جملات زیبای کتاب در کتابخانه پیدایش خواهی کرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب در کتابخانه پیدایش خواهی کرد
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب در کتابخانه پیدایش خواهی کرد

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۰۲ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
تیزبین
۷۲
«تو دنیایی که آدم نمی‌دونه بعدش چه اتفاقی می‌افته، من فقط کاری رو می‌کنم که حالا از دستم برمی‌آد.»
بهنوش
۲۷
اما جالب است، بازخوانی کتابی که در کودکی عاشقش بودم. آدم متوجه مطالب تازه‌ای می‌شود.
Pooran
۲۰
احتمالاً دنیا اومدن سخت‌ترین کاریه که همه‌مون ناچار به انجامش بودیم. مطمئنم هر اتفاق دیگه‌ای که بعد از اون پیش می‌آد، ذره‌ای به سختی اون نیست. اگه آدم می‌تونه از آزمون سخت دنیا اومدن جون سالم به در ببره، پس می‌تونه هر سختی‌ای رو از سر بگذرونه.»
Pooran
۱۹
«زندگی یه مکاشفه بعد از یه مکاشفهٔ دیگه‌ست. اوضاع همیشه طبق برنامه پیش نمی‌ره، توی هر وضعیتی که باشیم. اما روی دیگهٔ سکه رخ دادن تمام اون اتفاقات غیرمنتظره و شگفت‌انگیزیه که آدم اصلاً تصورشون رو هم نمی‌کرده. درنهایت بهترین اتفاق همینه که خیلی از مسائل اون‌جوری که ما امیدوار بودیم، اتفاق نمی‌افتن. سعی کنین به برنامه‌ها یا زمان‌بندی‌های ناراحت‌کننده به چشم شکست فردی یا بدشانسی نگاه نکنین. اگه بتونین همچین کاری بکنین، ممکنه بتونین تغییر کنین، هم شخص خودتون و هم زندگی‌تون درمجموع.»
Allabout_shin
۱۹
«تو دنیایی که آدم نمی‌دونه بعدش چه اتفاقی می‌افته، من فقط کاری رو می‌کنم که حالا از دستم برمی‌آد.»
나다움
۱۹
داشتن کسی که بهم باور داشت بهترین طلسم خوش‌شانسی من بود
بهار
۱۷
اما اگر پشتکار داشته باشی، با گذر زمان کار را یاد خواهی گرفت.
بهنوش
۱۵
کتابخانه. چه واژهٔ خوش‌آهنگی، چقدر آرامش‌بخش.
«:Scarlet
۱۳
«کار می‌کردم تا غذا بخورم، ولی به‌خاطر کار فرصت غذا خوردن نداشتم. به نظرم احمقانه اومد.»
«:Scarlet
۱۲
هنوز نمی‌دانم که می‌خواهم چه‌کار کنم یا چه کاری می‌توانم بکنم. آنچه می‌دانم این است که نیازی به ترسیدن نیست و لازم نیست همین حالا کاری را بکنم که بیش از حد توانم است. درحال‌حاضر، برنامه‌ام فقط این است که زندگی‌ام را نظم‌وترتیب بدهم و از میان مهارت‌های در دسترس، مهارت‌های بیشتری یاد بگیرم. خودم را آماده خواهم کرد، مثل گوری و گورا که در جنگل شاه‌بلوط جمع می‌کردند. چون من اصلاً نمی‌دانم چه زمانی ممکن است تخم‌مرغ غول‌آسایم را پیدا کنم.
Pooran
۱۰
«همه روابطی دارن و ممکنه هرکدوم از رابطه‌هاشون آغازگر شبکه‌ای با شاخه‌هایی در جهت‌های متعدد باشه. اگه منتظر زمان مناسب برای ایجاد ارتباطاتت بمونی، ممکنه چنین اتفاقی هیچ‌وقت نیفته، ولی اگه این‌ورواون‌ور خودی نشون بدی، با مردم حرف بزنی و به حد کافی همه‌چیز رو ببینی تا بهت این اعتمادبه‌نفس رو بده که ممکنه اوضاع خوب پیش بره، در این صورت شاید "یک روز" تبدیل بشه به "فردا".»
Mehrgolll
۹
«با جریان همراه شو».
*نسترن*
۷
آدمِ محبوب همیشه برنده می‌شود. همیشه.
نوبخت۹۳۹
۶
خانم کماچی جعبهٔ نارنجی پررنگی را نزدیک به خود می‌کشد. طرح گل‌های سفید روی شکلی شش‌ضلعی را به جا می‌آورم؛ جعبهٔ بیسکویت هانی‌دام است. من عاشقشم
*نسترن*
۶
بهترین اتفاق همینه که خیلی از مسائل اون‌جوری که ما امیدوار بودیم، اتفاق نمی‌افتن. سعی کنین به برنامه‌ها یا زمان‌بندی‌های ناراحت‌کننده به چشم شکست فردی یا بدشانسی نگاه نکنین. اگه بتونین همچین کاری بکنین، ممکنه بتونین تغییر کنین، هم شخص خودتون و هم زندگی‌تون درمجموع
"فــرهــــان"
۶
«در همون لحظه‌ای که "ندارم" رو به کار می‌بری، کارت تمومه.» «ببخشید؟» «باید اون "ندارم" رو به یه هدف تبدیل کنی.»
کاربر ۸۵۶۶۵۹۹
۵
وقتی اولین حقوقم را گرفتم، همه‌اش را توی پاکتی به مامان دادم، همراه دست‌گلی کوچک. روش من برای اینکه بگویم: متأسفم مامان و ممنون. حتماً نگران بودی، ولی هیچ‌وقت نشونش ندادی.
Mary gholami
۵
وقتی آدم چیزی برای رؤیاپردازی داره، روزهاش شادتر سپری می‌شه
دنیای آبی
۵
مسخره کردن کسی که داره تمام تلاشش رو می‌کنه واقعاً آزاردهنده‌ست
hanna
۵
«شاید بگین به‌خاطر اون کتاب بوده، ولی نحوهٔ خوندن کتابه که ارزشمنده، نه قدرتی که ممکنه درونش داشته باشه.»
melika🌱
۵
«موضوعی که باید دربارهٔ زن‌ها بدونین اینه که ممکنه به نقطهٔ خاصی برسن که یه‌هو هر مسئلهٔ کوچیکی که آزارشون می‌داده، براشون به چیز تحمل‌ناپذیری تبدیل بشه، به همین سادگی.
هَستی
۵
موضوعی که باید دربارهٔ زن‌ها بدونین اینه که ممکنه به نقطهٔ خاصی برسن که یه‌هو هر مسئلهٔ کوچیکی که آزارشون می‌داده، براشون به چیز تحمل‌ناپذیری تبدیل بشه، به همین سادگی.
나다움
۴
اما اگر پشتکار داشته باشی، با گذر زمان کار را یاد خواهی گرفت. این چیزی است که خانم نومائوچی تلاش می‌کرد بهم بگوید!
Maahi_Zar
۴
موج‌ها پیش می‌آیند. موج‌ها پس می‌روند. موج‌ها بر دیوارهای سنگی کهن زبان می‌کشند. در این غار بی‌نور موج‌ها پیش می‌آیند. موج‌ها پس می‌روند. صندل‌های چوبی، خرده‌پاره‌های بوریا رگه‌های روغن
«:Scarlet
۴
آدم می‌تونه راجع به مسائل تصمیم‌گیری کنه، اما هیچ تضمینی وجود نداره که همه‌چی طبق برنامه پیش بره. فقط اینکه...» کی‌ریاما ساکت می‌شود و مکثی می‌کند. «تو دنیایی که آدم نمی‌دونه بعدش چه اتفاقی می‌افته، من فقط کاری رو می‌کنم که حالا از دستم برمی‌آد.»
«:Scarlet
۴
فقط دلم می‌خواهد پنهان شوم. به پایین نگاه می‌کنم و به خانم نومائوچی می‌گویم: «خیلی چیزها رو باید یاد بگیرم.» او سرش را در رد حرف من تکان می‌دهد. «اولش من هم چیزی نمی‌دونستم، ولی به کارت که بچسبی، همه‌چی رو طی زمان یاد می‌گیری. تنها کاری که لازمه همینه.» او پس از دوازده سال کار، در بلوز صورتی مرجانی‌اش کاملاً آسوده‌خیال به نظر می‌رسد. از ته قلبم فکر می‌کنم او فوق‌العاده است.
شازده 🪐
۴
شاید فقط یه رؤیای زیبا بمونه. شاید هیچ‌وقت به واقعیت تبدیل نشه، ولی به نظر من این هم یه شیوهٔ زندگی کردنه. وقتی آدم چیزی برای رؤیاپردازی داره، روزهاش شادتر سپری می‌شه.
شازده 🪐
۴
صبوری؛ اگر می‌توانستم بخرمش، مقدار زیادی از آن را سفارش می‌دادم.
شازده 🪐
۴
ممکنه اکثریت چیزی رو نپذیره، ولی تا وقتی افرادی وجود داشته باشن که بپذیرنش، حیات اون چیز، حالا هرچی که می‌خواد باشه، تحت حفاظته
*نسترن*
۴
اما یادم می‌آید که فکر می‌کردم بعد از چهل‌سالگی، برای یاد گرفتن چیزی خیلی دیر است و زود دست از آن کشیدم. اگر ادامه داده بودم و هر روز یک صفحه می‌خواندم، شاید تا الان انگلیسی را روان حرف می‌زدم.