
بریدههایی از کتاب در باب حکمت زندگی
۳٫۴
(۳۶)
کیمیاگرانی که در جستجوی طلا بودند، چیزهای دیگری کشف کردند، از جمله باروت، سفال، دارو و حتی قوانین طبیعت. بنابراین، حسی وجود دارد که میگوید همهٔ ما کیمیاگریم.
mahdi amani
به علاوه، شر همیشه در دنیا حاکم است و حماقت غالب. سرنوشت بیرحم است و انسانها قابل ترحم. در چنین دنیایی، کسی که ثروت درونی دارد، همچون خانهای گرم، روشن و شاد در کریسمس است.
vayoishere
حتی سگ هم تحمل محبت بیش از حد را ندارد، چه رسد به انسان!
علیرضا
حماقت بزرگی است که درون را فدای بیرون کنیم
فاطمه مهلا پذیرش مثبت
به قول ابن یمین، شاعر پارسیزبان:
گر جهانی ز دست تو برود
مخور اندوه آن، که چیزی نیست
عالمی نیز اگر بهدست آری
هم مشو شادمان، که چیزی نیست
کاربر ۹۵۱۲۳۷۰
کسی که شخصیت آرام و متعادلی دارد در شرایط فقر هم میتواند خوشبخت باشد، در حالی که انسان حریص، حسود و شرور اگر ثروتمندترین فرد دنیا باشد، باز هم بدبخت است. حتی برای کسی که همواره از شخصیت خاص و عقلانیت بالایی برخوردار است، اغلب لذتهایی که دیگران به دنبال آنند، نه تنها زائد بلکه رنج و دردسر خواهد بود.
یونس
دو دشمن سعادت انسان، «رنج» و «بیحوصلگی» هستند. میتوان گفت هرچقدر موفق شویم که از یکی از اینها فاصله بگیریم، به دیگری نزدیک میشویم. درواقع، زندگی نوسانی کم و بیش شدید بین این دو است
فاطمه مهلا پذیرش مثبت
اتفاقات یا شرایط بیرونی بر هر کس، تأثیر متفاوتی دارد؛ و حتی در محیطی کاملا مشابه، هر فرد در دنیای خود زندگی میکند. زیرا آدمی فقط افکار، احساسات و ارادهٔ خود را آشکار میسازد و عوامل بیرونی، تنها از طریق همان عوامل درونی بر او اثر میگذارد. دنیای هر فرد، کاملا از طریق نگرشی شکل میگیرد که به دنیا دارد و بنابراین دنیای هر کس با دیگری متفاوت است؛
بهار
زیرا بیشترین، متنوعترین و پایدارترین لذتها، ذهنیاند؛ لذتهایی که عمدتآ به نیروی ذهن وابستهاند، هرچند در جوانی از آنها غافل هستیم. بنابراین، سعادت ما تا حد زیادی به فردیت ما، یعنی آنچه که هستیم، بستگی دارد.
یونس
فقط کلا ماجرا، همان داستان قدیمی سگی است که با دیدن تصویر خود در آینه پارس میکند، زیرا فکر میکند سگی دیگر است، نه خودش.
eishnoshinak
مزایای حقیقی شخصیتی، مانند روح بزرگ یا قلب بزرگ در مقایسه با مزایایی مانند مقام و مرتبه ـ حتی اگر از خانوادهای سلطنتی باشد ـ همچون تفاوت میان هنرپیشهای است که نقش پادشاه را روی صحنه ایفا میکند با کسی که پادشاه واقعی است.
tahereh
عنصر اصلی سعادت انسان، در ساختار درونی خود او قرار دارد. زیرا سرچشمهٔ بلاواسطهٔ رضایت یا عدم رضایت درونی آدمی، ناشی از مجموع احساسات، امیال و افکار وی است
بهار
گوته در دیوان شرقی ـ غربی میگوید:
«همهٔ انسانها، چه فقیر و چه غنی، اعتراف میکنند که بالاترین عامل سعادت، شخصیت آدمی است.»
زینب شیخی
سلامتی چنان بر همهٔ نعمتهای دیگر ارجحیت دارد که حقیقتآ میتوان گفت گدای سالم سعادتمندتر از پادشاه بیمار است.
HOSEIN
به قول ولتر: «هنگام مرگ، این جهان را همانقدر احمقانه و فاسد ترک میکنیم که در بدو تولدمان بود.»
ARAD
کسی که دچار فقر درونی است سرانجام گرفتار فقر بیرونی نیز میگردد.
فاطمه مهلا پذیرش مثبت
همانطور که ارسطو به درستی میگوید: «زندگی یعنی حرکت»؛ ذات و جوهرهٔ زندگی، حرکت است.
فاطمه مهلا پذیرش مثبت
اپیکور میگوید: «انسانها تحتتأثیر وقایع نیستند، بلکه تحتتأثیر افکارشان دربارهٔ وقایع هستند.»
HOSEIN
بنابراین، هر زمان که شادی در بزند، بیآن که لحظهای دچار تردید شویم باید در را به رویش بگشاییم، زیرا هرگز بیموقع نمیآید.
رضوان
کیمیاگرانی که در جستجوی طلا بودند، چیزهای دیگری کشف کردند، از جمله باروت، سفال، دارو و حتی قوانین طبیعت. بنابراین، حسی وجود دارد که میگوید همهٔ ما کیمیاگریم.
mahdi amani
، گوته در دیوان شرقی ـ غربی میگوید:
«همهٔ انسانها، چه فقیر و چه غنی، اعتراف میکنند که بالاترین عامل سعادت، شخصیت آدمی است.»۱۱
همه چیز این واقعیت را تأیید میکند که برای سعادت و رضایت در زندگی، عنصر ذهنی بسیار مهمتر از عنصر عینی است. از اصطلاحاتی
یونس
طول هر سال از عمر، نسبت مستقیمی با تعداد دورههای کل زندگی دارد: مثلا یک سال، در سن پنجاه سالگی، فقط به اندازهٔ یک دهم از یک سالی که در پنجسالگی گذشته است، به نظر میرسد. این تفاوت در سرعت زمان، بر هر دوره از زندگی ما تأثیری قطعی میگذارد: اول از همه، باعث میشود دوران کودکی ـ هر چند فقط شامل پانزده سال است ـ طولانیترین زمان و در نتیجه غنیترین دورهٔ زندگی باشد. و بعد، ما را به این نتیجه میرساند که هر چه سن کمتر باشد، احتمال کسالت و بیحوصلگی بیشتر است
eishnoshinak
«اگر مجبور بودیم بر اساس توجه و نظر دیگران زندگی کنیم، بهتر بود اصلا به دنیا نمیآمدیم. زیرا مردم برای مهم جلوهدادن خود، با خرسندی، وجود ما را نادیده میگیرند.»
کاربر ۴۸۷۵۳۶۳
حرکت بیوقفه و سریع در هر بخش از ارگانیسم جریان دارد؛ قلب با انبساط و انقباضهای پیچیدهاش، بیوقفه و خستگیناپذیر میتپد و با بیست و هشت تپش، کل خون را از طریق شریانها، سیاهرگها و مویرگها عبور میدهد. ریهها مانند یک موتور بخار، بیوقفه پمپ میکنند. رودهها همواره در حرکت حلقوی هستند. تمام غدد مدام درحال جذب و ترشحاند. حتی مغز با هر ضربان و هر نفسی که میکشیم، حرکتی مضاعف دارد. اگر به هر دلیلی اصلا ورزش نکنیم ـ مانند عدهٔ زیادی از مردم که محکوم به یک زندگی بیتحرکاند ـ عدم تناسب فاحش و مرگباری میان بیتحرکی بیرونی و جنب و جوش درونی به وجود میآید. زیرا حرکت بیوقفهٔ درونی به همکاری خارجی نیاز دارد و فقدان آن، آثاری به بار میآورد، مانند هیجانی که ناچاریم آن را سرکوب کنیم.
HOSEIN
هوراس درباره خود میگوید: «هرچند بسیار کسانی هستند که از تجملات زندگی (جواهرات، سنگهای مرمر و عاج، مجسمهها، تابلوها، نقره، لباسهای رنگارنگ) محروماند، اما دست کم یک نفر هست که میخواهد بدون اینها زندگی کند.»
و نیز هنگامی که سقراط اشیاء لوکس چیده شده برای فروش را دید، بانگ برآورد: «چه چیزهای بسیاری در دنیا هست که نمیخواهم داشته باشم.»
فاطمه مهلا پذیرش مثبت
شاید افراد سختکوش زیادی را ببینید که مانند مورچهها از صبح تا شب مشغول تلاش و در پی افزایش ثروت خویشاند. این افراد، چیزی فراتر از افق تنگی که لازمهٔ رسیدن به ثروت است، نمیدانند. ذهنشان خالی است و قدرت تأثیرپذیری ندارد. بهترین لذتها، یعنی لذتهای ذهنی برایشان دستنیافتنی است و بیهوده میکوشند تا لذتهای فانی و زودگذر حسی را که هزینهای گزاف در بر دارد، جایگزین آنها کنند.
فاطمه مهلا پذیرش مثبت
هیچ چیز کمتر از ثروت و هیچ چیز بیشتر از سلامتی به شادی و نشاط کمک نمیکند. آیا در طبقات پایینتر یا به اصطلاح طبقات کارگر، به ویژه آنها که در روستاها زندگی میکنند، چهرههای بشاش و راضی، و برعکس در میان ثروتمندان و طبقات بالای جامعه، چهرههای عبوس و آزرده را ندیدهاید؟
رضوان
بررسیهای کلی نشان میدهد که دو دشمن سعادت انسان، «رنج» و «بیحوصلگی» هستند. میتوان گفت هرچقدر موفق شویم که از یکی از اینها فاصله بگیریم، به دیگری نزدیک میشویم. درواقع، زندگی نوسانی کم و بیش شدید بین این دو است؛ زیرا هر یک از این دو در تضاد مضاعف با دیگری قرار دارد: تضاد خارجی یا عینی، و تضاد درونی یا ذهنی. نیاز و فقر باعث رنج میشود، درحالی که انسان بیش از حد مرفه، کسل و بیحوصله است. به همین دلیل، طبقات پایین جامعه درگیر مبارزهای بیوقفه با فقر و طبقات بالا مشغول نبردی دائمی و اغلب ناامیدانه با کسالت و بیحوصلگیاند. تضاد درونی یا ذهنی از این حقیقت ناشی میشود که حساسیت انسان نسبت به رنج و درد با حساسیت او نسبت به کسالت و بیحوصلگی، رابطهٔ معکوس دارد. زیرا حساسیت، با قدرت ذهنی نسبت مستقیم دارد
رضوان
قماربازی که بیشک پستترین شکل فساد است.
رضوان
یک انسان معمولی و عادی، فقط هنگامی آشکارا به چیزی علاقمند میشود که ارادهاش را برانگیزد، یعنی موضوعی که نفع شخصی برای او داشته باشد. اما تحریک مداوم اراده، همیشه خیر مطلق نیست و به عبارت دیگر با درد و رنج همراه است.
رضوان
حجم
۲۲۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۷۷ صفحه
حجم
۲۲۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۷۷ صفحه
قیمت:
۵۲,۰۰۰
تومان