
بریدههایی از کتاب در کتابخانه پیدایش خواهی کرد
نویسنده:میچیکو آئویاما
مترجم:مژگان رنجبر
ویراستار:بتول مقدادی
انتشارات:کتاب کوله پشتی
دستهبندی:
امتیاز
۴.۳از ۹۶ رأی
۴٫۳
(۹۶)
«تو دنیایی که آدم نمیدونه بعدش چه اتفاقی میافته، من فقط کاری رو میکنم که حالا از دستم برمیآد.»
تیزبین
اما جالب است، بازخوانی کتابی که در کودکی عاشقش بودم. آدم متوجه مطالب تازهای میشود.
بهنوش
احتمالاً دنیا اومدن سختترین کاریه که همهمون ناچار به انجامش بودیم. مطمئنم هر اتفاق دیگهای که بعد از اون پیش میآد، ذرهای به سختی اون نیست. اگه آدم میتونه از آزمون سخت دنیا اومدن جون سالم به در ببره، پس میتونه هر سختیای رو از سر بگذرونه.»
Pooran
داشتن کسی که بهم باور داشت بهترین طلسم خوششانسی من بود
나다움
«زندگی یه مکاشفه بعد از یه مکاشفهٔ دیگهست. اوضاع همیشه طبق برنامه پیش نمیره، توی هر وضعیتی که باشیم. اما روی دیگهٔ سکه رخ دادن تمام اون اتفاقات غیرمنتظره و شگفتانگیزیه که آدم اصلاً تصورشون رو هم نمیکرده. درنهایت بهترین اتفاق همینه که خیلی از مسائل اونجوری که ما امیدوار بودیم، اتفاق نمیافتن. سعی کنین به برنامهها یا زمانبندیهای ناراحتکننده به چشم شکست فردی یا بدشانسی نگاه نکنین. اگه بتونین همچین کاری بکنین، ممکنه بتونین تغییر کنین، هم شخص خودتون و هم زندگیتون درمجموع.»
Pooran
«تو دنیایی که آدم نمیدونه بعدش چه اتفاقی میافته، من فقط کاری رو میکنم که حالا از دستم برمیآد.»
Allabout_shin
اما اگر پشتکار داشته باشی، با گذر زمان کار را یاد خواهی گرفت.
بهار
کتابخانه. چه واژهٔ خوشآهنگی، چقدر آرامشبخش.
بهنوش
«کار میکردم تا غذا بخورم، ولی بهخاطر کار فرصت غذا خوردن نداشتم. به نظرم احمقانه اومد.»
«:Scarlet
هنوز نمیدانم که میخواهم چهکار کنم یا چه کاری میتوانم بکنم. آنچه میدانم این است که نیازی به ترسیدن نیست و لازم نیست همین حالا کاری را بکنم که بیش از حد توانم است. درحالحاضر، برنامهام فقط این است که زندگیام را نظموترتیب بدهم و از میان مهارتهای در دسترس، مهارتهای بیشتری یاد بگیرم. خودم را آماده خواهم کرد، مثل گوری و گورا که در جنگل شاهبلوط جمع میکردند.
چون من اصلاً نمیدانم چه زمانی ممکن است تخممرغ غولآسایم را پیدا کنم.
«:Scarlet
«همه روابطی دارن و ممکنه هرکدوم از رابطههاشون آغازگر شبکهای با شاخههایی در جهتهای متعدد باشه. اگه منتظر زمان مناسب برای ایجاد ارتباطاتت بمونی، ممکنه چنین اتفاقی هیچوقت نیفته، ولی اگه اینورواونور خودی نشون بدی، با مردم حرف بزنی و به حد کافی همهچیز رو ببینی تا بهت این اعتمادبهنفس رو بده که ممکنه اوضاع خوب پیش بره، در این صورت شاید "یک روز" تبدیل بشه به "فردا".»
Pooran
«با جریان همراه شو».
Mehrgolll
آدمِ محبوب همیشه برنده میشود. همیشه.
*نسترن*
خانم کماچی جعبهٔ نارنجی پررنگی را نزدیک به خود میکشد. طرح گلهای سفید روی شکلی ششضلعی را به جا میآورم؛ جعبهٔ بیسکویت هانیدام است. من عاشقشم
نوبخت۹۳۹
بهترین اتفاق همینه که خیلی از مسائل اونجوری که ما امیدوار بودیم، اتفاق نمیافتن. سعی کنین به برنامهها یا زمانبندیهای ناراحتکننده به چشم شکست فردی یا بدشانسی نگاه نکنین. اگه بتونین همچین کاری بکنین، ممکنه بتونین تغییر کنین، هم شخص خودتون و هم زندگیتون درمجموع
*نسترن*
وقتی اولین حقوقم را گرفتم، همهاش را توی پاکتی به مامان دادم، همراه دستگلی کوچک. روش من برای اینکه بگویم: متأسفم مامان و ممنون. حتماً نگران بودی، ولی هیچوقت نشونش ندادی.
کاربر ۸۵۶۶۵۹۹
مسخره کردن کسی که داره تمام تلاشش رو میکنه واقعاً آزاردهندهست
دنیای آبی
«شاید بگین بهخاطر اون کتاب بوده، ولی نحوهٔ خوندن کتابه که ارزشمنده، نه قدرتی که ممکنه درونش داشته باشه.»
hanna
«موضوعی که باید دربارهٔ زنها بدونین اینه که ممکنه به نقطهٔ خاصی برسن که یههو هر مسئلهٔ کوچیکی که آزارشون میداده، براشون به چیز تحملناپذیری تبدیل بشه، به همین سادگی.
melika🌱
اما اگر پشتکار داشته باشی، با گذر زمان کار را یاد خواهی گرفت. این چیزی است که خانم نومائوچی تلاش میکرد بهم بگوید!
나다움
موجها پیش میآیند.
موجها پس میروند.
موجها بر دیوارهای سنگی کهن زبان میکشند.
در این غار بینور
موجها پیش میآیند.
موجها پس میروند.
صندلهای چوبی، خردهپارههای بوریا
رگههای روغن
Maahi_Zar
آدم میتونه راجع به مسائل تصمیمگیری کنه، اما هیچ تضمینی وجود نداره که همهچی طبق برنامه پیش بره. فقط اینکه...» کیریاما ساکت میشود و مکثی میکند. «تو دنیایی که آدم نمیدونه بعدش چه اتفاقی میافته، من فقط کاری رو میکنم که حالا از دستم برمیآد.»
«:Scarlet
فقط دلم میخواهد پنهان شوم. به پایین نگاه میکنم و به خانم نومائوچی میگویم: «خیلی چیزها رو باید یاد بگیرم.»
او سرش را در رد حرف من تکان میدهد. «اولش من هم چیزی نمیدونستم، ولی به کارت که بچسبی، همهچی رو طی زمان یاد میگیری. تنها کاری که لازمه همینه.»
او پس از دوازده سال کار، در بلوز صورتی مرجانیاش کاملاً آسودهخیال به نظر میرسد. از ته قلبم فکر میکنم او فوقالعاده است.
«:Scarlet
شاید فقط یه رؤیای زیبا بمونه. شاید هیچوقت به واقعیت تبدیل نشه، ولی به نظر من این هم یه شیوهٔ زندگی کردنه. وقتی آدم چیزی برای رؤیاپردازی داره، روزهاش شادتر سپری میشه.
شازده 🪐
صبوری؛ اگر میتوانستم بخرمش، مقدار زیادی از آن را سفارش میدادم.
شازده 🪐
ممکنه اکثریت چیزی رو نپذیره، ولی تا وقتی افرادی وجود داشته باشن که بپذیرنش، حیات اون چیز، حالا هرچی که میخواد باشه، تحت حفاظته
شازده 🪐
اما یادم میآید که فکر میکردم بعد از چهلسالگی، برای یاد گرفتن چیزی خیلی دیر است و زود دست از آن کشیدم. اگر ادامه داده بودم و هر روز یک صفحه میخواندم، شاید تا الان انگلیسی را روان حرف میزدم.
*نسترن*
درحقیقت چیزی رو از دست نداده بودم. خودِ من فرقی با قبل نداشتم. صرفاً شرکتی رو ترک کرده بودم که براش کار میکردم. فقط همین. هنوز این حق انتخاب رو داشتم که از کارم و خوشبختیِ گذروندن زمان با عزیزانم لذت ببرم. همهش فقط و فقط به خودم بستگی داشت و کاری که از اون به بعد میکردم.
*نسترن*
وقتی آدم چیزی برای رؤیاپردازی داره، روزهاش شادتر سپری میشه
Mary gholami
هرکسی زمانبندی شخصی خودش رو داره که بهترینها رو براش رقم میزنه.
dokhtare porteghali
حجم
۵۹۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه
حجم
۵۹۶٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه
قیمت:
۹۶,۰۰۰
تومان