جملات زیبای کتاب در کتابخانه پیدایش خواهی کرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب در کتابخانه پیدایش خواهی کرد

بریده‌هایی از کتاب در کتابخانه پیدایش خواهی کرد

ویراستار:بتول مقدادی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۵۶ رأی
۴٫۳
(۵۶)
«تو دنیایی که آدم نمی‌دونه بعدش چه اتفاقی می‌افته، من فقط کاری رو می‌کنم که حالا از دستم برمی‌آد.»
تیزبین
اما جالب است، بازخوانی کتابی که در کودکی عاشقش بودم. آدم متوجه مطالب تازه‌ای می‌شود.
بهنوش
«زندگی یه مکاشفه بعد از یه مکاشفهٔ دیگه‌ست. اوضاع همیشه طبق برنامه پیش نمی‌ره، توی هر وضعیتی که باشیم. اما روی دیگهٔ سکه رخ دادن تمام اون اتفاقات غیرمنتظره و شگفت‌انگیزیه که آدم اصلاً تصورشون رو هم نمی‌کرده. درنهایت بهترین اتفاق همینه که خیلی از مسائل اون‌جوری که ما امیدوار بودیم، اتفاق نمی‌افتن. سعی کنین به برنامه‌ها یا زمان‌بندی‌های ناراحت‌کننده به چشم شکست فردی یا بدشانسی نگاه نکنین. اگه بتونین همچین کاری بکنین، ممکنه بتونین تغییر کنین، هم شخص خودتون و هم زندگی‌تون درمجموع.»
Pooran
«تو دنیایی که آدم نمی‌دونه بعدش چه اتفاقی می‌افته، من فقط کاری رو می‌کنم که حالا از دستم برمی‌آد.»
Allabout_shin
احتمالاً دنیا اومدن سخت‌ترین کاریه که همه‌مون ناچار به انجامش بودیم. مطمئنم هر اتفاق دیگه‌ای که بعد از اون پیش می‌آد، ذره‌ای به سختی اون نیست. اگه آدم می‌تونه از آزمون سخت دنیا اومدن جون سالم به در ببره، پس می‌تونه هر سختی‌ای رو از سر بگذرونه.»
Pooran
کتابخانه. چه واژهٔ خوش‌آهنگی، چقدر آرامش‌بخش.
بهنوش
داشتن کسی که بهم باور داشت بهترین طلسم خوش‌شانسی من بود
iscalledlostone
اما اگر پشتکار داشته باشی، با گذر زمان کار را یاد خواهی گرفت.
بهار
«همه روابطی دارن و ممکنه هرکدوم از رابطه‌هاشون آغازگر شبکه‌ای با شاخه‌هایی در جهت‌های متعدد باشه. اگه منتظر زمان مناسب برای ایجاد ارتباطاتت بمونی، ممکنه چنین اتفاقی هیچ‌وقت نیفته، ولی اگه این‌ورواون‌ور خودی نشون بدی، با مردم حرف بزنی و به حد کافی همه‌چیز رو ببینی تا بهت این اعتمادبه‌نفس رو بده که ممکنه اوضاع خوب پیش بره، در این صورت شاید "یک روز" تبدیل بشه به "فردا".»
Pooran
«با جریان همراه شو».
Mehrgolll
موج‌ها پیش می‌آیند. موج‌ها پس می‌روند. موج‌ها بر دیوارهای سنگی کهن زبان می‌کشند. در این غار بی‌نور موج‌ها پیش می‌آیند. موج‌ها پس می‌روند. صندل‌های چوبی، خرده‌پاره‌های بوریا رگه‌های روغن
Maahi_Zar
«کار می‌کردم تا غذا بخورم، ولی به‌خاطر کار فرصت غذا خوردن نداشتم. به نظرم احمقانه اومد.»
«:Scarlet
هنوز نمی‌دانم که می‌خواهم چه‌کار کنم یا چه کاری می‌توانم بکنم. آنچه می‌دانم این است که نیازی به ترسیدن نیست و لازم نیست همین حالا کاری را بکنم که بیش از حد توانم است. درحال‌حاضر، برنامه‌ام فقط این است که زندگی‌ام را نظم‌وترتیب بدهم و از میان مهارت‌های در دسترس، مهارت‌های بیشتری یاد بگیرم. خودم را آماده خواهم کرد، مثل گوری و گورا که در جنگل شاه‌بلوط جمع می‌کردند. چون من اصلاً نمی‌دانم چه زمانی ممکن است تخم‌مرغ غول‌آسایم را پیدا کنم.
«:Scarlet
بهترین اتفاق همینه که خیلی از مسائل اون‌جوری که ما امیدوار بودیم، اتفاق نمی‌افتن. سعی کنین به برنامه‌ها یا زمان‌بندی‌های ناراحت‌کننده به چشم شکست فردی یا بدشانسی نگاه نکنین. اگه بتونین همچین کاری بکنین، ممکنه بتونین تغییر کنین، هم شخص خودتون و هم زندگی‌تون درمجموع
نسترن
آدمِ محبوب همیشه برنده می‌شود. همیشه.
نسترن
خانم کماچی جعبهٔ نارنجی پررنگی را نزدیک به خود می‌کشد. طرح گل‌های سفید روی شکلی شش‌ضلعی را به جا می‌آورم؛ جعبهٔ بیسکویت هانی‌دام است. من عاشقشم
نوبخت۹۳۹
آدم می‌تونه راجع به مسائل تصمیم‌گیری کنه، اما هیچ تضمینی وجود نداره که همه‌چی طبق برنامه پیش بره. فقط اینکه...» کی‌ریاما ساکت می‌شود و مکثی می‌کند. «تو دنیایی که آدم نمی‌دونه بعدش چه اتفاقی می‌افته، من فقط کاری رو می‌کنم که حالا از دستم برمی‌آد.»
«:Scarlet
فقط دلم می‌خواهد پنهان شوم. به پایین نگاه می‌کنم و به خانم نومائوچی می‌گویم: «خیلی چیزها رو باید یاد بگیرم.» او سرش را در رد حرف من تکان می‌دهد. «اولش من هم چیزی نمی‌دونستم، ولی به کارت که بچسبی، همه‌چی رو طی زمان یاد می‌گیری. تنها کاری که لازمه همینه.» او پس از دوازده سال کار، در بلوز صورتی مرجانی‌اش کاملاً آسوده‌خیال به نظر می‌رسد. از ته قلبم فکر می‌کنم او فوق‌العاده است.
«:Scarlet
قدرتی که داستان‌ها می‌توانند در دل خود داشته باشند فوق‌العاده است. داستان‌های قدیمی محبوبی مثل گوری و گورا هرگز تغییر نمی‌کنند، گرچه نسل‌های متوالی با خواندنشان بزرگ شده‌اند.
«:Scarlet
وقتی اولین حقوقم را گرفتم، همه‌اش را توی پاکتی به مامان دادم، همراه دست‌گلی کوچک. روش من برای اینکه بگویم: متأسفم مامان و ممنون. حتماً نگران بودی، ولی هیچ‌وقت نشونش ندادی.
کاربر ۸۵۶۶۵۹۹
البته چند دلخوشی کوچک دارم. چیزهایی که اشتیاقشان را دارم، مثل نوشیدنی عصرم یا تماشای سریالی تاریخی‌حماسی که عصر یکشنبه‌ها پخش می‌شود؛ اما اینها بخشی از زندگی هرروزه‌ام هستند و با سرگرمی فرق دارند. من چیزی درست نمی‌کنم و هیچ‌گونه دلبستگی شدیدی به چیزی ندارم که درباره‌اش با شورواشتیاق حرف بزنم.
کاربر ۸۵۶۶۵۹۹
شاید فقط یه رؤیای زیبا بمونه. شاید هیچ‌وقت به واقعیت تبدیل نشه، ولی به نظر من این هم یه شیوهٔ زندگی کردنه. وقتی آدم چیزی برای رؤیاپردازی داره، روزهاش شادتر سپری می‌شه.
شازده
ممکنه اکثریت چیزی رو نپذیره، ولی تا وقتی افرادی وجود داشته باشن که بپذیرنش، حیات اون چیز، حالا هرچی که می‌خواد باشه، تحت حفاظته
شازده
خواننده‌ها فارغ از نیات نویسنده، ارتباطات شخصی خودشون رو با واژه‌ها ایجاد می‌کنن و هر خواننده‌ای چیز منحصربه‌فردی رو به دست می‌آره.
شازده
مشاغل می‌توانند نشانه‌ای از شخصیت افراد باشند؛ مسیری میان‌بر برای توصیفشان، اما فقط به شکلی محدود و کلیشه‌ای.
نسترن
زندگی یه مکاشفه بعد از یه مکاشفهٔ دیگه‌ست. اوضاع همیشه طبق برنامه پیش نمی‌ره، توی هر وضعیتی که باشیم. اما روی دیگهٔ سکه رخ دادن تمام اون اتفاقات غیرمنتظره و شگفت‌انگیزیه که آدم اصلاً تصورشون رو هم نمی‌کرده
نسترن
ممکنه اکثریت چیزی رو نپذیره، ولی تا وقتی افرادی وجود داشته باشن که بپذیرنش، حیات اون چیز، حالا هرچی که می‌خواد باشه، تحت حفاظته
نسترن
«بس کن. وقتی همه همین حرف رو می‌زنن، طوری که انگار خوب می‌دونن دارن از چی صحبت می‌کنن، گفتنش مُد می‌شه.
نسترن
مسائل کوچک و بزرگی وجود دارند که ما نمی‌توانیم برای طبق برنامه پیش رفتنشان فشار بیاوریم، هرچقدر هم که سخت تلاش کنیم.
نگین حاجی محمدی
من دنبال چی می‌گردم؟ می‌توانستم پاسخ‌های زیادی بدهم: مسیر آینده‌ام در زندگی، شیوه‌ای برای خلاصی از سرخوردگی‌هایم، صبر و تحمل بزرگ کردن یک بچه و غیره. اما از کجا می‌توانستم پیدایشان کنم؟ علاوه‌براین، آنجا که اتاق مشاوره نبود. فقط پاسخ دادم: «کتاب‌های مصور.»
Mehrgolll

حجم

۵۹۶٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

حجم

۵۹۶٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

قیمت:
۶۴,۰۰۰
تومان