جملات زیبای کتاب هیروشیما | طاقچه
تصویر جلد کتاب هیروشیما

بریده‌هایی از کتاب هیروشیما

نویسنده:جان هرسی
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۴.۱از ۲۲ رأی
۴٫۱
(۲۲)
«اگر خدای شما این‌قدر خوب و مهربان است چه‌طور دلش می‌آید مردم این‌همه زجر بکشند؟»
غم‌سایه
زخمی‌ها دادوفریاد را می‌شنیدند و لنگ‌لنگان رد می‌شدند و آقای تانیموتو می‌دوید. چون مسیحی بود دلش می‌سوخت برای کسانی که گیر افتاده بودند و چون ژاپنی بود داشت از خجالت آب می‌شد که خودش خراش هم برنداشته.
Alirezanassiri72
ولی هزاران تن دیگر کسی را نداشتند که به فریادشان برسد.
مستاصل!
«داروندارمان را از دست داده‌ایم و شوخ‌طبعی‌مان را نه.»
ـ زِد
در کتاب‌ها یک چیز نادیده گرفته شده است: انسان. در کتاب‌ها انسان‌ها به عدد تبدیل می‌شوند و به قول باختین حرف غایی آن‌ها نشنیده می‌ماند. من نمی‌دانم چرا ارتفاع هواپیمای ب ـ ۲۹ که بمب را روی هیروشیما رها کرد از سطح زمین باید از شرم آقای تانیموتو، یکی از بازماندگان بمباران هیروشیما و جزو شخصیت‌های کتاب، از این‌که آسیب ندیده است مهم‌تر باشد.
zeinab.ghani
«جالب است، ولی این وسایل دیگر اهمیتی ندارد. تا دیروز کفش‌هایم مهم‌ترین دارایی‌ام بود، ولی امروز دیگر برایم مهم نیست. همین یک جفت کفش بس است.»
Fara Tashakkori
اما شکی نبود که دلش برای همهٔ مردم می‌سوخت، طوری که غم خودش فراموشش شده بود. حال‌وروز خودش هم بهتر از بقیه نبود.
مستاصل!
اگر خدای شما این‌قدر خوب و مهربان است چه‌طور دلش می‌آید مردم این‌همه زجر بکشند؟
روژی نا
اما در کتاب‌ها یک چیز نادیده گرفته شده است: انسان. در کتاب‌ها انسان‌ها به عدد تبدیل می‌شوند
adore
«چاره‌ای نیست جز این‌که به قدرت مهیب این بمب غیربشری اذعان کنیم.»
مستاصل!
بااین‌حال بسیاری از شهروندان هیروشیما همچنان از امریکایی‌ها متنفر بودند و ممکن نبود نفرت‌شان از بین برود. دکتر ساساکی یک‌بار گفت: «می‌بینم که دارند محاکمهٔ جنایتکاران جنگی را در توکیو برگزار می‌کنند. به نظر من باید کسانی را محاکمه بکنند که تصمیم گرفتند از بمب اتم استفاده کنند. باید همه‌شان را دار بزنند.»
مستاصل!
ببین، من خانه و خانواده‌ام را از دست دادم و در آخر کار خودم هم به‌شدت مجروح شده‌ام. ولی می‌خواهم داروندارم را فدا کنم تا جنگ به نفع کشورمان تمام شود.» حرف همه حتی زن‌ها و بچه‌ها همین بود.
ـ زِد
ببین، من خانه و خانواده‌ام را از دست دادم و در آخر کار خودم هم به‌شدت مجروح شده‌ام. ولی می‌خواهم داروندارم را فدا کنم تا جنگ به نفع کشورمان تمام شود
Nargess Ansarivand
وقتی داشتند به بیمارستان صلیب سرخ می‌بردندش تعریف کرد که دوستانش چه‌طور جان دادند و در خاطرش نقش بست که سرود ملی را هم‌خوانی کردند. آن‌ها فقط سیزده سال‌شان بود.
Nargess Ansarivand
یک سبد گل مولوتوف یا یک سبد نان از آن اسم‌های قشنگی است که ژاپنی‌ها روی بمب خوشه‌ای گذاشته‌اند.
مستاصل!
در تمام طول راه آدم‌هایی را می‌دید که به‌شدت سوخته و مجروح بودند و عجله‌کنان از سر عذاب‌وجدان به چپ‌وراست رو می‌کرد و می‌گفت: «ببخشید که مثل شما زخمی نیستم.»
مستاصل!
با این‌که خیلی درد داشتند، در کمال تعجب هرگز نشنیدم که بین‌شان حتی یک نفر از بی‌نظمی و نبود امکانات شکایت کند. در سکوت و بی‌هیچ کینه‌ای جان دادند، دندان روی جگر گذاشتند و دم نزدند. خود را فدای کشورشان کردند.
ـ زِد
کسی که اصولاً از جنگ تمام‌عیار حمایت می‌کند نمی‌تواند شکایت کند که چرا پای غیرنظامیان به جنگ کشیده شده و این حرف منطقی است.
ـ زِد
من نمی‌دانم چرا ارتفاع هواپیمای ب ـ ۲۹ که بمب را روی هیروشیما رها کرد از سطح زمین باید از شرم آقای تانیموتو، یکی از بازماندگان بمباران هیروشیما و جزو شخصیت‌های کتاب، از این‌که آسیب ندیده است مهم‌تر باشد.
fatemeh
داستان دربارهٔ تجربه‌های شش انسانی است که هنگام انفجار بمب اتم در هیروشیما حاضر بودند و عجیب آن‌که بخت یارشان بود و دست‌کم می‌توان گفت جان سالم به در بردند.
fatemeh
در هیروشیما تقریباً هیچ‌کس صدای انفجار بمب را به یاد نمی‌آورد
fatemeh
دکتر فوجی تا زمانی که بفهمد زنده است فرصت نکرد به این فکر کند که دارد می‌میرد
fatemeh
وقتی درخشش بمب که مثل فلاش غول‌آسای عکاسی بود تمام راهرو را روشن کرد، یک قدم با پنجرهٔ باز فاصله داشت. فوری روی زانو نشست و به شیوهٔ ژاپنی‌ها با خودش گفت: «ساساکی، شجاع باش.»
fatemeh
روی پل دوستش دکتر ماچی را دید و گیج و سردرگم پرسید: «فکر می‌کنی چی بود؟» دکتر ماچی گفت: «لابد یک سبد گل مولوتوف بود.» یک سبد گل مولوتوف یا یک سبد نان از آن اسم‌های قشنگی است که ژاپنی‌ها روی بمب خوشه‌ای گذاشته‌اند.
fatemeh
ولی حتی اگر واقعیت را هم می‌دانستند بیش‌ترشان به‌قدری درگیر، بدبخت و بدحال بودند که اهمیتی نمی‌دادند قربانی نخستین آزمایش بزرگ قدرت اتمی شده باشند
Nargess Ansarivand
کسی که اصولاً از جنگ تمام‌عیار حمایت می‌کند نمی‌تواند شکایت کند که چرا پای غیرنظامیان به جنگ کشیده شده و این حرف منطقی است. اصل مسئله این است که آیا جنگ تمام‌عیار در شکل فعلی‌اش، به صرف این‌که هدفش مشروع است، عادلانه است. آیا پیامدهای زیان‌بار مادی و معنوی چنین جنگی از نتایج مثبتی که ممکن است در بر داشته باشد بیش‌تر نیست؟ معلمان و فیلسوفان اخلاق کی قرار است به این سؤال پاسخ بدهند؟
Nargess Ansarivand
ژاپن یگانه کشوری است که تجربهٔ سهمگین مواجهه با بمب اتم را در کارنامه دارد و همین یگانگی ژاپن را شکل می‌دهد.
مستاصل!
براساس قانون ژاپن هر فردی که بر اثر بمباران اتمی کُشته شده یا آسیب دیده باید دو شاهد غیرخویشاوند داشته باشد و این آمار واقعی کُشته‌ها را به‌شدت تغییر می‌دهد.
مستاصل!
متون فارسی و غیرفارسی بسیاری دربارهٔ دو فاجعهٔ اتمی ژاپن وجود دارد. کتاب‌هایی که نویسنده در آن‌ها با جزئیات بسیار دربارهٔ نحوهٔ عملکرد بمب توضیح داده، دمای دقیق بمب در مرکز انفجار را ذکر کرده و حتی دورترین محل تخریب از مرکز انفجار را معرفی کرده است. اما در کتاب‌ها یک چیز نادیده گرفته شده است: انسان. در کتاب‌ها انسان‌ها به عدد تبدیل می‌شوند و به قول باختین حرف غایی آن‌ها نشنیده می‌ماند. من نمی‌دانم چرا ارتفاع هواپیمای ب ـ ۲۹ که بمب را روی هیروشیما رها کرد از سطح زمین باید از شرم آقای تانیموتو، یکی از بازماندگان بمباران هیروشیما و جزو شخصیت‌های کتاب، از این‌که آسیب ندیده است مهم‌تر باشد.
مستاصل!
تا چند ماه گزارش‌های دقیق و موثق اندکی دربارهٔ جزئیات تخریبی نخستین بمب اتم به دست خوانندگان غربی می‌رسید. در عوض، میلیون‌ها کلمه در اروپا و امریکا به رشتهٔ تحریر درآمد که قدرت شگفت‌انگیز جدیدی را تشریح می‌کرد که علم در اختیار مردان نظامی قرار داده بود.
مستاصل!

حجم

۱۴۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۵ صفحه

حجم

۱۴۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۵ صفحه

قیمت:
۱۱۴,۰۰۰
تومان