معلوم شد که اصل قضیه نه موضوع کودکهمسری بلکه پدیدهٔ شارلاتانهمسری است. در واقع مادر متولد سال شصت بود که با زدوبند و لابی و سوءاستفاده از برخی ارتباطات موفق شده بود سنش را در شناسنامه یازده سال کم کند.
حالا مادر در جایگاه متهم جلوِ رویم نشسته بود. وقتی به او نگاه میکردم انگار داشتم به یک دستگاه پژوِ دویست و شش صندوقدار با صد و پنجاههزار کیلومتر کارکرد، چپی، یاتاقانزده، و دور و سقف کاملاً رنگشده نگاه میکردم که کیلومترش را به چهارهزار و پانصد تبدیل کردهاند و به جای خودروِ بیرنگِ متعلق به یک خانم دکتر دندانپزشکِ متخصص ایمپلنت در نمایشگاه اتومبیل به یک آدم بدبخت قالب کردهاند.