تحلیلهای سازمان تقریباً در قالب کتاب دربارهٔ تضاد بود. حتی قرآن هم آن طوری تفسیر میشد یُخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَیُخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی وَیُحْیی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَاۚ وَکذٰلِک تُخْرَجُونَ (سورهٔ روم آیهٔ ۱۹). یعنی ما از درون زندگی مرگ را به وجود میآوریم و از درون مرگ زندگی را. سازمان میگفت که آیات قرآن دقیقاً جوهرهٔ دیالکتیکی دارد. هرپدیدهای در جریان تکامل ضد خودش را در درون خود پرورش میدهد (تز و آنتیتز و سنتز قانون عام جامعه و طبیعتاند). و حتی بچهها به دنبال یک سری مطالب علمی از قرآن بودند، مثل ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاء وَهِی دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیا طَوْعاً أَوْ کرْهاً قَالَتَا أَتَینَا طَائِعِینَ، (سورهٔ فصلت آیهٔ ۱۱)؛ ما زمین و آسمان را آفریدیم در حالی که گازی شکل و دودی بودند.
کاربر ۵۰۲۰۶۲۱