جملات زیبای کتاب آبشار یخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب آبشار یخ

بریده‌هایی از کتاب آبشار یخ

انتشارات:نشر افق
امتیاز
۴.۷از ۱۴ رأی
۴٫۷
(۱۴)
«تو از دیو درونت می‌ترسی. می‌ترسی اگر او را به مبارزه بطلبی، شکست بخوری. برای همین، به جایش با من مبارزه کردی.»
roshan
دست‌هایش را دو طرف صورتم می‌گذارد. چشمانش را می‌بندد و تا کمر خم می‌شود و پیشانی‌اش را روی پیشانی‌ام می‌گذارد. لحظه‌ای به همان حالت باقی می‌ماند و سپس آه می‌کشد و می‌گوید: «باعث افتخارم بود که دختری مثل شما داشته باشم.»
kosar karami
در زندگی، معمولاً سخت‌ترین تصمیم‌ها را باید بیش از یک بار گرفت. اما هر بار، گرفتنش آسان‌تر می‌شود. یادت می‌ماند؟
roshan
شما خودتان را به اسارت گرفته‌اید، سولویگ. هر وقت بخواهید می‌توانید زنجیرهای‌تان را کناری بیندازید، چون هر دو سرش دست خودتان است.»
LiLion
چه کسی را بهتر از خودم می‌شناسم؟ اگر خودم را نشناسم، پس کس دیگری را هم نمی‌شناسم.
Abi
دیدید که بچه‌ها از آب می‌ترسند؟ صبر و طاقتِ همهٔ عالم، آن‌ها را خیس نمی‌کند. فقط باید پرت‌شان کرد توی قسمتِ کم‌عمق آب تا غرق نشوند.
Abi
با آنکه احتمال دارد آغاز قصه دروغ باشد، اما شاید حقیقت پیدا کند. شاید قدرت نهانی قصه‌ها در این باشد که به ما الهام ببخشد که چگونه دست به عمل بزنیم.
ناشناس
و من چقدر از آن روز وحشت دارم، زیرا می‌دانم زمانی که به چهرهٔ خائنان نگاه می‌کنم، کسانی را خواهم دید که فکر می‌کردم می‌شناختم. اما همچنان دوست‌شان خواهم داشت.
Abi
شما در صدای‌تان چنان قدرتی دارید که می‌توانید به جهان شکل بدهید.
ناشناس

حجم

۲۶۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۳۸۴ صفحه

حجم

۲۶۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۳۸۴ صفحه

قیمت:
۲۳۴,۰۰۰
تومان