جملات زیبای کتاب چیزهایی که برای هیچ کس تعریف نکردم (قسمت دوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب چیزهایی که برای هیچ کس تعریف نکردم (قسمت دوم)subscriptionAvailable

کتاب چیزهایی که برای هیچ کس تعریف نکردم (قسمت دوم)

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
نهال سهیلی فر
انتشارات: 
داهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Homa
۱۸
وقتی آدم را نمی‌خواهند، نمی‌خواهند. متاسفانه آدم نمی‌تواند خودش را به دیگران بخواهاند.
Fatemeh Asadi
۱۱
نزدیکان آدم هم حوصلهٔ آدم را ندارند.
Homa
۱۰
آدم بالاخره یک روزی کارهایی را انجام می‌دهد که فکرش را هم نمی‌کرد انجام دهد. کارهایی که در دیگران نکوهش می‌کرد. کارهایی که فکر می‌کرد نباید از دیگران سر بزند. کارهایی که به دیگران می‌گفت انجام ندهند.
نویسنده
۸
من از درس‌خواندن بیزارم. مطالعه را دوست دارم ها! اما از درس‌خواندنی که بعداً مجبور باشی درس را پس بدهی بیزارم. اما در تمام این سال‌هایی که بی‌وقفه داشتم درس می‌خواندم،
Homa
۸
داری با کسی که صمیمی‌ات هست بگوبخند می‌کنی، ناگهان با خودت می‌گویی نکند او با من هم‌حس نباشد؟ نکند آن‌قدر که دوستش دارم دوستم نداشته باشد. دلش برایم تنگ نشود. به فکرم نیفتد. یادم نکند؟ انگار در پهنهٔ وسیعی از ذغال داغ گیر افتادی. هر کجا، هر طرف پا بگذاری ذغال داغ است و ذغال داغ...
هدیه
۷
ترجیح می‌دهم بارها با یک نفر شروع کنم تا هر بار با یک نفر.
Fatemeh Asadi
۵
از کتابِ قبل تا این کتاب چیزهایی فرق کرده‌اند؛ مثلاً کلاهدوز دیگر کلاهدوز من نیست! خودش نخواست که باشد.
Homa
۵
هرکس هر غلطی دلش می‌خواهد بکند؛ چون شاید خودم یک روزی نه به دلخواهم، بلکه به اجبار وادار به انجام یک غلط‌هایی شدم.
مرضی
۴
چرا آدم‌ها را نمی‌گذاریم به حال خودشان؟ چرا درست و غلط خودمان را برایشان دیکته می‌کنیم و نمی‌گذاریم زندگی را همان‌طوری که هستند، همان‌طوری که باب میلشان است زندگی کنند؟ چرا وقتی کسی با ما هم‌عقیده نیست طردش می‌کنیم؟ اصلاً مگر این چیزها درست و غلطی دارند؟ شاید بهتر است گِل مغزمان را از آن قالبی که برایش ساختند دربیاوریم و بگذاریم فقط گِلی منعطف باشد، نه بسته و محصور در قالب و شکلی خاص. آدم‌ها در این چیزی که اسمش مثلاً زندگی است به حمایت و دلگرمی احتیاج دارند، نه مشت‌های محکمی که مدام آن‌ها را در قالبی از پیش تعیین شده بکوبد و نگذارد خودش شکلی بگیرد.
Parinaz
۴
من آدم صبوری‌ام ولی از آن‌هایی هستم که به «مرگ یک بار، شیون هم یک بار» اعتقاد دارم.
Parinaz
۴
مگر دشمن کند این‌ها که من با جان خود کردم
Parinaz
۴
آدم برای اینکه ترسی از چیزی نداشته باشد باید پشتش به کسی قرص باشد.
Homa
۴
وقتی آدم با یک چیزی راحت نیست که دلیل نمی‌شود آن چیز اشتباه باشد.
Homa
۴
هر کسی که از دور نشستی و رفتار و گفتار من را قضاوت می‌کنی و واکنش نشان می‌دهی! تو پا در کفش من نگذاشتی، یا بهتر اینکه، پا در مغز من نگذاشتی.
Homa
۴
چرا آدم‌ها را نمی‌گذاریم به حال خودشان؟ چرا درست و غلط خودمان را برایشان دیکته می‌کنیم و نمی‌گذاریم زندگی را همان‌طوری که هستند، همان‌طوری که باب میلشان است زندگی کنند؟ چرا وقتی کسی با ما هم‌عقیده نیست طردش می‌کنیم؟ اصلاً مگر این چیزها درست و غلطی دارند؟ شاید بهتر است گِل مغزمان را از آن قالبی که برایش ساختند دربیاوریم و بگذاریم فقط گِلی منعطف باشد، نه بسته و محصور در قالب و شکلی خاص. آدم‌ها در این چیزی که اسمش مثلاً زندگی است به حمایت و دلگرمی احتیاج دارند، نه مشت‌های محکمی که مدام آن‌ها را در قالبی از پیش تعیین شده بکوبد و نگذارد خودش شکلی بگیرد.
Homa
۴
آدم باید پشتش به کسی قرص باشد. آدم برای اینکه ترسی از چیزی نداشته باشد باید پشتش به کسی قرص باشد.
Homa
۴
آدم‌ها معمولاً ما را خوب نمی‌کنند، آن‌ها ما را تسکین می‌دهند و من برای این از آن‌ها سپاس‌گزارم.
هدیه
۳
دل‌کندن سخت است. نمی‌دانم چطور به این خوبی از پس آن برآمدی. شاید باید گفت خوش به حالت!
Parinaz
۳
گفتی: «عاشقت شدم.» و من گفتم: «خیلی دوستت دارم.». نتیجه همین شد که می‌بینی؛ آتش عشق خاموش می‌شود اما دوست‌داشتن هیچ‌وقت از بین نمی‌رود، حالا هرچه هم که بشود.
Homa
۳
گاهی در دل می‌گویم چیزهایی هم هست که آدم بخواهد به‌خاطر تجربه‌کردنشان زنده باشد و زندگی کند.
Homa
۳
چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم مگر دشمن کند این‌ها که من با جان خود کردم طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم
Homa
۳
برای کسی خودتان را به مریضی سخت نزنید، خودتان را نمایشی نکشید، خودتان را جدی نکشید. اگر خیلی ناراحتید همین‌طور زنده بمانید و زجر بکشید. اما برای جلب توجه کسی که زنده است از این کارها نکنید. ابله‌هایی هستند که به‌اندازهٔ خودتان یا حتی بیشتر از خودتان در شرایط سخت شما درد می‌کشند.
Homa
۳
گمان کنم وقتی آدم‌ها کسانی که دوست دارند را در آغوش بگیرند از هیچ‌چیزی نخواهند ترسید.
MELIKA
۲
فهمیدم نزدیکان آدم هم حوصلهٔ آدم را ندارند
MELIKA
۲
من مسئولیت‌پذیری را بسیار جدی می‌گیرم.
هدیه
۲
اما کسی نوشته بود مشکلاتی که کودکان با خودشان حمل می‌کنند، همان مشکلاتی است که خانواده روی دوششان گذاشته است؛
هدیه
۲
آدم برای اینکه ترسی از چیزی نداشته باشد باید پشتش به کسی قرص باشد.
Parinaz
۲
غمگین‌کننده است که مدام مجبور باشی خودت را به دیگرانِ مهم زندگی‌ات یادآوری کنی تا مبادا یادشان نروی.
Parinaz
۲
ما را یک‌باره به دریا انداختند، فارغ از اینکه ما ماهی نبودیم...
Homa
۲
من از درس‌خواندن بیزارم. مطالعه را دوست دارم ها! اما از درس‌خواندنی که بعداً مجبور باشی درس را پس بدهی بیزارم.