برخی از پدر و مادرها تصور میکنند که میتوانند نقش والد دیگر را هم بازی کنند و وظایف او را انجام دهند. مثلاً مادر فکر میکند که میتواند نقش پدر را هم داشته باشد یاپدر به همین ترتیب. اما این تصور اشتباه است، چون در واقع ما نمیتوانیم نقش فرد دیگری را بازی کنیم. ما میتوانیم وظیفه او را بر عهده بگیریم، چون خود او حضور ندارد، اما نقش او را هرگز نمیتوانیم ایفا کنیم. هر کس بنا به جنسیتش نقشها و رفتارهای پذیرفتهشدهای را میتواند ایفاکند که مناسب آن جنس است. حالا فرض کنید پدر خانواده که رفتارهای پدرانه و مردانه دارد غایب است، مسلما مادر نمیتواند رفتارهای مردانهای نظیر او را از خودش بروز دهد.
به همین دلیل والدین، بعد از طلاق باید فرزندشان را تشویق کنند تا به دیدار والد دیگر برود و به او اجازه بدهند که با والد دیگر ارتباط داشته باشد. ارتباطات تنگاتنگی که کودک با پدر یا مادرش دارد، الگوسازیهایی را که باید صورت بگیرد، در کودک ایجاد میکند.