جملات زیبا از متن کتاب گزارش آخرین تابستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب گزارش آخرین تابستان

کتاب گزارش آخرین تابستان

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
سهند ایرانمهر
انتشارات: 
نشر ثالث
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
رقصنده با ترس
۷
درون هر کس قبرستانی است برای آن‌ها که دیگر نمی‌خواهد به یادشان باشد. اما قبرستان‌های بیرون از روحمان پر است از آن‌هایی که دلمان می‌خواهد همیشه جلوی چشمانمان باشند.
رقصنده با ترس
۲
آدم، هیچ‌وقت از حال‌وهوای بد و تودهٔ پرفشار تنهایی خلاص نمی‌شود، فقط گاهی دلش می‌خواهد از زمان و مکان، بهتر است بگویم خودش، فرار کند، اگرچه نمی‌تواند.
zsh88
۲
پدرم فکر می‌کرد خوشبختی چیزی نیست که از بیرون بیاید. خوشبختی هر کس با مقیاس خودش سنجیده می‌شود و همان حس رضایتی است که آدم در درون خود به آن می‌رسد.
Hossein Ghadjari
۲
توی هر دوره‌ای یه اتفاقاتی می‌افته که توی کتاب‌های تاریخی می‌نویسن. یه اتفاقاتی هم می‌افته که فی‌الواقع، آدم‌ها هر کدوم بسته به این‌که اون موقع کجا بوده‌ن، وضعشون چطور بوده و اوضاع رو چه جوری می‌دیده‌ن، با گوشت و پوست حسش کرده‌ن و برای نسل بعد تعریف می‌کنن. با همهٔ این‌ها، هر دوره یه روح و بویی داره که نه می‌شه دربارهٔ اون بو نوشت و نه می‌شه در مورد اون روح حرف زد. از همه عجیب‌تر این‌که خود آدم هم وقتی خودش اون دوران رو مرور می‌کنه فی‌الواقع از منطق و حس‌وحالی که توی اون دوران کاملاً درکش می‌کرده سر درنمی‌آره.
Mohammad Javad Mohammadi
۰
یادم افتاد، زمانی کسی گفته بود، روزی که هیچ‌کداممان یادمان نمی‌آید؛ آخرین روز کودکی‌مان بوده است.
کاربر ۸۸۳۹۳۳۲
۰
قصه چیست از مشکلی آشفتن است و آنچه نتوان گفت هرگز، گفتن است عطار نیشابوری، مصیبت‌نامه
کاربر ۸۶۹۳۸۶
۰
جایی خواندم که مرز بین کودکی و بزرگسالی را می‌توان از احساس آدم به خواب فهمید. تا وقتی از خواب فراری هستی کودکی، وقتی مترصدی که چشم را بر دنیا ببندی و بخوابی دیگر کودکی و شیرینی‌هایش تمام شده است.
کاربر ۸۶۹۳۸۶
۰
هر دوره یه روح و بویی داره که نه می‌شه دربارهٔ اون بو نوشت و نه می‌شه در مورد اون روح حرف زد. از همه عجیب‌تر این‌که خود آدم هم وقتی خودش اون دوران رو مرور می‌کنه فی‌الواقع از منطق و حس‌وحالی که توی اون دوران کاملاً درکش می‌کرده سر درنمی‌آره.
کاربر ۸۶۹۳۸۶
۰
فکر می‌کردیم همهٔ چیزهای بد رو می‌شه موقتاً در مورد بدها به کار گرفت و بعد از پیروزی کنار گذاشت، اما یادمون رفته بود که چیزی که توی خیابون کارت رو پیش می‌بره، توی خونه ولت نمی‌کنه و وقتی برای مبارزه با بدی، مثل اون بشی، باخته‌ای.»
کاربر ۶۸۲۰۱۵۱
۰
کودکی من پر است از این بدجنسی‌ها در حق ننه و پیری ننه پر از سخاوت‌هایی که فقط وقتی بزرگ می‌شوی می‌فهمی چقدر بزرگ است. شاید تاوانی که آدم در دهه‌های میانی و پایانی عمرش برای گناه به ظاهر ناکرده می‌دهد، نتیجهٔ همان عدالتی است که می‌گویند چرخش کُند است اما در هر حال، می‌چرخد.
کاربر ۶۸۲۰۱۵۱
۰
درون هر کس قبرستانی است برای آن‌ها که دیگر نمی‌خواهد به یادشان باشد. اما قبرستان‌های بیرون از روحمان پر است از آن‌هایی که دلمان می‌خواهد همیشه جلوی چشمانمان باشند.
کاربر ۶۸۲۰۱۵۱
۰
کردم: «حرکت نباشد الا در زمان، یکی از گذشته و یکی از نیامده و میان این دو قسم زمان متحرک، برزخی قسمت‌ناپذیر بر مثال خطی که نه از آفتاب باشد نه از سایه و آن برزخ را به تازی "الان" و به پارسی "اکنون" گویند. گذشته بر او افزاید و آینده نقصان نگیرد و عاقبت خلق عالم جملگی بسته به برزخِ اکنون باشد.»