جملات زیبای کتاب آستارا تنها بندر بی کشتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب آستارا تنها بندر بی کشتیsubscriptionAvailable

کتاب آستارا تنها بندر بی کشتی

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
داوود ملک‌زاده
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ایران
۵
نگاه هر قدر هم که دور باشی شب، ماه که می‌تابد کنار پنجره بیا و خوب نگاه کن! دل‌ام خوش است جایی را می‌بینم که تو هم نگاه می‌کنی.
masihakekooshmooloo
۴
با وعده‌ی بهشت در حسرت نان و بوسه مات جناب جردن و فرشته خانوم از پل تجریش ردش کردند. حتا نگذاشتند گدای در خانه‌شان باشد. حالا او مانده و بقچه‌ای پر از تهران دنبال فعله‌گی دربه‌درِ نان. کارگر شمالی در کارگر شمالی!
پاییز بانو
۴
شاید عشق، همان دود سیگاری باشد که می‌خواست جای تو را در قلب‌ام بگیرد.
پاییز بانو
۳
دراز می‌کشی بر پلاژی در ساحل خزر لحاف ترد و خنکی به روی‌ات می‌ریزد باد.
پاییز بانو
۳
دریای خزرم ـ که منت هیچ اقیانوسی را نمی‌کشم ـ و تمام دردها را توی خودم می‌ریزم.
آرزو
۲
نگران تهران می‌شوم وقتی حس می‌کنم زیر پای‌اش را خالی کرده‌اند و هر لحظه ممکن است ب ر ی ز د...
آرزو
۲
الدّهرُ یومانِ... زنده‌گی دو روز است: یک روز علیه تو یک روز علیه تو...
آرزو
۲
کاش فقط یک‌شب دندان درد تو می‌شدم، غر می‌زدی ولی مدام به فکر من بودی. * آه، چه طالع بی‌مقداری هیچ‌یک از این‌ها نیستم اشرف مخلوقات‌ام عاجز عاجز با حسرتی تمام‌نشدنی.
ایران
۱
هر قدر هم که دور باشی شب، ماه که می‌تابد کنار پنجره بیا و خوب نگاه کن! دل‌ام خوش است جایی را می‌بینم که تو هم نگاه می‌کنی.