یکی از عادتهای داوود موقع رانندگی این بود که تا آنجا که میتوانست و امکان داشت، از خیابانهای فرعی رد میشد. بعضی موقعها اینطوری مسیرمان هم طولانی میشد! یک بار از او علت این کار را پرسیدم. گفت: خیابانهای اصلی شهر، شلوغه و پُرِ زن و دختر. حجابهاشون هم ناقصه. نمیخوام چشمم به اونها بیفته؛ حتی برای یک نگاه!