
بریدههایی از کتاب دروغ هایی که به خود می گوییم
۳٫۰
(۱۹)
زورگویی و سرکوب همیشه نشانگر یک فرد بزدل است؛ فردی که چنان از زندگی میترسد که بهجای پذیرش آن، میکوشد آن را از هستی ساقط کند
شیرین
وقتی آنچه تحملناپذیر است، به اشتراک گذاشته شود، تحملپذیر میشود.
Bahare Salimi
در واقع پیام درمانگرها همواره یکسان است: «آنچه از آن میگریزید، همان جایی است که باید در آن آرام بگیرید. باید به استقبال چیزی بروید که از آن هراس دارید. باید آنچه نادیده میگیرید را با گوش جان بشنوید.»
شیرین
ارتباط با حقیقت ما را التیام میبخشد و پیوند با وهم و خیال ما را بیمار میکن
شیرین
گوشکردن را نیاموختهایم. زندگی را در گریز میگذرانیم و هرگز متوجه نیستیم که از احساسات و آنچه آنها را برمیانگیزاند، میگریزیم. هرگز نمیآموزیم تفاوت بین کسی که هستیم و کسی که تلاش میکنیم باشیم را تجربه کنیم
شیرین
گاهی میگوییم: «من مشکلی دارم.» گاهی نیز ادعا میکنیم: «تو مشکلی داری!» ما قصور کار را مییابیم. «همسرم نباید دیر بیاید»، «همسرم باید بداند من چه میخواهم.» ما «باید» را برای دیگران وضع میکنیم. اگر آنها آنطور که ما میخواهیم نباشند، گمان میکنیم در اشتباهاند. دیگران ممکن است خطاکار نباشند بلکه قابلههایی باشند که ما را از رحم توهمها بیرون میکشند
شیرین
این مرد عاشق همسرش نبود. او همسرش را آنطور که میخواست باشد، دوست داشت
شیرین
آنها را قضاوت و متهم میکنیم و در هالهای از ابهام، مدعی میشویم که بههیچوجه قادر به درک آنها نیستیم؛ چرا؟ زیرا آنها با دروغهایی که دربارهٔ چگونهبودن میگوییم، همخوانی ندارند. آنها باید همانند ما باشند، چیزی را بخواهند که ما میخواهیم، کاری را انجام بدهند که ما انجام میدهیم و آنگونه بیندیشند که ما میاندیشیم. میخواهیم مردم بینقص باشند؛ همسانهایی بینقص.
شیرین
چهچیز نابود میشود؟ توهمات ما درهم میشکند. امیدهای ما از هم فرومیپاشد. رؤیاهایمان نابود میشود. از پنجره به بیرون مینگریم و دنیا نیز چنین به نظر میرسد. به درونمان مینگریم و چیزی جز تخیلات ویرانشده نمیبینیم.
شیرین
زیبایی تحریف در این است که ما با حذف اطلاعات کافی میتوانیم هرکسی را اهریمن جلوه دهیم و با پرداختن به یک دروغ در قالب یک واقعیت، از یک شخص تصویری مضحک بسازیم.
شیرین
ازدستدادن نه درست است نه نادرست. زندگی آنطور هست که ادامه دارد؛ مقدم بر نظرات ما. باور داریم که زندگی باید مطابق با نظرات ما ظاهر شود اما آن مطابق با اصول خودش پیش میرود
شیرین
جملهٔ «تو در اشتباهی» واقعاً به این معناست که «من از حقیقتی میترسم که تو در من بیدارش میکنی.»
کاربر ۱۷۹۸۴۹۰
اگر رابطهٔ عشقی زن بازتابی از رابطهٔ کاری مرد باشد؛ چه؟
کاربر ۱۷۹۸۴۹۰
اگر رابطهٔ عشقی زن بازتابی از رابطهٔ کاری مرد باشد؛ چه؟
کاربر ۱۷۹۸۴۹۰
«همسرم نباید دیر بیاید»، «همسرم باید بداند من چه میخواهم.» ما «باید» را برای دیگران وضع میکنیم. اگر آنها آنطور که ما میخواهیم نباشند، گمان میکنیم در اشتباهاند. دیگران ممکن است خطاکار نباشند بلکه قابلههایی باشند که ما را از رحم توهمها بیرون میکشند. آیا آنها میتوانند به ما کمک کنند تا در دنیای خودمان قدم بگذاریم؟
Bahare Salimi
حجم
۱۷۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۶۴ صفحه
حجم
۱۷۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۶۴ صفحه
قیمت:
۱۱,۰۰۰
تومان