
کاربر ۷۳۹۰۰۲۵
۱۶۹
اگر میخواهی کل شوی،
بگذار که جزء باشی.
اگر میخواهی صاف شوی،
بگذار که خمیده باشی.
اگر میخواهی پر شوی،
بگذار که خالی باشی.
اگر میخواهی که تولد دوباره بیابی،
بگذار که بمیری.
اگر میخواهی همهچیز به تو داده شود،
از همهچیز دست بکش.
Hamid Reza
۳۲
اگر مملکت با بردباری اداره شود،
مردم آسوده و صاف و ساده خواهند بود.
اگر مملکت با سرکوب اداره شود،
مردم افسرده و حیلهگر خواهند بود.
آنگاه که میل به قدرت حکمفرماست،
آرمانها هرچه بالاتر، نتایج هرچه پایینتر.
اگر برای خوشبخت کردن مردم سعی کنی،
زیربنای بدبختی را فراهم میآوری.
اگر برای بااخلاق کردن مردم سعی کنی،
زیربنای بیاخلاقی را فراهم میآوری.
به این ترتیب، استاد راضیست
تا با سرمشق شدن خدمت کند
و نه با تحمیل اراده و عقایدش.
benca
۲۳
از فکر کردن دست بکش
تا به مسائلت پایان دهی.
mahdi
۱۲
اگر میخواهی رهبری بزرگ باشی
باید یاد بگیری دنبالهروِ دائو باشی.
از تلاش برای تسلط بر اوضاع دست بکش.
برنامهها و مفاهیم انعطافناپذیر را رها کن؛
جهان خود را اداره خواهد کرد.
هرچه بیشتر منع کنی
مردم کمفضیلتتر خواهند شد.
هرچه بیشتر سلاح جمع کنی
مردم ناامنتر خواهند شد.
هرچه بیشتر یارانه بدهی
مردم اتکابهنفس کمتری خواهند داشت.
Mohammad Hossein
۱۱
کاسهات را تا لبه که پر کنی
سرریز میشود.
چاقویت را مرتب که تیز کنی
کند میشود.
پی پول و امنیت که بدوی
قلبت هرگز گشوده نمیشود.
به تأیید دیگران که اهمیت دهی
اسیر آنها میشوی.
کار خود را انجام بده و سپس کنار بکش.
تنها راه آرامش همین است.
Mohammad Hossein
۱۰
حقایق اصلی هنر زندگی را که فقط در ظاهر متناقض دیده میشوند، در اعماق تجربهٔ خویش درمییابد: متوجه میشود هرچه بیشتر بهراستی تنها باشیم، پرمهرتر میشویم؛ هرچه روشنتر ورای خوب و بد را ببینیم، بهتر میتوانیم تجلی نیکی باشیم. هرچه بیشتر از دلبستگیهای خویش دست بکشیم، عشق خویش زندهتر میکنیم.
Hamid Reza
۶
هنرمند خوب میگذارد احساسش
او را به هر کجا ببرد.
sara
۴
اگر پی ببری بهقدر کافی داری،
بهراستی ثروتمندی.
اگر در مرکز بمانی
و از صمیم قلب پذیرای مرگ باشی،
تا ابد پایداری.
sara
۴
استاد کاری نمیکند: او هدفی در سر ندارد، فکر نمیکند دارد کاری میکند. او فقط همراه است.
sara
۳
ذهن در اصل خالیست و فقط آنگاه که خالی میماند، یعنی بدون دلبستگی یا دلزدگی، میتواند بدون تبعیض و تعصب به چیزهای طبیعی پاسخ دهد. باید شبیه به گلوگاه رودی باشد که قویی بر فراز آن پرواز میکند؛ رود هیچ خواستهای برای نگه داشتن قو در خود ندارد، اما مسیر پرواز قو لحظهبهلحظه، از طریق سایهاش بر آب، قابلپیگیریست. نمونهٔ دیگر آینه است که تصویر همهچیز را چه زشت، چه زیبا بینقص بازمیتاباند؛ هرگز از نشان دادن چیزی خودداری نمیکند و نیز پس از کنار رفتن آن از جلوی آینه، تصویرش را نگه نمیدارد؛ ذهن باید به همین گشودگی باشد.
sara
۲
واژگان حقیقی متناقضنما هستند: فقط وقتی که ذهن با ناراستی شلوغ شده باشد.
کاربر ۲۵۷۹۶۱۷
۲
شناخت دیگران هوشمندیست؛
شناخت خود خرد حقیقیست.
تسلط بر دیگران قدرت است؛
تسلط بر خود نیروی حقیقیست.
اگر پی ببری بهقدر کافی داری،
بهراستی ثروتمندی.
اگر در مرکز بمانی
و از صمیم قلب پذیرای مرگ باشی،
تا ابد پایداری.
Hamid Reza
۲
اگر برای خشنودی به دیگران بنگری
هیچگاه بهراستی خشنود نخواهی شد.
اگر خوشبختی تو به پول وابسته باشد،
هیچگاه از خودت خوشحال نخواهی بود.
از آنچه داری خشنود باش
از وضعیت موجود شاد باش.
آنگاه که متوجه شوی هیچ کمبودی نیست،
جهان بهتمامی به تو تعلق دارد.
Mohammad Hossein
۲
اگر میخواهی چیزی را کوچک کنی،
باید ابتدا اجازه دهی بزرگ شود.
اگر میخواهی از چیزی رها شوی،
باید ابتدا اجازه دهی که شکوفا شود.
اگر میخواهی چیزی را بگیری،
باید ابتدا اجازه دهی که داده شود.
این درک ظریف چگونگی امور است.
نرم بر سخت پیروز میشود.
کُند بر تُند پیروز میشود.
بگذار کارهایت پوشیده بمانند.
فقط نتایج را به مردم نشان بده.
Melik
۲
سعادت میتواند فاجعه باشد و برعکس. چه کسی میتواند بگوید رویدادها چگونه متحول خواهند شد.
sara
۱
آنگاه که دائوی عالی فراموش شود،
نیکی و پرهیزکاری پدید میآیند.
آنگاه که هوشمندی بدن کاهش یابد،
زیرکی و دانایی قدم پیش میگذارند.
آنگاه که در خانواده آرامش نباشد،
وظیفهشناسی نسبت به پدر و مادر آغاز میشود.
آنگاه که کشور اسیر بینظمی شود،
وطنپرستی زاده میشود.
sara
۱
نکته در اینجا این نیست که دائو نسبت به چیزها بیرحم است یا استاد نسبت به مردم ستمگر است، بلکه آنها بیطرف هستند. استاد همهٔ انسانها را برخاسته از یک منبع میبیند که (معمولاً با رنج فراوان) در حال اجرای کارمای خود و بازگشت به منبع هستند. ازآنجاکه مردم مدام در تغییر هستند، استاد درک میکند که در هر لحظه هرکدامشان قادر به دگرگونیهای حیرتانگیز معنویاند. چرا او باید آنها را ایستا در نظر بگیرد و برچسب «خوب» یا «بد» بر آنها بزند؟
Melik
۱
اگر میخواهی از چیزی رها شوی،
باید ابتدا اجازه دهی که شکوفا شود.
Melik
۱
درون تاریکی را دیدن، روشنبینیست.
شناخت چگونه تسلیم شدن، توانمندیست.
Melik
۱
آنگاه که دو نیروی بزرگ رودررو میشوند،
پیروزی نصیب کسی میشود
که میداند چگونه تسلیم شود.
sara
۰
اگر میخواهی از چیزی رها شوی،
باید ابتدا اجازه دهی که شکوفا شود.
اگر میخواهی چیزی را بگیری،
باید ابتدا اجازه دهی که داده شود.
این درک ظریف چگونگی امور است.
نرم بر سخت پیروز میشود.
کُند بر تُند پیروز میشود.
بگذار کارهایت پوشیده بمانند.
فقط نتایج را به مردم نشان بده.
sara
۰
دائو دستنیافتنیست.
چگونه ذهن او با دائو همراه میماند؟
او به عقاید نمیچسبد.
دائو تاریک و مبهم است.
چگونه او را درخشان میکند؟
برای اینکه خود میگذارد.
دائو از پیش از وجود زمان و فضا هست.
دائو فراتر از هست و نیست است.
چگونه میدانم این حقیقت دارد؟
به درونم مینگرم و میبینم.
sara
۰
در پی دانش،
هر روز چیزی اضافه میشود.
در عمل کردن به دائو
هر روز چیزی کم میشود.
کمتر و کمتر به زورورزی نیاز خواهی داشت
تا آنکه سرانجام به بیعملی میرسی.
آنگاه که هیچ کاری نکنی،
هیچ کار نکردهای باقی نمیگذاری.
استادیِ حقیقی به این ترتیب به دست میآید
که دخالت نکنی و اجازه دهی هر چیز در مسیر خود پیش برود.
Melik
۰
با تلاش برای به دست آوردن، از دست میدهی.
کاربر ۱۱۲۴۸۶۲۵
۰
شکیبا مانند آسمان،
فراگیر مانند آفتاب،
محکم مانند کوه،
انعطافپذیر مانند درختی در باد،
او هیچ هدفی پیش رو ندارد
و از هرچه زندگی برایش پیش میآورد
استفاده میکند و فایده میبرد.
کاربر ۳۸۸۳۸۷۶
۰
آنگاه که دائوی عالی فراموش شود،
نیکی و پرهیزکاری پدید میآیند.
آنگاه که هوشمندی بدن کاهش یابد،
زیرکی و دانایی قدم پیش میگذارند.
آنگاه که در خانواده آرامش نباشد،
وظیفهشناسی نسبت به پدر و مادر آغاز میشود.
آنگاه که کشور اسیر بینظمی شود،
وطنپرستی زاده میشود.