای یه سیگار بدم بهت؟
jef costello
باعجله مسیری را در پیش گرفت که چند دقیقه قبل من از آن در حال فرار بودم. پسر دوید و بازویش را گرفت. گفت: «هیچ کاری از دستمون برنمی‌آد. چرا نمی‌فهمی؟ هیچ کاری. این دفعه اگه بگیرنت، یه ثانیه هم صبر نمی‌کنن.» دختر دستش را کشید. گفت: «برام مهم نیست.»
jef costello

حجم

۱۵۳٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۵۶ صفحه

حجم

۱۵۳٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۵۶ صفحه

قیمت:
۱۹۹,۰۰۰
تومان