جملات زیبای کتاب ازدواج بدون شکست | طاقچه
تصویر جلد کتاب ازدواج بدون شکست

بریده‌هایی از کتاب ازدواج بدون شکست

۲٫۶
(۷۷)
هفت عادت کشندهٔ رابطه بدین ترتیب هستند: (۱) انتقاد (۲) سرزنش (۳) شکایت و گلایه (۴) اذیت و آزار مداوم (۵) تهدید (۶) مجازات (۷) پیشنهاد پاداش یا رشوه برای تحت‌کنترل‌درآوردن طرف مقابل.
کاربر ۵۲۴۱۵۵۷
او این‌گونه انتخاب کرد که در خیانت‌های همسرش واکاوی نکند تا بتواند با ذهنی باز زندگی‌اش را از نو بسازد. او این رفتار را از خود بروز داد چون به این باور رسیده بود که فقط از پس کنترل و تغییردادن خودش برمی‌آید.
آرام
را جایگزین آن هفت عادت مخرب سازیم: ۱) گوش‌دادن ۲) حمایت‌کردن ۳) تشویق‌کردن ۴) احترام‌گذاشتن ۵) اعتمادکردن ۶) پذیرفتن ۷) بحث‌کردن بر سر اختلافات.
کاربر ۵۲۴۱۵۵۷
من هم مثل بسیاری از افراد با فردی ازدواج کردم که حاصل انتخاب اشتباهم بود؛
آرام
از سال‌ها پیش می‌دانستم که سرانجام باید روزی از همسرم جدا شوم
آرام
هیچ‌کس قادر به پیش‌بینی رفتارهای انسانی نیست
آرام
اگر بدانیم که یکی از نیازهای اساسی هر انسانی عشق‌ورزیدن و دوست‌داشته‌شدن است، هرگز بعد از ازدواج به‌سراغ رفتارهایی مثل انتقاد از طرف مقابل، سرزنش وی یا شکایت از او نمی‌رویم؛ چون می‌دانیم که این رفتارها حس‌وحال بدی را در هر دو طرف ایجاد می‌کند و آن‌ها را به این باور می‌رساند که ازدواجشان نتوانسته است این نیازشان را برآورده سازد.
gelareh
ادامهٔ بقا، دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن، قدرت، آزادی و تفریح است.
کاربر ۵۲۴۱۵۵۷
هرگز نمی‌توان گذشته را، با هر میزان تلاشی، تغییر داد.
کاربر ۷۱۴۹۰۵۶
آسیب‌رساندن به دیگری به‌معنای آسیب‌رساندن به خود اس
gelareh
ما به آن‌ها توصیه کردیم که اقدامات یا ایده‌هایی را برای بهبود زندگی مشترکشان به کار بگیرند، نه برای راضی‌کردن یکدیگر.
نورآ
انسان‌ها زمانی پیشرفت می‌کنند که درصدد برآورده کردن پنج نیاز اصلی و اساسی خود برمی آیند تا حالشان بهتر شود یا احساسات بد به آن‌ها هجوم نیاورد. این پنج نیاز که در ژن‌هایشان نوشته شده است ودر همین کتاب به تفصیل از آن‌ها سخن خواهیم راند، شامل نیاز به ادامهٔ بقا، دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن، قدرت، آزادی و تفریح است.
نورآ
«تقصیر من نیست. همه چیز تقصیر همسرم است. همیشه او مسبب بروز تمام بدبختی‌ها و ناراحتی‌هایمان بوده است. اکنون، وظیفهٔ من این است که هرآنچه در توان دارم، برای تغییر رفتارهای همسرم انجام دهم تا همه‌چیز درست شود.» زوج‌هایی که چنین نگرشی را اتخاذ می‌کنند و
gelareh
این هفت عادت کشندهٔ رابطه بدین ترتیب هستند: (۱) انتقاد (۲) سرزنش (۳) شکایت و گلایه (۴) اذیت و آزار مداوم (۵) تهدید (۶) مجازات (۷) پیشنهاد پاداش یا رشوه برای تحت‌کنترل‌درآوردن طرف مقابل. این عادت‌ها واقعاً کشنده هستند. اگر کسی در انجام آن‌ها استمرار ورزد، زندگی مشترک خود را بی‌شک به نابودی خواهد کشاند
gelareh
«چرا در هنگام مواجهه با دوستان همان رفتاری را از خود نشان نمی‌دهید که در هنگام مواجهه با همدیگر در زندگی مشترک بروز می‌دهید؟» پاسخ بیشتر این زوج‌ها این است: «اگر با دوستانم همان طور رفتار کنم که با همسرم رفتار می‌کنم، بی‌شک آن‌ها با من قطع رابطه خواهند کرد.» ا
gelareh
ر صورت قطع یک رابطهٔ دوستی هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد و هیچ مجازات یا خسارتی متوجه طرفین نیست؛ ولی در صورت قطع یک رابطهٔ زناشویی، اموال یا حقوقی باید میان آن‌ها ردوبدل شود که زیر بار آن‌ها رفتن دردناک است
gelareh
چون دائم درگیر احساس خودقربانی‌پنداری و تلاش برای کنترل‌کردن یا تغییردادن دیگری هستند. این زوجین گرفتار مشکلات روانی، اعتیاد یا ابراز خشونت به همسر یا فرزند می‌شوند؛ به همین دلیل، روابط زناشویی‌شان به بن‌بست می‌رسد و آن‌ها را به جدایی و طلاق وامی‌دارد. در مقابل، هیچ‌یک از این مشکلات در روابط دوستی وجود ندارد و تا سال‌های سال دوام می‌آورند. در واقع، برقراری روابط دوستی بلندمدت با افراد را باید یکی از عوامل مؤثر و بازدارنده در بروز مشکلات روانی یا رفتاری دانست.
gelareh
آنجایی که مردان نیاز کمتری به دوست‌داشته‌شدن دارند، هرگز درک نمی‌کنند که چرا همسرانشان بی‌حدوحصر به آن‌ها عشق می‌ورزند.
gelareh
اگر زنی که نیاز بسیار زیادی به محبت‌کردن و محبت‌دیدن دارد، دریابد که شریک زندگی‌اش به این‌همه عشق‌ورزی او نیاز ندارد، درصدد برمی‌آید که او را با محبت‌هایی وادار به عشق‌ورزیدن کند که می‌داند از نظرش همسرش بسیار افراطی است. بیشتر آن‌ها از پس انجام چنین کاری برنمی‌آیند؛ چون شتاب‌زدگی، تلاش و اصرار بیش‌ازحد به خرج می‌دهند. فرآیند آموختن نحوهٔ عشق‌ورزی به یک مرد، فرآیندی است که باید با آرامش، دقت و صبر پیش برود. زنان نباید در آموختن این هنر به همسرانشان عجله داشته باشند.
gelareh
برآورده سازیم. نیاز به قدرت به ما اجازه نمی‌دهد که در هیچ رابطه‌ای (به‌ویژه رابطهٔ زناشویی) زیردست دیگر باشیم. من بر این باورم که دلیل ناموفق‌شدن بیشتر ازدواج‌ها این است که زوجین نمی‌توانند نیاز خود به قدرت را به‌درستی برآورده سازند
gelareh
ولی عادت به انتقادکردن از همه کُشنده‌تر و نابودکننده‌تر است. همین یک رفتار، به‌تنهایی، می‌تواند یک زندگی مشترک را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به نابودی بکشاند
gelareh
محدودشدن آزادی هریک از زوجین بعد از ازدواج به‌قدری برایشان دردناک و ناراحت‌کننده است که ازدواج را در نظرشان کم‌ارزش می‌کند.
gelareh
افرادی که یکدیگر را از صمیم قلب دوست می‌دارند، حاضر می‌شوند آزادی‌های کافی را به طرف مقابل خود بدهند. از نظر آن‌ها، امن‌ترین نقطهٔ جهان همان جایی است که همسرشان در آن حضور دارد. به هر حال، آن‌ها باید مراقب وابستگی احساسی خود باشند. اگر آن‌ها به طرف مقابل خود از نظر احساسی وابسته شوند، هرگز نمی‌توانند دوری او را تحمل کنند که گاهی به‌دلیل نیازش به آزادی یا تنهابودن روی می‌دهد.
gelareh
«من فقط می‌توانم رفتار خودم را کنترل کنم.» بیشتر مباحثات، ناموفق و منازعه‌آفرین می‌شود؛ چون طرفین آن بر این باور هستند که باید رفتار دیگری یا دیگران را تحت کنترل خود درآورند و آن‌ها را تغییر دهند تا همه‌چیز خودبه‌خود درست شود
gelareh
«من فقط می‌توانم رفتار خودم را کنترل کنم.» بیشتر مباحثات، ناموفق و منازعه‌آفرین می‌شود؛ چون طرفین آن بر این باور هستند که باید رفتار دیگری یا دیگران را تحت کنترل خود درآورند و آن‌ها را تغییر دهند تا همه‌چیز خودبه‌خود درست شود
gelareh
به‌محض اینکه زن عادت غرغرکردن را رها می‌کند، مرد تمایل پیدا می‌کند که بیشتر شب‌ها را در منزل و در کنار او سپری کن
gelareh
شاید باورتان نشود که حتی دردهای جسمانی مثل سردردهای عصبی و کلیهٔ رفتارهایی که از علائم بیماری روانی محسوب می‌شوند، مثل افسردگی، نیز انتخاب خود افراد هستند. در واقع، انسان‌های ناراحت و ناراضی، بی‌آنکه خودشان آگاه باشند، افسرده‌بودن یا بروز علائم بیماری‌های روانی را انتخاب می‌کنند. فهرست کارهای اختیاری بی‌پایان است. من فقط تعداد کمی از آن‌ها را نام بردم تا بدانید که تقریباً تمام رفتارهای زجرآوری که در یک موقعیت ناراحت‌کننده از خود بروز می‌دهیم، خودکامه هستند؛ یعنی ما آن‌ها را با انتخاب و اختیار خود بروز داده‌ایم. به بیان دیگر، این قدرت یا حق انتخاب را داشتیم که در همان شرایط، رفتاری متفاوت و خوشایند داشته باشیم.
gelareh
ر مقابل، اگر به خود بگوییم «این خودم هستم که افسرده‌بودن را انتخاب کرده‌ام»، به این فکر می‌افتیم که دست از منتظربودن و ناله‌وزاری‌کردن برداریم و گزینه‌های بهتری را انتخاب کنیم تا از میزان افسرده‌بودنمان کاسته شود. فقط بعد از این تغییر نگرش است که دیگر از آدم‌ها یا اتفاقات پیرامون، انتظار معجزه‌آفرینی، کمک یا بهترکردن حس‌وحالمان را نداریم. در این هنگام به خود می‌گوییم: «شاید خودم باید به خودم کمک کنم.» اگر خود را متقاعد کنیم که هیچ‌کس جز خودمان نمی‌تواند به ما کمک کند،
gelareh
«من اصلی‌ترین مقصر زجرکشیدن خودم هستم؛ چون خودم آن را انتخاب کرده‌ام. اکنون، دیگر شک ندارم که هیچ‌یک از این احساسات دردناک هیچ فایده‌ای برایم نخواهند داشت و مرا به مقصدم نمی‌رسانند. اکنون که نظریهٔ انتخاب را فراگرفته‌ام، چرا نباید آن را به کار گیرم؟ تا پیش از آشنایی با این نظریه، همواره در تلاش بودم زندگی مشترک خود را با سرکوب عصبانیت‌ها و بروزندادن آن‌ها بهتر یا حفظ کنم؛ ولی این شیوه کاملاً بی‌تأثیر بوده است. شاید تا پیش از این می‌توانستم خود را این‌طور توجیه کنم که هیچ راه‌حل بهتری ندارم؛ ولی حالا که با این نظریه آشنا شده‌ام، حق بهانه‌تراشی ندارم
gelareh

حجم

۱۸۰٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

حجم

۱۸۰٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

قیمت:
۱۲,۰۰۰
۸,۴۰۰
۳۰%
تومان