تو از عاشق شدن میترسی؟
Mehrgol
حنجره تو بیخود پاره نکن...سرخی شرم راه رو بر
سرخی پرچمت بسته...داس کند شده و چکش زنگ زده، عین گرامافون قراضه و صفحهٔ خط افتادهت...
Mehrgol
آره، این بدمصّب ( به متن باغ آلبالو اشاره میکند)داره میگه دنیا داره عوض میشه، امّا نه اونجور که شما خیال میکنین...نه با پیکار تودههایی که از صدتا، نودتاشون نمیدونن واسه کی و چی دارن پیکار میکنن...
Mehrgol
اجازه بدی یا ندی، این یه نمایشنامهٔ کمدیه، پس
بخند، به من، به خودت، به آرزوهای زِپِرتیت، به آرمانهای اَلَکیت، اونقدر بخند تا اشک از چشمات سرازیر بشه...فقط بعدِ بارونه که میتونی رنگین کمان بینی...
Mehrgol