جملات زیبای کتاب هیروشیما | طاقچه
تصویر جلد کتاب هیروشیما

بریده‌هایی از کتاب هیروشیما

نویسنده:جان هرسی
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۴.۳از ۱۲ رأی
۴٫۳
(۱۲)
زخمی‌ها دادوفریاد را می‌شنیدند و لنگ‌لنگان رد می‌شدند و آقای تانیموتو می‌دوید. چون مسیحی بود دلش می‌سوخت برای کسانی که گیر افتاده بودند و چون ژاپنی بود داشت از خجالت آب می‌شد که خودش خراش هم برنداشته.
Alirezanassiri72
«جالب است، ولی این وسایل دیگر اهمیتی ندارد. تا دیروز کفش‌هایم مهم‌ترین دارایی‌ام بود، ولی امروز دیگر برایم مهم نیست. همین یک جفت کفش بس است.»
Fara Tashakkori

حجم

۱۴۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۵ صفحه

حجم

۱۴۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۵ صفحه

قیمت:
۱۱۴,۰۰۰
تومان